عشق يا شهوت كدام درست است

سلام بر تو هموطن من ايراني بايد زيبا باشد و زيبا فكر كند

و این هم از آموزش نظر دادن

این پست مخصوص نظر دادن است

(دوستان نظرات شما همه چیز ما است ما منتظر هستیم)

دوستان عزیز آقایان و خانوم ها گرامی من هر  چند روز وب سایت را به روز می کنم پس برین پست بعدی به پایین را نگاه کنید.

درصورت خواستن مشاوره به این آدرس میل بزنید و مشکل خود را بگویید.

iran_fly2@yahoo.com

سال نو مبارک

بچه ها در سال قبل از این وب سایت چه استفاده ای کردید

بهترین مطلب وب سایت چی بود

به بهترین نظر یک کارت شارژ۲ تومنی می دم

نوشته شده در چهارشنبه 30 اسفند1391ساعت 0 قبل از ظهر توسط عاشق زندگی زیبا|

چطور فردی مناسب خود را پیدا کنید


 
یک رابطه سالم و دلپذیر می‌تواند بر خیلی جنبه‌های زندگی شما تاثیر داشته باشد، از سلامت احساسی و فکری شما گرفته تا سلامت جسمی و شادی و خوشبختی عمومی شما در زندگی. برای خیلی از ما، پیدا کردن کسی که بتوانیم زندگی خود را با او قسمت کنیم به نظر کاری غیرممکن می‌رسد. اما ناامید نشوید، حتی اگر در سابقه روابط خود هیچ رابطه طولانی‌مدتی نداشته‌اید یا از آشنایی‌ها و دوستی‌های امروزی خسته شده‌اید، هنوز هم می‌توانید نکاتی برای پیدا کردن یک عشق ماندگار یاد بگیرید.

 

رابطه سالم به چه رابطه‌ای گفته می‌شود؟

رابطه سالم، رابطه‌ای است که دو طرف ارتباطی بر اساس زیر بین خود ایجاد کنند:

 

- احترام متقابل

- اعتماد

- صداقت 

- حمایت

- عدالت/برابری

- هویت‌های جدا

- ارتباط کلامی خوب و قوی

- حس علاقه/خاطرخواهی

 

 

زندگی مجردی امتیازات زیادی دارد، مثلاً می‌توانید یاد بگیرید چطور رابطه‌ای سالم با خودتان ایجاد کنید. اما اگر برای قسمت کردن زندگی‌تان با کسی آمادگی دارید و می‌خواهید یک رابطه بادوام و باارزش داشته باشید، زندگی مجردی برایتان بسیار خسته‌کننده خواهد شد.


 
پیدا کردن فرد مناسب بیشتر اوقات کاری بسیار دشوار است که دلایل مختلفی دارد. ممکن است در خانواده‌ای بزرگ شده باشید که هیچ الگویی برای یک رابطه سالم ندیده باشید و تردید دارید که اصلاً چنین چیزی می‌تواند وجود داشته باشد یا خیر. یا شاید روابط گذشته‌تان روابطی کوتاه‌مدت و گذرا بوده است که در آن شما یا طرف مقابل خیلی زود خسته می‌شدید و نمی‌دانید چطور می‌توانید یک رابطه را ماندگار کنید. همچنین ممکن است جذب فردی نامناسب شده باشید و بخاطر حل نشدن مشکلاتی که در گذشته داشته‌اید همچنان به انتخاب‌های بد خود ادامه می‌دهید. همچنین این امکان وجود دارد که خودتان را در شرایط آشنا شدن با فردی مناسب قرار نمی‌دهید یا وقتی اینکار را می‌کنید، اعتمادبه‌نفس لازم برای نزدیک شدن به کسی را ندارید. موضوع هر چه که باشد، خیلی مهم است که باور داشته باشید به وجود آمدن یک رابطه عاشقانه سالم برای شما در آینده امکان‌پذیر است. 


 
همچنین مهم است که بفهمید که روابط همیشه کامل نیستند و همیشه نیاز به تلاش و علاقه به حل مشکلات به طریقی مثبت دارند. برای پیدا کردن و ساختن یک رابطه باارزش، لازم است با ارزیابی دوباره بعضی سوءتفاهمات خود درمورد رابطه شروع کنید که ممکن است جلو شما را برای پیدا کردن یک رابطه ماندگار گرفته باشد:

 

باور غلط درمورد رابطه و یافتن عشق ماندگار در زندگی 

 

باور غلط: «فقط وقتی می‌توانم شاد و خوشبخت باشم که یک رابطه داشته باشم.» یا «داشتن یک رابطه بد بهتر از نداشتن هیچ رابطه‌ای است.»

واقعیت: بااینکه بودن در یک رابطه سالم فواید بسیاری برای سلامتی دارد، اما خیلی افراد می‌تواند بدون داشتن هیچ رابطه‌ای به همان اندازه شاد و خوشبخت باشند. با وجود باور عموم درمورد مجردی خیلی مهم است که فقط بخاطر مجرد نبودن وارد هر رابطه‌ای نشوید. هیچ چیز ناسالم‌تر و مضرتر از بودن در یک رابطه بد نیست.

 

باور غلط: «اگر فوراً جذب یک نفر نشوم، ادامه آن رابطه چندان ارزشی ندارد.»

واقعیت: این یکی از بدترین باورهای نادرست است مخصوصاً اگر قبلاً تجربه‌ها و انتخاب‌های بدی داشته باشید. جذبه فوری جنسی و عشق ماندگار لزوماً هم‌جهت نیستند. احساسات می‌توانند به مرور زمان تغییر کرده و عمیق‌تر شوند و دوستان عادی به عاشق و معشوق تبدیل شوند -- البته اگر به این روابط فرصت رشد داده شود. 

 

باور غلط: «احساسات زنان با مردان متفاوت است.»

واقعیت: مردان و زنان چیزهای مشابهی را احساس می‌کنند اما گاهی‌اوقات احساساتشان را به طرق متفاوت ابراز می‌کنند که دلیل آن معمولاً شرایط اجتماعی است. اما هر دو آنها احساسات مشابه ناراحتی، عصبانیت، ترس و لذت را تجربه می‌کنند.

 

باور غلط: «عشق واقعی پایدار است.» یا «جاذبه فیزیکی به مرور زمان از بین می‌رود.»

واقعیت: عشق ندرتاً ساکن است اما این به آن معنا نیست که عشق یا جاذبه ظاهری به مرور زمان از بین می‌رود. با بالاتر رفتن سن، مقدار هورمون‌های جنسی هم در زنان و هم در مردان  کمتر می‌شود اما احساس بیشتر به شور و شوق شما بستگی دارد تا هورمون‌هایتان و شور جنسی می‌تواند به مرور زمان بیشتر هم شود.

 

باور غلط: «می‌توانم چیزهایی که دوست ندارم را در فردمقابلم تغییر دهم.»

واقعیت: شما نمی‌توانید کسی را تغییر دهید. آدمها فقط زمانی تغییر می‌کنند که خودشان بخواهند.

 

باور غلط: «چون با والدینم احساس نزدیکی زیادی نمی‌کردم، صمیمیت برایم مسئله دشواری خواهد بود.»

واقعیت: برای تغییر هر الگوی رفتاری هیچوقت دیر نیست. به مرور زمان و با تلاش کافی می‌توانید نحوه فکر کردن، احساس کردن و عمل کردن خود را تغییر دهید.»

 

باور غلط: «اختلاف نظر همیشه باعث بروز مشکل در رابطه است.»

واقعیت: اختلاف‌نظر همیشه منفی یا مخرب نیست. با داشتن مهارت‌های حل مشکل، اختلاف‌نظر می‌تواند فرصتی برای رشد یک رابطه باشد. 

 

 

انتظارات درمورد ایجاد رابطه و یافتن عشق

 
خیلی از ما وقتی می‌خواهیم شروع به پیدا کردن یک یار ماندگار کنیم یا وارد یک رابطه عاشقانه شویم، با یکسری انتظارات و توقعات از پیش تعیین‌شده (و اغلب غیرواقعبینانه) -- مثل اینکه ظاهر فرد باید چطور باشد یا رفتار او چطور باشد، رابطه باید چطور پیشرفت کند یا هر دو طرف چه نقشی باید در رابطه داشته باشند -- شروع می‌کنیم. این انتظارات ممکن است براساس تاریخچه خانوادگی شما، تاثیر همسالان، تجربیات سابق یا حتی اید‌آل‌هایی که در فیلم‌های یا تلویزیون می‌بینید باشند. اما حفظ خیلی از این توقعات غیرواقعبینانه می‌تواند باعث شود هر فردی به نظرتان ناکافی و هر رابطه جدیدی برایتان ناامیدکننده برسد.


 

 

وقتی به دنبال عشق هستید، ببینید چه چیز برایتان واقعاً اهمیت دارد

 

چه چیزی برای شما مناسب است؟

 

وقتی به دنبال عشقی ماندگار هستید، فراموش کنید چه چیزی درست به نظر می‌رسد، فراموش کنید چه چیزی در ذهنتان درست است، و فراموش کنید که دوستان، خانواده یا بقیه چه می‌گویند و چطور فکر می‌کنند. از خودتان بپرسید: آیا حس می‌کنم این رابطه درست است؟

 

اولین قدم برای پیدا کردن فرد مناسب تشخیص بین چیزی که از طرفتان می‌خواهید و چیزی که در طرفتان لازم دارید است. خواسته‌ها چیزهایی هستند که فکر می‌کنید در طرف‌مقابل دوست دارید مثل شغل، هوش و جذابیت‌های ظاهری مثل قد، وزن و رنگ چشم و مو. حتی اگر بعضی خصوصیات در ابتدا به نظرتان فوق‌العاده پراهمیت می‌آیند، به مرور زمان متوجه خواهید شد که ناامیدانه انتخاب‌‌هایتان را محدود خواهید کرد. مثلاً مهمتر است که کسی را پیدا کنید که:

 

- کنجکاو باشد تا بیش از حد باهوش. افراد کنجکاو به مرور زمان باهوش‌تر می‌شوند درحالیکه افراد باهوش اگر فاقد حس کنجکاوی باشند به مرور افول می‌کنند. 

 

- احساسی باشند تا جذاب.

 

- مهربان باشند تا زیبا یا خوش‌تیپ.

 

- کمی مرموز باشند تا درخشنده.

 

- شوخ‌طبع باشند تا پولدار.

 

- از خانواده‌ای با ارزش‌های مشابه با خانواده شما باشند تا شخصی از یک نژاد یا سابقه اجتماعی خاص.

 

نیازها متفاوت از خواسته‌ها هستند به این صورت که نیازها چیزهایی هستند که اهمیت بیشتری برایتان دارند، مثل ارزش‌ها، جاه‌طلبی‌ها یا اهدافتان در زندگی. اینها احتمالاً چیزهایی نیستند که با نگاه کردن به آدم‌ها در خیابان یا خواندن پروفایل فیسبوک آنها دستتان بیاید. 

 


 

نکاتی برای پیدا کردن عشق ماندگار 
 

۱: همه چیز را مد نظر قرار دهید
 

- جستجویتان برای فرد مناسب را مرکز زندگیتان قرار ندهید. روی فعالیت‌هایی که از آن لذت می‌برید، کارتان، سلامتی‌تان، و رابطه‌تان با خانوداه یا دوستانتان تمرکز کنید. وقتی روی شاد کردن خودتان متمرکز باشید، زندگی‌تان متوازن خواهد شد و وقتی با فردی جالب برخورد کنید، شما هم فردی جالب به نظر خواهید رسید.

 

- به خاطر داشته باشید که تاثیرات اولیه همیشه قابل‌اطمینان نیستند. مخصوصاً در دیدارهای اینترنتی، آدمها معمولاً خود واقعی‌شان را بروز نمی‌دهند. صرفنظر از نحوه و محل آشنایی، شناختن آن فرد معمولاً زمان می‌برد. باید قبل از اینکه بتوانید به خوبی آن فرد را بشناسید، بودن با او در شرایط مختلف را تجربه کنید. بعنوان مثال، وقتی اوضاع روزگار چندان بر وفق مراد پیش نمی‌رود، یا وقتی خسته یا گرسنه هستند، چطور رفتار می‌کنند؟

 

- درمورد اشتباهات و کوتاهی‌های خود صادق باشید. همه آدمها اشتباهات یا نواقصی دارند و برای ماندگار کردن یک رابطه، کسی را می‌خواهید که شما را همانطور که هستید دوست داشته باشد نه فردی که می‌خواهد باشید. در بسیاری از موارد، چیزی که به نظر شما یک نقص می‌آید، برای طرف‌مقابلتان جالب و دلپذیر می‌‌آید. با صادق بودن فرد مقابلتان را هم تشویق می‌کنید که صداقت داشته باشد و این می‌تواند مقدمه شروع یک رابطه ماندگار باشد.

 

- قبل از اینکه در یک رابطه، افقی سرمایه‌گذاری کنید، در آن رابطه عمودی سرمایه‌گذاری کنید. برای برقراری رابطه‌جنسی عجله نکنید و تا بعد از ازدواج صبر کنید زیرا بعدها ایجاد یک رابطه جنسی خوب سخت‌تر خواهد شد. بااینکه در دنیای امروز این کار به نظر سخت می‌رسد اما سعی کنید اول طرف‌مقابلتان را بشناسید. این باعث می‌شود بعدها بتوانید رابطه‌جنسی راضی‌کننده‌تری برقرار کنید.



 

۲: اولویتتان لذت بردن باشد
 

قرارهای اینترنتی و دورهمی‌های مجردی ممکن است برای بعضی جالب و لذت‌بخش باشد اما برای خیلی‌ها فاقد آن حالت خودبخودی است و مثل یک مصاحبه‌های کاری پراسترس می‌ماند تا اتفاقات مفرح اجتماعی. و متخصصین قرارهای عاشقانه  هر چه هم که بگویند، باید بدانید که بین پیدا کردن کار مناسب و پیدا کردن عشق مناسب تفاوت بسیاری است.

 

به وقتتان به عنوان یک فرد مجرد بعنوان فرصتی برای آشنا شدن با افراد جدید، وسعت دادن به دایره اجتماعی‌تان و شرکت کردن در مراسم‌های مختلف نگاه کنید. به جای چرخ زدن در سایت‌های دوستیابی اینترنتی یا چرخیدن در خیابان‌ها سعی کنید فعالیت‌هایی پیدا کرده و در آنها شرکت کنید که برایتان جذاب باشند. همین که خودتان را در یک محیط جدید قرار دهید فرصت آشنا شدن با افراد جدید را برایتان فراهم می‌کند، افراد جدیدی که علایقی شبیه به شما دارند. حتی اگر در این محیط با آن فرد خاص آشنا نشدید، همین که از وقتتان لذت‌ برده‌اید و کاری انجام داده‌اید که برایتان دلپذیر بوده کافی است.

 

- در کلاس‌های آموزشی مختلف شرکت کنید.

 

- عضو کلوب‌ها دوومیدانی و دوچرخه‌سواری یا هر تیم ورزشی دیگر شوید.

 

- عضو گروه‌های تئاتر، سینما یا موسیقی شوید.

 

- خلاق باشید: لیستی از فعالیت‌های موجود در منطقه خود را بنویسید و با چشمان بسته دستتان را روی یکی از آنها بگذارید و آن را انتخاب کنید.

 


 

۳: یاد بگیرید جواب منفی بشنوید.
 

همه آنهایی که به دنبال عشق هستند، در نقطه ای با طرد شدن و جواب منفی روبه‌رو می شوند. بعضی می‌توانند بر عصبانیت، خجالت یا اضطراب خود غلبه کنند و بعضی هم آنقدر می‌ترسند که این اتفاق دوباره تکرار شود که از هرگونه آشنایی تازه دوری می‌کنند. برای خیلی‌ها هم جواب منفی دادن به دیگران سخت است و خودشان را مجبور می‌کنند که مدت‌های طولانی در رابطه‌ای که اصلاً علاقه‌ای به آن ندارند بمانند.

 

با مثبت و صادق بودن با خودتان و دیگران، کنار آمدن با جواب منفی دیگران آنقدرها هم سخت نخواهد بود. رمز کار این است که قبول کنید جواب منفی بخش غیرقابل‌اجتنابی از آشنایی است اما نیازی نیست زمان زیادی را درمورد آن نگران باشید. 

 

نکاتی برای کنار آمدن با جواب منفی در آشنایی‌ها
 

• به خودتان نگیرید. اگر بعد از یک یا چند آشنایی با پاسخ منفی روبه‌رو شدید، طرف‌مقابل شما را بخاطر موضوعی که خودتان هیچ کنترلی روی آن ندارید رد کرده است -- مثلاً بعضی‌ها فقط بور یا مشکی دوست دارند، بعضی افراد پرحرف و بذله‌گو را به افراد ساکت ترجیح می‌دهند-- یا شاید هم نمی‌توانند از پس مشکلات خودشان برآیند، مثل ترس از متعهد شدن. از اینکه در ابتدای رابطه با پاسخ منفی روبه‌رو شوید باید شکرگرار هم باشید زیرا بعد از گذشت مدت زمان طولانی جدایی بسیار سخت‌تر خواهد شد.

 

• خیلی به آن فکر نکنید اما از آن تجربه درس بگیرید. خودتان را به خاطر اشتباهاتی که تصور می‌کنید انجام داده‌اید اذیت نکنید. اما اگر این اتفاق بارها تکرار شد، برای فکر کردن به طریقه رفتارتان با دیگران یا مشکلاتی که ممکن است نیاز به حل کردن داشته باشند، وقت بگذارید. سپس فراموشش کنید. اگر بتوانید به طریقی سالم با پاسخ‌های منفی که می‌شنوید کنار بیایید، قدرت و اعتمادبه‌نفستان بالاتر خواهد رفت.

 

• احساساتتان را بشناسید. کمی ناراحت، عصبانی و ناامید شدن طبیعی است. اما خیلی مهم است که این احساسات را بدون تلاش برای سرکوب آنها تشخیص دهید. در تماس بودن با احساساتتان به شما کمک می‌کند زودتر فراموش کرده و از تحربیات منفی خود بگذرید.

 


 

۴: مراقب علائم هشدار در رابطه باشید
 

خیلی مهم است که مراقب علائم هشداری که نشان می‌دهد رابطه خیلی خوب یا سالم پیش نمی‌رود باشید. در چنین مواردی، بهتر است جلو ضرر را هر چه سریعتر بگیرید تا اینکه بخواهید در رابطه‌ای سرمایه‌گذارید کنید که برای شما یا برای طرف‌مقابلتان خوب نیست. به غریزه خود اعتماد کنید و دقت کنید که طرف‌مقابل چه حسی در شما ایجاد می‌کند. اگر احساس ناامنی، خجالت یا بی‌ارزشی کردید، زمان آن رسیده که آن رابطه را تمام کنید.

 

متداول‌ترین علائم هشدار در رابطه
 

• رابطه متکی به الکل است. فقط زمانی می‌توانید خوب با هم ارتباط برقرار کنید، بخندید، یا حرف بزنید که یکی یا هر دو شما تحت‌تاثیر الکل یا موادمخدر باشید.

 

• برای متعهد شدن مشکل دارید. برای بعضی تعهد خیلی سخت‌ است. اعتماد کردن به دیگران یا درک فواید روابط طولانی‌مدت به خاطر تجربیات سابق برای آنها سخت‌تر از دیگران است.

 

• ارتباط غیرکلامی وجود ندارد. به جای اینکه دوست داشته باشد با شما ارتباط برقرار کند. توجه فردمقابلتان به چیزهای دیگر مثل تلفن یا تلویزیون است.

 

• حسادت درمورد علایق بیرونی. یک طرف دوست ندارد آن یکی وقت خود را با دوستان یا خانواده‌اش بگذراند.

 

• رفتارهای کنترل‌کننده. یک طرف دوست دارد کنترل طرف مقابل را به دست گیرد و نگذارد فکر و احساس مستقل از خود داشته باشد.

 

• رابطه شدیداً جنسی است. هیچ علاقه‌ای به جز علاقه جنسی به طرف‌مقابل وجود ندارد. یک رابطه خوب و کامل به چیزهای به جز رابطه‌جنسی متکی است.

 

• وقت دونفره وجود ندارد. اگر هیچ میلی به گذراندن زمان دو نفره وجود نداشته باشد، می‌تواند نشانه یک مشکل بزرگتر باشد.

 


 

۵: از رابطه‌تان مراقبت کنید.
 

یادتان باشد که پیدا کردن فرد مناسب فقط ابتدای یک مسیر است نه رسیدن به مقصد. برای اینکه از آشنایی‌های زودگذر وارد یک رابطه خوب و سالم عاشقانه شوید باید از آن رابطه جدید مراقبت کند. این فرایندی است که نیازمند زمان، تلاش و علاقه خالص به فرد مقابل است. همچنین باید به استقبال تغییر و سازگاری بروید.

 

همه روابط به مرور زمان تغییر می‌کنند. شما هم به مرور زمان تغییر می‌کنید، طرف‌مقابلتان هم همینطور. همچنین انتظارات و توقعاتتان. آنچه که در ابتدای رابطه از طرف‌مقابلتان می‌خواهید ممکن است با چیزی که شما و طرفتان ممکن است چند ماه یا چند سال بعد از هم می‌خواهید متفاوت باشد.

 

برای شکوفا شدن یک رابطه و تبدیل آن به یک رابطه عاشقانه ماندگار باید علاقه‌مند بوده و بتوانید:

 

• در رابطه سرمایه‌گذاری کنید. هیچ رابطه‌ای بدون توجه و مراقبت منظم تداوم نخواهد یافت، به همین دلیل از خودتان بپرسید می‌توانید زمان و تلاش کافی برای رابطه‌تان بگذارید یا خیر. گاهی بعد از خاموش شدن شعله اولیه، دو طرف از هم دور می‌شوند اما هرچه بیشتر روی هم سرمایه‌گذاری کنید، برای مراقبت بیشتر رشد خواهید کرد. چیزهایی پیدا کنید که در کنار هم از آن لذت می‌برید و برای گذراندن وقت برای انجام آن فعالیت‌ها متعهد شوید، حتی اگر مشغله‌تان زیاد بوده یا استرس داشته باشید.

 

• آزادانه با هم گفتگو کنید. آیا طرفتان واقعاً به احساسات و افکار شما علاقه‌مند است؟ آیا برای ابراز نظرات، افکار و احساسات خود احساس راحتی می‌کنید؟ آیا می‌توانید به راحتی با هم شوخی کرده و بخندید؟ طرفتان نمی‌تواند ذهن شما را بخواند به همین دلیل خودتان باید احساساتتان را با او در میان بگذارید. وقتی هر دو شما برای ابراز نیازها، ترس‌ها و علایق خود احساس راحتی کنید، پیوند بین شما قوی‌تر و عمیق‌تر خواهد شد.

 

• با جنگ منصفانه مشکلاتتان را حل کنید. بعضی زوج‌ها به آرامی مسائل را با هم در میان می‌گذارند اما بعضی صدای خود را بالا برده و با هم مخالفت می‌کنند. روش شما برای بررسی تفاوت‌هایتان هر چه که باشد، مسئله مهم این است که از تضاد و تعارض در رابطه نترسید. باید برای ابراز چیزهایی که اذیتتان می‌کند هیچ ترسی نداشته باشید و بتوانید بدون تحقیر کردن هم مشکلاتتان را حل کنید.

 

• تغییر را بپذیرید. هر رابطه‌ای تغییر می‌کند و زمان‌های خوب و بد دارد اما کلیات یک رابطه سالم باید برای شما خوب باشد. باید شما را به بهترین حالت خودتان برساند و نه فقط شادترتان کند بلکه شما را به فردی بهتر تبدیل کند: مهربان‌تر، دلسوزتر، بخشنده‌تر.

نوشته شده در جمعه 9 اسفند1392ساعت 2 بعد از ظهر توسط عاشق زندگی زیبا|

افزایش میل جنسی به روش های سنتی
 
افزایش میل جنسی به روش های سنتی
مهارت های زندگی یکی از کارهای مهمی است که هر فردی باید آن را پیش از ازدواج بیاموزد و بدون کسب این مهارت ها داشتن یک زندگی آرام و بدون تنش تقریبا غیرممکن است. بسیاری از زوج های جوان به دلیل نداشتن آگاهی های لازم، بعد از ازدواج دچار مشکلات فراوانی می شوند که یکی از این مشکلات در رابطه با روابط جنسی است.

برخی از زوج های جوان بعد از ازدواج قادر به برقراری رابطه جنسی نیستند که با عنوان «ازدواج های به وصال نرسیده» مشخص می شود. این مشکل که به دلایل جسمی و روانشناختی به وجود می آید، یکی از مواردی است که افراد مبتلا به آن برای درمان و افزایش میل جنسی خود یا همسرشان به طب سنتی مراجعه می کنند.
دکتر نجات بخش متخصص طب سنتی ایرانی شما را با این مشکل و راهکارهایی که از نگاه طب سنتی برای برطرف کردن آن وجود دارد، آشنا می کند.
برای سلامت جسم
رابطه جنسی بعد از ازدواج علاوه بر ارضای نیاز فردی و بهبود روابط خانوادگی، اجتماعی و بقای نسل، به سلامت جسمانی، طول عمر و کیفیت زندگی کمک می کند. چنانچه رابطه جنسی پس از ازدواج به اندازه کافی وجود نداشته باشد باعث تجمع مواد (رطوبت هایی که به طور طبیعی از بدن زن و مرد خارج می شود) در داخل بدن می شود و یکسری بیماری را به وجود خواهد آورد که می توان به بیماری های سیستم ادراری، گوارشی و سیستم مغز و اعصاب اشاره کرد.

همچنین مشکلاتی چون سیاه رفتن چشم ها، سرگیجه، بیخوابی، بی اشتهایی، سردی بدن و خفقان رحمی از دیگر مشکلاتی است که در اثر نداشتن رابطه جنسی به اندازه، ایجاد می شود. چنانچه همسران در انجام رابطه جنسی افراط کنند نیز مشکلاتی چون سردی و سستی بدن، بیماری های عصبی، ضعف بینایی، مشکلات قلبی و گوارشی، ضعف و خشکی در کل بدن، بیماری های کلیوی و ... به وجود می آید.

بی میلی از کجا می آید؟
چنانچه ازدواج تحمیلی باشد بی میلی جنسی ناشی از نداشتن علاقه است و برای این موضوع از نگاه طب سنتی کاری نمی توان انجام داد. اگر ازدواج تحمیلی نباشد ممکن است بی میلی جنسی در یکی از طرفین یا در هر دو طرف وجود داشته باشد. گاهی اوقات میل جنسی وجود دارد ولی مقدار آن کم است و یا همسران در فواصل تمایل برای رابطه جنسی، با یکدیگر تفاهم ندارند.

بی میلی جنسی بیشتر در خانم ها دیده می شود و برای درمان آن اول باید یک شرح حال خوب از بیمار گرفت و در صورتی که مسائل روانی وجود نداشته باشد باید مسائل جسمی را بررسی کرد. دلیل بی میلی جنسی از نگاه طب سنتی به طور کلی سوء مزاج در بدن است و مزاج سرد می تواند باعث بی میلی جنسی شود. تجمع اخلاط زائد و سرد در بدن یکی از عوامل اصلی بی میلی جنسی است.

خوردنی های مفید
تشخیص علت به وجود آمدن بی میلی جنسی با پزشک طب سنتی است، چنانچه بی میلی ناشی از سردمزاجی باشد، استفاده از غذاهایی که طبع گرم دارند مفید خواهد بود. برای مثال استفاده از مغز فندق، پسته، گردو، بادام، چلغوزه (تخم صنوبر) و میوه هایی مثل موز، آناناس، انگور و انجیر می تواند در رفع بی میلی جنسی مفید باشد.
مصرف سبزی هایی چون تره، پیاز و شاهی به این دسته از افراد توصیه می شود. استفاده از گوشت گوسفند، میگو، زنجبیل، مربای شقاقل، شلغم، هویج زرد ایرانی (زردک)، نخود و لوبیا (به ویژه نخود) برای رفع بی میلی ناشی از سردی مزاج توصیه می شود. خوردن تخم مرغ عسلی به صورتی که سفیده آن کاملا پخته و زرده به حالت نیم بند باشد نیز برای این مشکل مفید است.

مزاج ها و رابطه جنسی
به طور کلی افرادی که مزاج گرم به ویژه مزاج گرم و تر دارند تمایل بیشتری برای انجام رابطه جنسی دارند در حالی که افرادی که مزاج آنها سرد به ویژه سرد و خشک است نیاز کمتری به رابطه جنسی دارند. اگر دو نفر که با یکدیگر ازدواج می کنند از نظر مزاج اختلاف زیادی داشته باشند به مشکل برمی خورند و باید با یکسری تدابیر بین این دو زوج تعادل برقرار کرد. اگر بی میلی جنسی یا کم بودن تمایل برای رابطه جنسی، غیرطبیعی و به دلیل سوء مزاج باشد باید درمان صورت بگیرد.

حاشیه ها را در نظر بگیرید
افرادی که به تنگی نفس، تپش قلب و لرزش بدن دچار هستند نباید تا زمان برطرف کردن مشکل شان اقدام به برقراری رابطه جنسی کنند. افرادی که دوران نقاهت را می گذرانند یا به تازگی بهبود پیدا کرده اند نیز نباید رابطه جنسی داشته باشند.
نوشته شده در جمعه 11 بهمن1392ساعت 12 بعد از ظهر توسط عاشق زندگی زیبا|

خطرات احساسی رابطه جنسی پیش از ازدوج


 

«من باکرگی‌ام را در ۱۵ سالگی از دست دادم. من و دوست‌پسرم فکر می‌کردیم عاشق هم هستیم اما وقتی رابطه‌جنسی ما شروع شد، همه عشقی که به هم داشتیم خراب شد. من احساس می‌کردم که او دیگر علاقه‌ای به وقت گذراندن با من ندارد -- او فقط می‌خواست با بدن من وقت بگذراند.» -- سارا، دانشجو
«کاش کسی بود که وقتی دبیرستانی بودم در گوشم بخواند که خودداری کنم. از آن دوران بود که فعالیت جنسی من شروع شد، حتی نمی‌خواهم دیگر به سال‌های دبیرستان و دانشگاه فکر کنم. کاش می‌توانستم آن را برای همسرم نگه دارم.» --علی، یک شوهر ۲۶ ساله

 
در مباحث مربوط به فعالیت جنسی نوجوانان، بیشتر به خطرات بارداری و بیماری‌های مقاربتی پرداخته شده است و کمتر به خطرات احساسی آن اشاره می‌شود. این یک مشکل است زیرا عواقب مخرب روانی روابط موقت جنسی بسیار جدی و واقعی هستند. آگاهی از آنها می‌تواند به جوانان کمک کند تصمیمات بهتری بگیرند و از فعالیت جنسی پیش از ازدواج خود جلوگیری کنند.

 
این به آن معنا نیست که باید عواقب فیزیکی روابط‌جنسی ناپایدار را کوچک بشماریم، بارداری اتفاقی است که زندگی افراد را تغییر می‌دهد. بیماری‌های مقاربتی -- که الان تعداد آنها به بیشتر از ۲۰ بیماری می‌رسد -- سلامت و حتی زندگی را از افراد می‌گیرد. درست است که  استفاده از کاندوم این خطرات را کاهش می‌دهد اما قادر به از بین بردن آنها نیست. حدود ۱۵ درصد از بزرگسالانی که برای پیشگیری از بارداری از کاندوم استفاده می‌کنند، طی یکسال با بارداری مواجه می‌شوند. استفاده مداوم و درست از کاندوم  می‌تواند تا ۸۵ درصد از ابتلا به بیماری‌های مقاربتی مثل ایدز جلوگیری کند اما این فقط به شرطی است که در ۱۰۰ درصد مواقع فرد از آن به درستی استفاده کند. استفاده مداوم از کاندوم می‌تواند تا ۵۰ درصد ابتلا به کلامیدیا -- که علت بخش عمده‌ای از ناباروری‌ها در خانم‌هاست -- را کاهش دهد. و تعداد کمی از افراد هستند که استفاده مداوم و درست از کاندوم داشته باشند.

 
بااینکه شواهدی وجود دارد که ۱۰۰ درصد استفاده از کاندوم خطر پاپیلوماویروس انسانی -- علت تقریباً کلیه سرطان‌های رحم در خانم‌ها -- را کاهش می‌دهد، اما خطر عمده‌ای باقی می‌ماند. بعضی بیماری‌های مقاربتی فقط از طریق تماس پوست با پوست در کل ناحیه تناسلی که فقط بخش بسیار کوچکی از آن با کاندوم پوشانده می‌شود، قابل انتقال هستند.

 
 

رابطه‌جنسی و قلب انسان

 

برای انسان‌ها رابطه‌جنسی چیزی بیشتر از جسم است. بُعد احساسی و روانی رابطه‌جنسی است که آن را برای انسان‌ها خاص‌تر می‌سازد. همه موجودیت انسانی ما -- ذهن، جسم و احساسات -- در رابطه‌جنسی درگیر می‌شود. به همین دلیل است که صمیمیت جنسی عواقب بسیار قدرتمند احساسی به دنبال دارد.

 
چرا حرف زدن درمورد آسیب‌های احساسی روابط‌جنسی اینقدر سخت‌تر است؟

 


وقتی دانشجویان هاروارد، یک قانون و نظام سرسخت جنسی به زندگی خود دادند، روابط و عملکرد تحصیلی آنها بهبود یافت.

 
 


از یک طرف، بیشتر ما قبلاً هیچ نوشته‌ای در این جنبه از رابطه‌جنسی مطالعه نکرده‌ایم. والدینمان هیچ حرفی در این باره با ما نزده‌اند. رسانه‌ها عواقب احساسی رابطه‌جنسی را نشان نمی‌دهند و درواقع در فیلم‌های غربی رابطه‌جنسی بدون هیچ عواقبی معرفی می‌شود. و دسترسی نوجوانان به کاندوم و قرص‌های ضدبارداری هیچ محافظتی از آنها دربرابر عواقب احساسی رابطه‌جنسی به عمل نمی‌آورد.

 
خیلی از بزرگسالان وقتی می‌خواهند درمورد اینکه چطور رابطه‌جنسی زودهنگام می‌تواند شخصیت و سلامت نوجوانان را به خطر بیندازد، صحبت کنند، حرف کم می‌‌آورند و با کلی‌گویی‌هایی مثل «تو خیلی بچه‌ای»، «هنوز برای آن آمادگی نداری» یا «به اندازه کافی بالغ نشده‌ای» حرفشان را تمام می‌کنند.

 
بعضی از عواقب احساسی رابطه‌جنسی زودهنگام -- مثل احساس پشیمانی -- این روزها بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. در یک تحقیق که در سال ۲۰۰۴ انجام گرفته بود، از نوجوانان سوال شد «اگر قبلاً رابطه‌جنسی داشته‌اید، آرزو می‌کنید که کاش کمی دست نگه می‌داشتید؟» پاسخ دو سوم این نوجوانان مثبت بوده است.

 
زمان زیادی است که عواقب احساسی رابطه‌جنسی شناخته شده است. دکتر آرمند نیکولی، پروفسور روانشناسی در دانشکده پزشکی هاروارد در مورد تحقیقی که در دهه ۶۰ میلادی انجام گرفته بود، اینطور می‌گوید:

 
«زمان زیادی بعد از انقلاب جنسی نبود که متخصصین پزشکی متوجه شدند که این آزادی جنسی جدید منجر به فاجعه‌ای روانشناختی می‌شود. ما شروع به تحقیق بر روی دانشجویان هاروارد کردیم که از پوچی و ناامیدی شکایت می‌کردند. 

 
بین هوشیاری اجتماعی آنها و اخلاقیاتی که در زندگی خصوصی خود رعایت می‌کردند، شکافی وجود داشت. آزادی جنسی جدید موجب پوچی روابط و احساس حقارت نفس می‌شد. بسیاری از این نوجوانان درگیر روزمرگی و مرگ شده بودند. 

 
وقتی بعضی از آنها از نسبی‌گرایی اخلاقی به یک سیستم از ارزش‌های مشخص -- که شدیداً بر سبک زندگی بدون موادمخدر و روابط‌جنسی تعریف‌شده تکیه داشت -- تغییر جهت دادند، گزارش کردند که روابط آنها با جنس مخالف و همچنین روابط آنها با همسالان خود، والدینشان و همچنین عملکرد تحصیلی آها بسیار تقویت شده است.»

 
تحقیق هاروارد، در کنار نشان دادن تاثیرات منفی روابط‌جنسی بدون تعهد، همچنین نشان می‌دهد که افراد می‌توانند تصمیم به تغییر رفتار جنسی خود گرفته و از فواید و مزایای آنها بهره‌مند شوند.

 
 

۱۰ خطر احساسی
 

خطرات روابط‌جنسی زودهنگام و بی‌تعهد چیست؟ این خطرات در افراد مختلف متفاوت است. بعضی از عواقب احساسی کوتاه‌مدت اما بااینحال جدی هستند. بعضی از آنها طولانی‌مدت‌تر هستند و حتی به ازدواج و بچه‌دار شدن افراد نیز کشیده می‌شود. تصور بسیاری از این خطرات روانی تا زمانیکه خود فرد تجربه نکند دشوار است. در همه موارد، تاثیرات احساسی تحربیات جنسی نباید سبک شمرده شوند. لحظه‌ای فکر کردن به ما یادآوری می‌کند که مشکلات احساسی می‌تواند تاثیرات مخربی در توانایی افراد برای داشتن یک زندگی شاد و مفید داشته باشد.

 
اجازه بدهید به ۱۰ مورد از بدترین خطرات احساسی از فعالیت جنسی زودهنگام اشاره کنیم:

 
 

۱. نگرانی از بارداری و بیماری

 

برای خیلی از جوانانی که فعالیت جنسی خود را آغاز کرده‌اند، ترس از بارداری یا ابتلا به بیماری‌های مقاربتی یک استرس احساسی جدی به شمار می‌رود.

 
یک دختر دبیرستانی در این رابطه می‌گوید:

 
«خیلی از دوستانم را می‌بینم که تست بارداری از داروخانه تهیه می‌کنند. آنها خیلی نگران هستند و هر ماه دلهره دارند که مبادا باردار شده باشند. من که تابحال رابطه‌جنسی نداشته‌ام خیلی از این بابت راحت و‌ آسوده‌ام.»

 
راسل هانکه، پزشک، در این رابطه می‌گوید:

 
«خیلی از نوجوانان را می‌بینیم که بعد از اولین تجربه جنسی خود با نگرانی و استرس بسیار پیش دکتر می‌روند و می‌خواهند که ‌آزمایش ایدز برای آنها انجام شود. برای خیلی‌ها همین مسئله کافی است که دیگر سراغ اینگونه روابط نروند.»

 
 

۲. پشیمانی و متهم کردن خود

 

هم پسرها و هم دخترها ممکن است بعد از رابطه‌جنسی دچار پشیمانی شدید شوند اما دخترها در این رابطه آسیب‌پذیرتر هستند. 

 
«وقتی دختری با پسری رابطه‌چنسی برقرار می‌کند چه اتفاقی می‌افتد؟ احساس نزدیکی دختر به پسر بیشتر می‌شود. ممکن است فکر کنید برای پسر هم باید همین اتفاق بیفتد، اما نه. لزوماً اینطور نیست.»

 
تحقیقات یک تفاوت جنسیتی را در این زمینه نشان می‌دهد: «زن‌ها معمولاً برای تقویت رابطه خود و بالا بردن صمیمیت آن رابطه‌جنسی برقرار می‌کنند درحالیکه مردها اکثراً برای لذت جنسی این کار را می‌کنند.»

 
دختری که به رابطه‌جنسی به چشم توجه و محبت نگاه می‌کند، وقتی ببیند که پسر موردعلاقه او بعد از اولین تجربه جنسی‌اش با او هیچ علاقه عاشقانه بیشتری به او نشان نمی‌دهد، احساس خواهد کرد که مورد خیانت قرار گرفته است. یک دختر ۱۵ ساله می‌گوید: «من انتظار نداشتم که آن پسر با من ازدواج کند اما هیچوقت انتظار نداشتم که حتی در دانشگاه هم از من دوری کند.»

 
باب بارلت که در مورد روابط‌جنسی انسانی در دانشگاه ریچفیلد در مینسوتا درس می‌دهد، داستان «سندی» را با ما در میان می‌گذارد:

 
«سندی دختری بسیار زیبا و باهوش بود که از من خواست موقع ناهار من را ببیند. برایم توضیح داد که هیچوقت تابحال دوست‌پسری نداشته است و وقتی یکنفر بزرگتر از خودش از او دعوت کرده قرار بگذارند بسیار هیجان‌زده شده است. بعد از اینکه هفته‌ها با هم رابطه داشتند، آن مرد از سندی خواسته که با هم رابطه‌جنسی داشته باشند. سندی بی‌تمایل بوده اما مرد مدام اصرار می‌کرده است. ترس سندی این بوده که خام و بی‌تجربه به نظر برسد و به همین دلیل آن مرد را از دست بدهد به همین دلیل با او موافقت کرده است.

 
من از او پرسیدم که موفق شده و توانسته آن مرد را نگه دارد؟

 
سندی جواب داد که یک هفته بعد، دوباره با هم رابطه‌جنسی داشته‌اند و بعد او را ترک کرده است. مرد به او گفته بوده که به اندازه کافی برای او خوب نیست و نتوانسته عاشق او شود. حالات احساس حماقت به او دست داده بود چون فهمیده بود که آن مرد به هیچ وجه علاقه‌ای به او نداشته است.»

 

 

رابطه‌جنسی بسیار خاص است. خانه‌ای خاص می‌خواهد. وقتی بخشی از چیزی بزرگتر -- یک رابطه دائمی عاشقانه بین دو انسان -- باشد، بسیار پرمفهوم‌تر و راضی‌کننده‌تر می‌شود. وقتی ازدواج می‌کنید، صمیمیت جنسی شما تعهدتان به همدیگر را نشان می‌دهد. شما با بدنتان به هم می‌گویید که «من همه خودم را به تو می‌دهم». از این دیدگاه، همانطور که وارد زندگی همدیگر شده‌اید، وارد جسم همدیگر هم می‌شوید. صمیمیت متکی به تعهد است.

 

 

 
حتی وقتی «قوانین تازه‌»‌ای درمورد رابطه‌جنسی وجود دارد -- مثل قانون جدیدی که ابتدا در دانشگاه‌ها باب شد و الان به سنین پایین‌تر هم کشیده شده است و رابطه‌جنسی بدون هیچ احساس با کسی که اصلاً نمی‌شناسید را تایید می‌کند -- دخترها در آخر آسیب‌پذیرتر بوده و بعد از اتمام رابطه هنوز به این امید می‌مانند که شاید آن پسر دوباره به آنها زنگ بزند.  گاهی‌اوقات این پشیمانی جهتی مخالف پیدا می‌کند: وقتی رابطه جنسی تمام می‌شود، احساس می‌کنید به دام افتاده‌اید. کارن ۱۶ ساله می‌گوید:

 
«من واقعاً پشیمانم که اولین رابطه‌جنسی‌ام با پسری بود که چندان دوستش نداشتم. هنوز هم با او در ارتباط هستم که دیگر تبدیل به یک مشکل شده است. از همان اولین باری که با او بودم، دیگر در هر قرارملاقاتی که با او دارم انتظار رابطه‌جنسی از من دارد. حتی وقتی تمایلی به آن کار ندارم کارمان به بحث و جدل می‌کشد. دوست دارم این رابطه را تمام کنم و با افراد دیگری آشنا شوم اما بعد از اینکه اینهمه به هم وابسته شده‌ایم خیلی سخت است.»

 
پشیمانی جنسی ممکن است سال‌ها طول بکشد. چندی پیش نامه‌ای از یک زن ۳۳ ساله که الان روانشناس شده بود دریافت کردیم که گفته بود خیلی نگران فشارهای جنسی و وسوسه‌های جوانان امروزی است. می‌خواست درس‌هایی که خود آموخته بود را در میان بگذارد. گفته بود که بعد از اتمام دوران دبیرستان، یک سال را در خارج از کشور گذرانده بود:

 
«وقتی از کشور خارج شدم باکره بودم، اما تصور می‌کردم همین از من محافظت می‌کند. میخواستم تصمیمات جنسی‌ام را خودم به تنهایی بگیرم. نمی‌خواستم وارد هیچ تعهدی شوم. نمی‌خواستم ازدواج کنم یا بچه‌دار شوم. می‌خواستم ادامه تحصیل داده و شغل موفقی داشته باشم. طی آن یکسالی که خارج از کشور بودم، در مسائل جنسی بسیار بی‌قید و بی‌تعهد بودم.

 
اما واقعیت این است که به قیمت جدا شدن از خودم تمام شد. طولانی‌ترین زخمی که به خودم زدن با قلبم لمس شد. آن احساس بیمار دادن بخشی از خودم --روحم-- به خیلی‌ها و برای هیچ، هنوز دردناک است. هیچوقت تصور نمی‌کردم اینقدر زیاد و اینقدر طولانی آسیب می‌بینم. این زن گفته بود که الان ازدواج کرده است و زندگی موفق و رابطه‌جنسی خوبی با همسر خود دارد. اما هنوز زخم‌های آن تجربیات اولیه خود در زمینه جنسی را حس می‌کند. دوست داشت جوانان بدانند که رابطه‌جنسی بدون تعهد بسیار برای قلب و روحشان خطرناک است.»

 
مردانی که درگیری جنسی و احساسی با دختری پیدا می‌کنند هم ممکن است ضربه بخورند. این از زبان یک مرد پشیمان نوشته شده است:

 
«یک سال پیش با دختری دو سال کوچکتر از خودم وارد رابطه شدم. شدیداً عاشق هم شده بودیم. والدین ما به ما آزادی کامل داده بودند. وقتی به خانه آنها می‌رفتم، پدر و مادرش زودتر برای خواب می‌رفتند که من و او بتوانیم تنها باشیم.

 
فوق‌العاده بود. با هم تنها بودیم، حتی گاهی شش شب در هفته. رابطه‌جنسی ما کم‌کم شروع شد. ابتدا او مقاومت کرد اما بخاطر ترس از دست دادن من تسلیم شد. قبل از اینکه بدانیم بیش از اندازه پیش رفته بودیم.

 
به خودمان می‌گفتیم که عاشق هم هستیم و به محض اینکه او درسش تمام شود با هم ازدواج می‌کنیم. واقعاً چه تفاوتی می‌کرد؟ بعد یک شب دعوای وحشتناکی داشتیم، و بااینکه هیچ ارتباطی با مسائل جنسی نداشت، می‌دانستم که اگر اینقدر در مسائل جنسی پیش نمی‌رفتیم این دعوا اتفاق نمی‌افتاد. 

 
به هر حال، او من را زد و من هم در جواب او را زدم. هیچوقت نمی‌توانم خودم را بخاطر این کار ببخشم. او به سمت خانه‌شان فرار کرد و همه چیز را به مادرش گفت. احتمالاً می‌تونید تجسم کنید که بعد از آن چه اتفاقی افتاد. 

 
من آن موقع دانشگاه می‌رفتم. اصلاً نمی‌توانستم روی درس‌هایم تمرکز کنم. فقط می‌خواستم دراز بکشم و بمیرم. همان موقع‌ها بودم که دانشگاه را ترک کردم و به نیروی دریایی پیوستم. قبل از اینکه برای آموزش‌های مقدماتی بروم، یکبار او را در خیابان دیدم. گریه کرد و گفت که هنوز همان احساس سابق را به من دارد و بخاطر کاری که کرده است پشیمان است اما آن موقع دیگر خیلی دیر شده بود.

 
واقعاً آرزو می‌کنم که او می‌توانست همانطور دربرابر من برای خواسته رابطه‌جنسی مقاومت کند و من هم اینقدر پافشاری نمی‌کردم. هر دختری که فکر می‌کند برای نگه داشتن یک پسر باید تسلیم خواسته‌های اینچنینی او شود احمق است. مطمئناً من با او می‌ماندم و با او ازدواج می‌کردم.»

 
 

۳. عذاب‌وجدان

 

عذاب‌وجدان شکلی از احساس پشیمانی است -- حسی قوی از انجام کاری که از نظر اخلاقی نادرست است. عذاب‌وجدان اگر بعنوان نشانه‌ای برای زنده‌ بودن هوشیاری خود و دلیل خودداری از انجام دوباره ‌آن رفتار در آینده قلمداد کنید، می‌تواند یک تجربه سالم اخلاقی باشد.

 
احتمال عذاب‌وجدان گرفتن دخترها درمورد اولین تجربه جنسی بیشتر از پسرهاست و اگر این تجربه تحت‌تاثیر موادمخدر یا الکل صورت گرفته باشد، این عذاب‌وجدان شدیدتر خواهد شد. هم پسرها و هم دخترها اگر اولین رابطه‌جنسی‌شان با فردی عادی صورت گرفته باشد، می‌گویند که عذاب‌وجدان گرفته‌اند.

 
جورج ایگار در کتابی که برای نوجوانان نوشته است، به نام «عشق، رابطه و سکس» به خانم‌های جوان توصیه می‌کند، «وقتی رابطه‌تان بر هم می‌خورد، برای دخترها خیلی سخت‌تر از پسرها خواهد بود. این چیزی نیست که در خودآگاهتان می‌خواسته‌اید. اینکه دختری را دچار مشکل احساسی عمیق کنید.»

 
یک پسر 20 ساله می‌گوید وقتی متوجه دردی شده که در دخترها ایجاد می‌کند و عذاب‌وجدان گرفته است، دست از رابطه‌جنسی برداشته است، او می‌گوید: «می‌بینیم که گیج شده‌اند و مدام گریه می‌کنند. می‌گویند دوستت دارند اما تو آنها را دوست نداری.»

 
عذاب‌وجدان بعد از رابطه‌جنسی می‌تواند از اعتقادات مذهبی افراد نیز نشات بگیرد. مهمترین مذاهب دنیا، از جمله اسلام، مسیحیت و یهودیت، همه آنها رابطه‌جنسی را بعنوان هدیه‌ای از جانب خداوند معرفی می‌کنند که برای زوج‌ها بعد از ازدواج فرستاده شده است. 

 
در مقاله‌ای درمورد داستان مرد جوانی خواندیم که از اینکه درمورد روابط‌جنسی مخالف با اعتقادات مذهبی خود رفتار کرده بود، احساس پشیمانی می‌کرد. او نوشته بود که والدین او اهمیت باکرگی و شروع رابطه‌جنسی فقط بعد از ازدواج را برایش توضیح داده بودند. اما یک شب گرم تابستانی، خود را با دختری بسیار مشتاق دید و همان موقع اولین رابطه‌جنسی خود را برقرار کرد. آن رابطه بسیار عجله‌ای بودن و هیچ حس صمیمیتی در آن وجود نداشته است. او می‌گوید:

 
«وقتی در فیلم‌ها رابطه‌جنسی را به تصویر می‌کشند، بسیار عاشقانه است. از نظر فیزیکی حس بسیار خوبی بود اما از نظر احساسی اصلاً اینطور نبود. من نگران بودم که رابطه‌مان از این به بعد خیلی جدی‌تر از گذشته شود و نمی‌دانستم چه انتظاراتی می‌خواست از من داشته باشد؟»

 
این پسر بخاطر کاری که انجام داده بود احساس عذاب‌وجدان می‌کرد. همچنین نگران بارداری و بیماری بود. به خودش قول داده بود که دیگر هیچوقت اینکار را تکرار نکند و از آن موقع تا حالا که دانشجو شده است، به قول خود وفادار بوده است. او می‌گوید، «من به دنبال صمیمیت به همسرم هستم. کسی که واقعاً دوستش داشته باشم و بخواهم که ادامه زندگی‌ام در کنار او باشم. شاید به نظر خیلی‌ها مسخره بیاید اما واقعیت دارد.»

 
 

سقط‌ جنین

 

بسیاری از نوجوانان در مواجهه با بارداری به سقط‌جنین روی می‌آورند. همانطور که هر دو طرف بحث سقط‌جنین الان تایید می‌کنند که سقط‌جنین به زندگی یک موجود زنده پایان می‌دهد (جنین بعد از ۱۸ روزگی قلبی تپنده و بعد از ۶ هفتگی مغز دارد). زنان بسیاری عواقب ناراحت‌کننده احساسی را بعد از سقط‌جنین گزارش کرده‌اند -- مثل افسردگی، کابوس‌های شبانه، از دست دادن ارزش نفس و عذاب‌وجدان. 

 
دیوید راردون در کتابش از نتایج تحقیقات خود گزارش می‌کند که بیش از ۷۰ درصد از زنانی که سقط‌جنین داشته‌اند می‌گویند احساس می‌کنند کار اشتباهی انجام داده‌اند --گرفتن جان یک موجود زنده -- اما به این دلیل مخالف این حس عمل کرده‌اند که هیچ انتخاب دیگری پیش رویشان نبوده است. گاهی‌اوقات سوءتفاهمات اخلاقی درمورد تصمیمات سقط‌جنین تا چند سال بعد از آن اتفاق نمی‌افتد. بعنوان مثال در زیر داستان مادری جوان است که الان در دهه ۳۰ زندگی خود به سر می‌برد و درمورد سقط‌جنینی که داشته است صحبت می‌کند:

 
«سال دوم دانشگاه بودم. از تعطیلات تابستانی برگشته بودم و واقعاً مریض بودم. دکتر یک آزمایش ادرار از من گرفت و اعلام کرد که باردار هستم. بعد پرسید می‌خواهی چه بکنی؟

 
من گفتم می‌خواهم هر چه سریعتر از شر آن خلاص شوم. 

 
او هم آدرس و شماره تلفن یک کلینیک زنان را برایم یادداشت کرد. عمل بسیار ساده بود، دل‌درد شدیدی داشتم اما می‌توانستم آن را تحمل کنم. اگر آن موقع کسی از من می‌پرسید که نسبت به کاری که کرده‌ام چه حسی دارم، می‌گفتم بهترین کار ممکن را انجام داده‌ام چون هم سلامتی و هم زندگی‌ام را پس گرفته‌ام.

 
اما الان هر وقت یاد آن زمان می‌افتم گریه‌ام می‌گیرد. به این فکر می‌کنم که چقدر بیرحم بودم، واقعاً بچه بودم، خودرای و سطحی‌نگر. 

 
الان با به دنیا آوردن دو فرزند فوق‌العاده، خیلی تغییر کرده‌ام و بسیار افتاده‌تر شده‌ام.»

 
مردها هم خیلی وقت‌ها ممکن است تحت‌تاثیر عواقب احساسی سقط‌جنین قرار گیرند. یکبار یکی از سال‌اولی‌های دانشگاه داشت برای چند نفر درمورد احساس گناهی که از سقط‌جنینی که دوست‌دخترش را به آن وادار کرده بود، گرفته بود صحبت می‌کرد، که نه می‌توانسته بخوابد و نه درس بخواند. 

 
خط آخر اینکه: هر حسی هم که به قوانین مربوط به سقط‌جنین داشته باشید، باید قبول کنید که سقط‌جنین یک راه‌حل سریع نیست. تاثیرات آن ممکن است سال‌ها با شما بماند. شبکه‌های ملی این روزها برای زنان و مردانی که اقدام به چنین کاری می‌کنند، جلسات مشاوره روانپرشکی ترتیب می‌دهد.

 
 

۴. از دست دادن اعتمادبه‌نفس و عزت‌نفس

 

خیلی افراد بعد از اینکه متوجه می‌شوند به یک بیماری مقاربتی مبتلا شده‌اند، اعتمادبه‌نفس خود را از دست می‌دهند. …سعید یکی از خوانندگان ما قبل از ارتباط‌جنسی با دوست‌دخترش، چیزی درمورد ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) نشنیده بود.  خیلی زود بعد از آن، متوجه غده‌های ریزی روی آلت تناسلی خود شده بود. دکتر به او گفته بود که دچار زخم‌های تناسلی شده است که با ویروس HPV ایجاد می‌شود. این زخم‌ها خوب به درمان اسیدی، تکنیک لیزر یا جراحی پاسخ ندادند و بعد از این درمان‌های مداوم بی‌نتیجه، سعید واقعاً نگران شده است که آیا با وجود این زخم‌ها می‌تواند ازدواج کند.

 
گاهی‌اوقات از دست دادن اعتماد‌به‌نفس بعد از رابطه‌جنسی بی‌تعهد فرد را به سمت روابط‌جنسی بی‌تعهد بیشتر می‌کشاند و همین مسئله منجر به از دست رفتن بیشتر اعتمادبه‌نفس می‌شود که جلوگیری از آن بسیار دشوار خواهد شد. همین مسئله را می‌توانید در داستان زندگی زن جوانی ببینید که در زیر برایتان عنوان می‌کنیم:

 
دخترهایی در خوابگاه ما بودند که بارها باردار شده و سقط‌جنین کرده بودند. مسئله جالب اینکه تقریباً همه این دخترها وقتی با من حرف می‌زدند می‌گفتند که از کل این داستان متنفرند: میهمانی‌ها، خیابان‌ها و انتظارات و رفتارهای جنسی مردان. اما چون اعتمادبه‌نفس خیلی پایینی دارند، هر نوع توجه از طرف مردان برای  آنها کافی است و به همین دلیل باز به موقعیت‌هایی برمی‌گردند که قبلاً برای آنها ایجاد مشکل کرده است.

 
در هر دو سوی روابط‌جنسی بی عشق، از دست رفتن ارزش نفس را می‌بینیم. یک پسر دانشجو می‌گوید، «خیلی بد است وقتی بخاطر مقدار بالای الکلی که خورده‌ای آن شب با دختری می‌خوابی و فردای آن حتی آن دختر را به خاطر نمی‌آوری.»

 
 


حقیقت رابطه‌جنسی دهانی

 
- هیچ پسری که واقعاً دختری را دوست داشته باشد یا برای او ارزش قائل باشد از او نمی‌خواهد که اینکار را برایش انجام دهد.

 
- این کار خیلی وقت‌ها توسط دخترها شروع می‌شود زیرا تصور می‌کنند می‌توانند با جلوگیری از باردار شدن چیزی که پسر می‌خواهد را برای او انجام دهند اما بعدها می‌فهمند که رابطه‌جنسی دهانی صمیمیت بین دو طرف را کاهش می‌دهد.

 
- بسیاری بیماری‌های مقاربتی، ازجمله تبخال تناسلی، کلامیدیا ، ویروس پاپیلومای انسانی، از طریق رابطه‌جنسی دهانی نیز منتقل می‌شوند.

 
- اگر دختری هستید که رابطه‌جنسی دهانی دارید، ممکن است باز همان آسیب‌های احساسی -- مثل احساس مورد سوءاستفاده قرار گرفتن و بی‌ارزش شدن -- که به دنبال روابط‌جنسی بی‌تعهد می‌آید را تجربه کنید.

 
- اگر پسر هستید و از دوست‌دخترتان می‌خواهید که اینکار را برایتان انجام دهد، با این کار به آن دختر بی‌احترامی می‌کنید. آیا دوست دارید کسی با خواهر شما این کار را بکند؟ 

 

 

 
یک دانشجوی دیگر از دست رفتن ارزش فردی که بعد از اولین تجربه جنسی او ایجاد شده بود عنوان می‌کند: 

 
«بالاخره موفق شدم دختری را به تختخواب بکشانم --البته در ماشین بود. من 21 سالم بود. فکر می‌کردم این تحریک‌کننده‌ترین اتفاقی است که می‌توانست بیفتد اما بعد آن دختر شروع به ابراز علاقه کرد و اصرار کرد که با من بماند. بعد از چهار هفته رابطه‌جنسی آن هم فقط زمان‌هایی که من می‌خواستم، از او خسته شدم. بالاخره شر او را کندم که اینکار باعث شد حس حتی بدتری هم پیدا کنم چون می‌دیدم که ضربه بدی به او زده‌ام.»

 
 

رابطه‌جنسی دهانی و شرافت نفس

 

تحقیقات نشان می‌دهد که جوانان بسیاری امروز رابطه‌جنسی دهانی دارند و آن را اصلاً مسئله بزرگی نمی‌بینند. بعضی پسرها درمورد دخترهایی صحبت می‌کرد که بخاطر رابطه‌جنسی دهانی شدیداً آسیب احساسی دیده و به روانشناس مراجعه می‌کنند.

 
در پاسخ به این نگرانی‌ها، می‌بینیم که در برنامه اپرا (Oprah Winfrey) و دکتر فیل (Dr. Phil) هرکدام یک برنامه کامل را به موضوع رابطه‌جنسی دهانی اختصاص می‌دهند. در برنامه دکتر فیل، یک دختر ۱۳ ساله با چشمانی اشکبار به دوربین نگاه می‌کند و رو به سایر نوجوانانی که ممکن است آن برنامه را نگاه کنند می‌گوید:

 
«اینکار را نکنید...خواهش می‌کنم این کار را نکنید. همه عزت نفس و ارزشی که برای خودتان قائل هستید را از دست خواهید داد. همه چیز برایتان بدتر خواهد شد.»

 
در زیر به شش نکته‌ای که لازم است جوانان درمورد رابطه‌جنسی دهانی بدانند اشاره می‌کنیم:

 
۱) این کار مطمئناً یک عمل جنسی است. همانطور که یک پسر ۱۵ ساله می‌گوید، «فکر می‌کنی چرا به آن سکس دهانی می‌گویند؟»

 
۲) اینکار چیزی است که معمولاً پسرها از دخترها می‌خواهند که برایشان انجام دهند. دخترهایی هم هستند که تصور می‌کنند برای جلوگیری از بارداری بهتر است این کار را انجام دهند اما بعدها می‌فهمند که رابطه‌جنسی دهانی صمیمیت بین دو طرف را کاهش می‌دهد.

 
۳) هیچ پسری که واقعاً دختری را دوست داشته باشد یا برای او ارزش قائل باشد از او نمی‌خواهد که اینکار را برایش انجام دهد.

 
۴) بسیاری بیماری‌های مقاربتی -- مثل تبخال تناسلی، کلامیدیا و ویروس پاپیلومای انسانی -- از طریق رابطه‌جنسی دهانی نیز منتقل می‌شوند.

 
۵) اگر دختری هستید که رابطه‌جنسی دهانی دارید، ممکن است باز همان آسیب‌های احساسی -- مثل احساس مورد سوءاستفاده قرار گرفتن و بی‌ارزش شدن -- که به دنبال روابط‌جنسی بی‌تعهد می‌آید را تجربه کنید.

 
۶) اگر پسر هستید و از دوست‌دخترتان می‌خواهید که اینکار را برایتان انجام دهد، با این کار به آن دختر بی‌احترامی می‌کنید. آیا دوست دارید کسی با خواهر شما این کار را بکند؟ 

 
 

۵. فساد شخصیت

 

وقتی با دیگران مثل ابزارهای جنسی برای لذت خودخواهانه خود رفتار می‌کنیم، نه تنها احترام خود را از دست می‌دهیم، بلکه شخصیتمان را عوض می‌کنیم. هر انتخابی که در زندگی داریم بر شخصیت ما اثر می‌گذارد و آن را بدتر یا بهتر می‌کند. انتخاب‌های خوب شخصیتمان را قوی‌تر می‌کند و انتخاب‌های بد شخصیت‌مان را بدشکل می‌کند.

 
وجدان ما بخشی از شخصیت ماست که درست را از غلط تشخیص داده و به ما کمک می‌کند انتخاب‌های بهتری داشته باشیم. در محیط جنسی آسان‌گیر کنونی، افراد جوان بسیاری رفتارهایی را «بی‌اشکال» می‌بینند که شدیداً نادرست است. بعنوان مثال، در یک تحقیق از ۱۷۰۰ دانش‌آموز و دانشجو درمورد «رابطه‌جنسی اجباری» سوال شد: «آیا برای مرد قابل‌قبول است که زنی را که بیشتر از شش ماه است با او ارتباط دارد، مجبور به رابطه‌جنسی کند؟» تقریباً دو سوم پسرها پاسخ مثبت دادند. عجیب‌تر اینکه پاسخ ۴۹٪ از دخترها هم مثبت بود.

 
رابطه‌جنسی همچنین با وادار کردن افراد به دروغ‌گویی برای به دست آوردن آن می‌تواند موجب فساد شخصیت شود. دروغ‌های متداول عبارتند از: «دوستت دارم»، «قبلاً هیچوقت هیچ بیماری‌جنسی نداشته‌ام» و از این قبیل. 

 
مرد جوانی درمورد فعالیت جنسی خود مثل اعتیاد یاد می‌کند و کنترل نفس خود را زیر سوال می‌برد:

 
«برای من رابطه‌جنسی مثل یک ماده‌مخدر شده بود. هرچه بیشتر انجام می‌دادم، بیشتر می‌خواستم. اصلاً نمی‌توانستم خودم را کنترل کنم و هیچوقت هم راضی نمی‌شدم.»

 
پورنوگرافی. با به وجود آمدن اینترنت، پورنوگرافی بیشتر از گذشته قابل‌دسترس شد و درنتیجه به یکی از متدول‌ترین اعتیادهای جنسی تبدیل گشت. 

 
دکتر ویکتور کلین، روانشناسی که بیش از ۲۵ سال صدها مرد را بخاطر پورنوگرافی و اعتیادهای جنسی درمان نموده، می‌نویسد:

 
«من متوجه شده‌ام که مشکلات همه این معتادین به رابطه‌جنسی، با قرارگیری در معرض عمل جنسی در کودکی یا نوجوانی آغاز شده است.»

 
 

۶. از دست رفتن اعتماد

 

افراد جوانی که احساس می‌کنند بعد از بر هم خوردن رابطه‌شان، مورد سوءاستفاده قرار گرفته‌اند یا به آنها خیانت شده، در روابط بعدی خود دچار مشکل در اعتماد کردن می‌شوند. نمی‌خواهند دوباره ضربه بخورند. برایان درمورد تجربه خود می‌گوید:

 
«من اولین بار وقتی 19 سالم بود با دوست‌دخترم رابطه‌جنسی داشتم. تقریباً یک سال بود که با او در ارتباط بودم و واقعاً دوستش داشتم. آن دختر بسیار صمیمی، شاد و مهربان بود. تا قبل از آن همه کاری با هم کرده بودیم به جز رابطه‌جنسی و آخر یک شب او از من خواست که با هم رابطه‌جنسی داشته باشیم.
چند روز بعد، رابطه ما بر هم خورد. این دردناک‌ترین زمان زندگی من بود. من از هر کسی بیشتر به او نزدیک بودم، حتی از والدینم هم به من نزدیک‌تر بود. بسیار افسرده و عصبی شده بودم. ورزش را ترک کردم و احساس ناامیدی و شکستگی داشتم. بعدها که وارد دانشگاه شدم، روابط جنسی‌ام بیشتر از یک شب طول نمی‌کشید. دیگر نمی‌توانستم برای یک رابطه طولانی‌مدت و عاشقانه به کسی اعتماد کنم.»

 
 

۷. افسردگی و خودکشی
 

این روزها نوجوانان بیشتری دچار افسردگی می‌شوند اما تحقیقات جدید نشان می‌دهد که این واکنش اتوماتیک نوجوانی نیست. نوجوانانی که از رفتارهای خطرناک --مثل رابطه‌جنسی، موارمخدر و نوشیدن الکل--  خودداری می‌کنند کمتر دچار افسردگی می‌شوند. هم دخترها و هم پسرها که این رفتارهای خطرساز را تجربه می‌کنند، بیشتر دچار افسردگی می‌شوند. و احتمال ابتلا به افسردگی در دخترها بسیار بالاتر است.

 
 
«خیلی از دوستانم را دیده‌ام که بعد از اینکه رابطه‌هایشان حالت فیزیکی پیدا می‌کند، بر هم می‌خورد. وقتی خیلی زود از رابطه‌جنسی استفاده کنید، راه های ارتباطی دیگر بین دو طرف بسته خواهد شد و رشد متوازن رابطه بر هم می‌خورد.»
 

 
در برخی موارد، افسردگی به تراژدی خودکشی منجر می‌شود. خودکشی سومین دلیل شایع مرگ بین ۱۵ تا ۲۴ سال است. تقریباً یکی از هر ۵ نفر نوجوان در زمان گذشته به خودکشی فکر کرده‌اند. 

 
کران سایر در کتاب خود می‌نویسد:

 
«هرچه رابطه‌ای بیشتر شبیه به عشق واقعی باشد، فرد نوجوان بیشتر در آن عشق سرمایه‌گذاری کرده و اگر آن رابطه بر هم بخورد، دچار درد و آسیب شدیدتری خواهد شد.»

 
باتوجه به آنچه درمورد عواقب احساسی به هم خوردن روابط جنسی می‌دانیم، منطقی است که تصور کنیم درد ناشی از چنین قطع رابطه‌هایی می‌تواند دلیل افسردگی و مرگ ناشی از خودکشی در برخی جوانان باشد.

 
تحقیقات این مسئله را تایید می‌کنند. در تحقیقی مشخص شد که نرخ اقدام به خودکشی برای دختران بین ۱۲ تا ۱۶ ساله‌ای که تجربه جنسی داشته‌اند نسبت به آنها که باکره بوده‌اند شش مرتبه بیشتر است. 

 
 

۸. خراب شدن روابط
 

رابطه‌جنسی می‌تواند یک رابطه خوب را به یک رابطه بد تبدیل کند. ابعاد دیگر رابطه دیگر رشد نمی‌یابند. احساسات منفی وارد داستان می‌شوند. در آخر رابطه را مسموم می‌کند. اینها را مرد جوانی که خود را در ۲۲ سالگی باکره معرفی می‌کند عنوان می‌کند:

 
«خیلی از دوستانم را دیده‌ام که بعد از اینکه رابطه‌هایشان حالت فیزیکی پیدا می‌کند، بر هم می‌خورد. وقتی خیلی زود از رابطه‌جنسی استفاده کنید، راه های ارتباطی دیگر بین دو طرف بسته خواهد شد و رشد متوازن رابطه بر هم می‌خورد.»

 
جنیفر، ۲۴ ساله داستان خود را مطرح می‌کند:

 
«درخواست رابطه‌جنسی دوست‌پسر من بعد از هر قرار ملاقات توجیه‌پذیرتر می‌آمد و بعد از دو ماه تسلیم شدم. رابطه‌جنسی به نقطه مرکزی ارتباط ما تبدیل شد و مثل سرطان کل رابطه ما را گرفت. چیزهای جدیدی وارد رابطه‌مان شد مثل عصبانیت، حسادت و خودخواهی. دیگر حتی نمی‌توانستیم با هم حرف بزنیم. از هم خسته شدیم و ناامیدانه یک تغییر می‌خواستم.»

 
 

ارتباط با والدین

 

رابطه‌جنسی می‌تواند تاثیرات منفی بر ارتباط فرد با افراد دیگری به جز کسی که با او رابطه دارد هم داشته باشد. اکثر والدین می‌گویند دوست ندارند فرزندانشان درگیر روابط‌جنسی شوند.  با بیرون رفتن از آن استاندارد موجود، بین آنها و نوجوانانشان درگیری ایجاد خواهد شد. نوجوانان بسیاری که رابطه‌جنسی دارند هر کاری می‌کنند که والدینشان از آن بی‌خبر بمانند زیرا می‌دانند که چقدر ناراحتشان خواهد کرد. در زیر به داستان یک دختر جوان اشاره می‌کنیم:

 
«وقتی 19 سالم بود برای اولین بار با یک پسر 22 ساله رابطه‌جنسی برقرار کردم. می‌دانستم که اگر والدینم از موضوع باخبر شوند بی اندازه ناراحت خواهند شد. وقتی عادت‌ماهیانه‌ نشدم، دچار وحشت شده بودم. حتی به فکر خودکشی هم افتاده بودم. وقتی تست بارداری نشان داد که باردار نیستم واقعاً آسوده شد. همان جا تصمیم گرفتن دیگر خودم را درگیر چنین دردی نکنم و با دوست‌پسرم به هم زدم.»

 
 

۹. توقف رشد فردی
 

فعالیت جنسی پیش از ازدواج نه تنها رشد رابطه را متوقف می‌کند، بلکه رشد فردی شخص را نیز کند می‌کند. 

 
نوجوانانی که درگیر و جذب یک رابطه شدید می‌شوند، در زمانی از زندگی خود که باید برون‌گرا باشند -- روابط جدید ایجاد کنند، وارد تیم‌ها و گروه‌های مفید شوند، علایق و مهارت‌های خود را شکل دهند و مسئولیت‌های سنگین‌تر اجتماعی قبول کنند-- درون‌گرا می‌شوند. دوران نوجوانی زمانی بسیار مهم و بحرانی برای یادگیری و رشد است که پایه و اساس آینده را می‌سازد. فرصت‌هایی که در این دوران از دست می‌رود، بعدها به هیچ عنوان به دست نمی‌آید. اگر جوانان نتوانند از این فرصت‌ها استفاده کنند، هیچوقت نمی‌توانند به رشد کامل و کافی برسند. 

 
خطر برای دخترانی که درگیر فعالیت جنسی می‌شوند بیشتر است زیرا با این کار در علایق و روابط دیگر را به روی خود می‌بندند. روانشناس دکتر ساموئل کاف‌من از نیویورک می‌گوید:

 
«دختری که خیلی زود وارد یک رابطه جدی می‌شود، بعدها متوجه می‌شود که فردیت خود را از دست داده است. او به بخشی از آن پسر تبدیل می‌شود و دیگر قادر نخواهد بود علایق خود را بسازد و حس استقلال داشته باشد.»

 
 

۱۰. تاثیرات منفی بر ازدواج

 

بیشتر نوجوانان می‌گویند که آرزو دارند یک روز ازدواج کرده و خوشبخت و موفق باشند. ما باید آنها را ترغیب کنیم از خود سوال کنند «چه تصمیمات جنسی در این نقطه از زندگی می‌تواند بر آرزوی من برای داشتن ازدواجی موفق تاثیر داشته باشد؟ با زود وارد روابط‌جنسی شدن چه مشکلاتی را برای خودم یا همسر آینده‌ام ایجاد خواهم کرد؟» در زیر به برخی از این مشکلات اشاره می‌کنیم:

 
مقایسات و یادآوری گذشته. اگر با کسی به جز همسر خود رابطه‌جنسی داشته‌اید، این میل خارج از کنترل شما وجود خواهد داشت که همسرتان را با شرکای جنسی سابق خود مقایسه کنید. یک شوهر جوان می‌گوید: «وقتی با همسرم رابطه‌جنسی دارم، با خودم فکر می‌کنم که دوست‌دختر قبلیم خیلی بهتر من را می‌بوسید یا این دختر فلان کار را بهتر انجام می‌دهد. اصلاً نمی‌توانم از شر این مقایسه کردن‌های مداوم خلاص شوم.» هم خانم‌ها و هم آقایان دچار این یادآوری‌های جنسی می‌شوند که می‌تواند بر صمیمیت جنسی زندگی مشترکشان تاثیری به شدت منفی داشته باشد.

 
 
«گاهی اوقات طی سال‌های دانشجویی دچار عفونتی می‌شدم که داخل لوله‌های فالوپ‌م را تخریب می‌کرد و این مسئله باعث نابارور شدن من شد. الان با مرد فوق‌العاده‌ای ازدواج کرده‌ام که خیلی دوست دارد بچه‌دار شود و احساس گناهی که دارم غیرقابل‌تصور است. تصمیم گرفته‌ایم یک بچه به فرزند‌خواندگی بگیریم اما واقعاً شرایط دشواری است.»
 

 
بی‌وفایی. خیانت می‌تواند منجر به ختم یک ازدواج شود. آمار درمورد درصد کسانی که به همسر خود خیانت می‌کنند متفاوت است اما متخصصین بسیار عقیده دارند که این بی‌وفایی‌ها در سال‌های اخیر بیشتر شده است. یک دلیل احتمالی آن: بالا رفتن فعالیت جنسی قبل از ازدواج. توانایی مقابله با وسوسه‌ها بخشی از شخصیت ماست -- چیزی که به مرور زمان در ما ایجاد می‌شود. اگر «نه» گفتن به وسوسه‌های جنسی را قبل از ازدواج شروع نکنیم، انجام آن بعد از ازدواج بسیار دشوارتر خواهد شد.

 
ناباروری. اخیراً آمار بچه‌دار نشدن در زوج‌هایی که به تازگی ازدواج کرده‌اند بیشتر شده است. ناباروری می‌تواند استرس و فشاری زیاد بر زندگی زناشویی ایجاد کند. اگر دلیل آن یک بیماری مقاربتی مثل کلامیدیا باشد، این استرس حتی بیشتر هم خواهد شد. یک زن ۳۳ ساله می‌گوید:

 
«گاهی اوقات طی سال‌های دانشجویی دچار عفونتی می‌شدم که داخل لوله‌های فالوپ‌م را تخریب می‌کرد و این مسئله باعث نابارور شدن من شد. الان با مرد فوق‌العاده‌ای ازدواج کرده‌ام که خیلی دوست دارد بچه‌دار شود و احساس گناهی که دارم غیرقابل‌تصور است. تصمیم گرفته‌ایم یک بچه به فرزند‌خواندگی بگیریم اما واقعاً شرایط دشواری است.»

 
بالا رفتن احتمال طلاق. محققان دریافته‌اند که با هم زندگی کردن قبل از ازدواج با بالا رفتن احتمال طلاق همراه است. در یک تحقیق که در سال ۲۰۰۳ روی زنان انجام گرفت، مشخص شد که احتمال طلاق برای زنانی که قبل از ازدواج با همسرانشان یا مردان دیگر زندگی مشترک داشته‌اند بسیار بالاتر است. 

 
این تحقیقات نمی‌گوید چرا با هم زندگی کردن یا داشتن رابطه‌جنسی قبل از ازدواج می‌تواند باعث بالا رفتن احتمال طلاق شود. یک دلیل احتمالی آن این است که رابطه‌جنسی باعث می‌شود نتوانید شناخت عمیقی از فرد مقابل به دست آورید و ببینید آیا اعتقادات، اهداف و ارزش‌های یکسان دارید یا خیر. جان و کتی کولیگان که سال‌ها برای زوج‌های بسیاری مشاوره پیش از ازدواج داشته‌اند، مشاهدات خود را با ما در میان می‌گذارند:

«این روزها زوج‌های زیادی را می‌بینیم که بدون اینکه ازدواج کرده باشند با هم زندگی می‌کنند. با حرف زدن با آنها دریافته‌ایم که نقاط اشتراک بسیار کمی دارند. آنها اصلاً درمورد اعتقادات و اهدافشان با هم حرف نزده‌اند. اما جذابیت جنسی بین آنها بسیار زیاد بوده است. پیشنهاد ما به آنها این بوده که با هم زندگی نکرده یا رابطه‌جنسی نداشته باشند، به دوستانی تبدیل شوند و سعی کنند همدیگر را بیشتر بشناسند تا بفهمند با هم سازگاری دارند یا خیر.»
دکتر کارسون دالی می‌گوید وقتی در دانشگاه درس می‌داده، دانشجویان بسیاری --بیشتر زنان جوان و گاهی هم آقایان-- برای دیدن او می‌آمدند و درمورد مقاله‌ای که برای آن درس نوشته بودند با او حرف می‌زدند. وقتی بحث آنها شروع می‌شد، حرفشان به مشکلاتی که در روابطشان داشتند کشیده می‌شد. و تقریباً در اکثر آن مشکلات روابط‌جنسی نیز درگیر بود. او می‌گوید: 

 
«یادم نمی‌آید دختر یا پسری را دیده باشم که بخاطر عقب انداختن رابطه‌جنسی پشیمان بوده باشند، اما دختر و پسرهای بسیار زیادی را دیدم که شدیداً بخاطر روابط‌جنسی خود پشیمان بودند. هیچکس جوانان را برای عواقب بعدی روابط‌جنسی آماده نمی‌کند: پایین آوردن اعتمادبه‌نفس، حس ناامیدکننده مورد سوءاستفاده قرار گرفتن، عذاب‌وجدان سوءاستفاده از دیگران، ناراحتی برای دروغ گفتن و پنهان‌کاری از خانواده، مشکل در ترک اعتیاد به رابطه‌جنسی، حس تنفر از خود بخاطر دنبال فردی دیگر گشتن به جای زنده کردن نفس خود بعد از هر بر هم خوردن رابطه. هیچکس به جوانان نمی‌گوید که حتی ممکن است سال‌ها طول بکشد تا از تاثیرات این تحربیات جنسی آزاد شوند.

 
۱۰ فایده صبر کردن برای شروع رابطه‌جنسی

 
خیلی مهم است که با خطرات رابطه‌جنسی پیش از ازدواج آشنا شوید اما به همان اندازه هم مهم است که بتوانید فواید به تعویق انداختن شروع رابطه‌جنسی را بشناسید. در زیر به ۱۰فایده آن اشاره می‌کنیم:

 
۱) صبر کردن برای شروع رابطه‌جنسی باعث بهتر شدن رابطه می‌شود زیرا زمان بیشتری را صرف شناختن همدیگر خواهید کرد.

 
۲) صبر کردن احترامی که برای خودتان قائل هستید را بیشتر خواهد کرد.

 
۳) صبر کردن باعث می‌شود بخاطر شجاعتی که در غلبه بر نفس دارید به خودتان احترام بیشتری بگذارید.

 
۴) صبر کردن به شما یاد می‌دهد به دیگران احترام بگذارید --دیگرانی که می‌خواهید وسوسه‌شان کنید یا تحت فشارشان قرار دهید.

 
۵) صبر کردن فشار را از روی شما برمی‌دارد.

 
۶) صبر کردن باعث می‌شود هیچ عذاب‌وجدانی نداشته باشید و ذهن و فکری آرام داشته و احساس پشیمانی نکنید.

 
۷) صبر کردن به شما کمک می‌کند طرف مناسب برای خودتان پیدا کنید -- کسی که بخاطر همانی که هستید برایتان ارزش قائل باشد.

 
۸) صبر کردن باعث داشتن یک رابطه‌جنسی بهتر بعد از ازدواجتان می‌شود -- رابطه‌ای خالی از مقایسه‌ها و بر مبنای اعتماد. با صبر کردن حتی قبل از آشنایی، به همسرتان وفادار خواهید بود.

 
۹) با تمرین فضایل اخلاقی که در صبر کردن وجود دارد -- مثل ایمان، قضاوت درست، کنترل نفس و خودداری، فروتنی، احترام برای خود و دیگران -- شخصیتی برای خود خواهید ساخت که باعث می‌شود در آینده همسری فوق‌العاده شوید.

 
۱۰) با شخصیت دادن به خودتان، فردی با شخصیتی مشابه -- کسی که دوست دارید با او ازدواج کنید و از او صاحب فرزند شوید -- را به سمت خود خواهید کشاند.

 
تصور نکنید «برای من خیلی دیر شده است»

 
نوجوانان و جوانان بسیاری که وارد روابط‌جنسی شده‌اند دچار این اشتباه می‌شوند که دیگر برای آنها دیر شده و نمی‌توانند تغییری در زندگی خود ایجاد کنند. اما واقعیت این است که همه ما، در هر سنی که باشیم، در هر نقطه‌ای از زندگی‌مان برای تصمیم‌گیری آزادیم.

 
نوجوانان به داستان‌های واقعی از زندگی دیگرانی نیاز دارند که قبلاً روابط‌جنسی داشته اما شروعی تازه برای خود رقم زده‌اند. می‌توانیم به تحقیق دانشگاه هاروارد اشاره کنیم که فواید ایجاد قانون و نظم در روابط جنسی خود را بعد از اینکه مدتی بی‌بندوباری جنسی داشته‌اند را نشان می‌دهد. می‌توانیم به دانش‌آموزی اشاره کنیم که می‌گفت بعد از اینکه در دوران دبیرستان با دختری رابطه‌جنسی داشت، اینکار را ترک کرده و هنوز هم در دانشگاه با همین سبک زندگی جلو می‌رود. و کتی دانشجویی که اشتباهات خود را پشت سر گذاشته می‌گوید:

 
«من با مردان زیادی رابطه‌جنسی داشته‌ام اما در همه آن زمان‌ها مست بوده‌ام و آن زمان فکر نمی‌کردم که اصلاً مهم است. الان می‌فهمم که به هرکدام از آن مردها بخشی از خودم را داده‌ام. دیگر آن دردها را نمی‌خواهم. می‌خواهم زندگی جدیدی را شروع کنم و دیگر تا زمان ازدواجم رابطه‌جنسی نداشته باشم.»

 
داستان‌هایی مثل این یک درس زندگی می‌دهد: درست است که نمی‌توانیم گذشته را تغییر دهیم اما هنوز برای شکل دادن به آینده‌مان آزادیم.
رابطه‌جنسی می‌تواند منبع لذت و شادکامی باشد. اما مشخص است که می‌تواند منبع درد و زخم‌های عمیق هم شود. فرق آن رابطه‌ای است که در آن شکل می‌گیرد. رابطه‌جنسی اگر در یک رابطه‌ متعهد و عاشقانه باشد که از قدیم به آن ازدواج می‌گفته‌ایم، حس لذت‌، خوشبختی، معنا و مفهوم به زندگی می‌دهد. 


نوشته شده در جمعه 11 بهمن1392ساعت 12 بعد از ظهر توسط عاشق زندگی زیبا|

توصیه های مفید طب سنتی درباره رابطه جنسی


 

داشتن روابط زناشویی سالم، صحیح و متعادل یکی از مهم‌ترین شروط برای  پایداری و ثبات روابط زناشویی به ویژه در زوج‌های جوان است. اهمیت این موضوع به حدی است که در متون طبی  مکاتب درمانی طبیعی و مدرن به این موضوع  اشاره شده و  تاثیر کیفیت و کمیت روابط زناشویی در ایجاد فضایی پرنشاط، صمیمی و سالم در فضای خانواده حتی تاثیر آن بر سلامت روحی و جسمی زوجین مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. مکتب  طب سنتی ایران نیز یکی از همین مکاتب درمانی طبیعی است که در متون کهن و آثار به جای مانده از درمانگران و حکمای خود تدابیر و دستورات ویژه‌ای درباره آداب زناشویی و بهداشت جنسی مطرح کرده است.

 

بی‌میلی میانسالی با کدام جوشانده درمان می‌شود؟
یكی از داروهای گیاهی كم‌‌نظیر كه در شیوه‌های درمانی طب مكمل و سنتی چین و هند برای درمان و پیشگیری از بی‌میلی جنسی و سردمزاجی در زوج‌های  میانسال مورد استفاده دارد گیاه ویتاگنوس یا همان پنج‌انگشت است كه مصرف عصاره و قطره آن تاثیر زیادی در بهبود بی‌میلی و سردمزاجی در مردان و زنان دارد. این دارو كه امروزه  به صورت قطره، عصاره و قرص گیاهی تهیه می‌شود علاوه بر درمان سردمزاجی به درمان و رفع اختلالات قاعدگی، اختلالات یائسگی و درمان برخی از كیست‌های رحم و تخمدان كمك می‌كند. برخی از درمانگران طب سنتی هند بر این باورند كه این گیاه با تنظیم هورمون‌های زنانه می‌تواند به رفع آكنه و جوش صورت كمك كند. بسیاری از مردم در سراسرجهان با دسترسی به گیاهان دارویی و تهیه گیاه پنج‌انگشت جوشانده و دمنوشی تهیه كرده  و از آن میل می‌كنند. اگر شما هم قصد دارید از این گیاه دارویی برای پیشگیری و درمان این اختلال جنسی بهره ببرید با متخصص طب سنتی مشورت كنید.

 

ناتوانی و سستی چگونه از شما دور می‌شود؟
در متون مختلف طب سنتی بارها به این موضوع اشاره شده است كه پرداختن به فعالیت‌های سنگین مانند روابط زناشویی زوج‌ها باید دست‌كم 2 تا 3 ساعت بعد از میل كردن غذا انجام شود. در شرایطی كه زوج بعد از وعده غذایی و صرف غذا فعالیت زناشویی داشته باشد و معده‌اش پر باشد در این شرایط  خونرسانی به اعضای بدن روی اندام‌های گوارشی متمركز می‌شود تا عمل هضم و جذب و سوخت و ساز مواد غذایی در دستگاه گوارش به بهترین شكل ممكن انجام شود. بنابراین اگر در این شرایط كه معده‌شان پر است اقدام به فعالیت زناشویی كنند در این شرایط احتمال ابتلای آنها به بیماری‌هایی مانند سوءهاضمه زیاد است. حتی ممكن است این گروه به دلیل رعایت نكردن همین تدابیر اختلال‌هایی مانند  دردپشت، درد سیاتیك و گرفتگی‌های عضلانی، عود كردن واریس و دردهای ناشی از آن را تجربه كنند.

 

با شکم  گرسنه‌ سراغ این فعالیت نروید
یكی دیگر از توصیه‌‌های درمانگران طب سنتی و شیوه‌های طبیعی درمان پرهیز از انجام فعالیت‌های زناشویی در زمانی است كه زوج احساس گرسنگی دارند و نباید برای فعالیت زناشویی اقدام كنند. این یكی از وضعیت‌هایی است كه به زوج‌ها توصیه شده تا از انجام این فرایند پرهیز كنند. درمانگران طب سنتی بر این باورند كه عدم رعایت این نكته می‌تواند آسیب‌های جدی را به بدن مرد و زن وارد ‌كند كه مهم‌ترین آنها كاهش قوت و توان بدنی است كه به مرور می‌تواند خود منجر به كاهش توان بدن و ضعف عمومی بدن و تحلیل اعضا شود. علاوه بر این عوارض رنگ پریدگی، ریزش مو، ابتلا به بیماری‌ها و اختلال‌های دهان و دندان مانند تحلیل لثه می‌شود.

 

تسكین درد  با رابطه زناشویی؟
در بسیاری از منابع و متون طب سنتی به ویژه در كتاب‌های بوعلی‌سینا به این نكته اشاره شده كه روابط زناشویی سالم  و مناسب میان زوج‌ها تاثیرات مثبتی بر روند زندگی آنها و همین‌طور سلامت و تندرستی آنها دارد. بوعلی سینا در یكی از كتاب‌هایش اشاره كرده در حالی كه زن و شوهرها رابطه زناشویی مناسب و منظمی داشته باشند می‌توانند به پاكسازی بدن از مواد موذی و زائد كمك كرده  و به این ترتیب به افزایش نشاط و شادابی خود كمك كنند. حکیم جرجانی نیز در یكی از فصل های كتابش اشاره كرده كه تناسب و توازن در روابط زناشویی زوجین می‌تواند به بهبود بیماری‌های كلیوی، تسكین برخی سردردها و سرگیجه‌‌ها كمك ‌كند.

 

افراط برای كدام گروه خطرناك‌تر است؟
همان‌طور كه اشاره شد افراط در فعالیت‌های زناشویی می‌تواند عوارض روحی و جسمانی را برای مردان و زنان به همراه داشته باشد اما گروهی از مردم هستند كه افراط در این فعالیت برای آنها خطرات بیشتر و عمیق‌تری را به همراه دارد.

• در میان این گروه افرادی كه دچار معده‌های ضعیف هستند یا به بیماری و اختلالی در عملكرد معده مواجهند باید در این زمینه هوشیار باشند و برای حل مشكل خود با متخصص طب سنتی مشورت كنند.
• افرادی كه جثه نحیف و استخوان‌بندی ظریف دارند و مزاج آنها در گروه مزاج‌های خشك است نیز باید مراقب فعالیت‌های زناشویی خود باشند و در این زمینه افراط نكنند.
• مردان و زنانی كه پس از انجام فعالیت زناشویی دچار تنگی‌نفس و اختلال در امر تنفس می‌شوند نیز باید حتما برای پیشگیری از بروز مشكل با پزشك یا متخصص طب سنتی مشورت و برای درمان خود اقدام كنند.
• مردان و زنانی كه پس از روابط زناشویی با همسرشان دچار بی‌اشتهایی یا افزایش اشتها می‌شوند نیز باید در این زمینه مراقبت‌های لازم را داشته باشند و با متخصص مشورت كنند.

 

زیاده‌روی چه عوارضی دارد؟
درمانگران و حكیمان طب سنتی بارها در تدابیر خود به این نكته اشاره كردند كه افراط و تفریط در خوردن، تحرك داشتن و انجام فعالیت‌های بدنی موجب بروز مشكلات و عوارضی در بدن می‌شود. یكی از عوارض پرداختن بیش از حد به فعالیت زناشویی در زوج‌ها ضعف قوای بدنی و اندام‌های اصلی بدن مانند قلب، مغز، معده، كلیه، مثانه و اعصاب است. سستی پاها و ریشه‌های مو و بدبویی دهان نیز از دیگر عوارض زیاده‌روی در فعالیت‌های زناشویی است. گاهی زوج‌ها در زندگی احساس افسردگی و خستگی بیش از اندازه دارند و نمی‌توانند میان میزان خستگی و افتادگی خود و فعالیت‌ روزانه‌شان ارتباط برقرار كنند. این گروه با وجود آنكه در طول روز فعالیت جسمانی وابسته به كار زیادی ندارند اما ممكن است  پرداختن زیاد به روابط زناشویی موجب خستگی مفرط آنها ‌شود. بنابراین باید در این مورد دقت و حتی با متخصص طب سنتی در این موارد مشورت كرد.

 

شما فقط به غذای جسم نیاز ندارید
اگر می‌خواهید در گروه زن و شوهر‌های موفق باشید بهتر است حین مدیریت رابطه زناشویی خود برای بهبود آن نیز تلاش كنید. یكی از ساده‌ترین این شیوه‌ها فراهم كردن آمادگی جسمانی و روانی است. برای این منظور شما باید خوراكی‌ها و مواد غذایی مصرف كنید كه به افزایش توانایی شما كمك كند. شاید برای‌تان عجیب باشد اما مصرف خوراكی‌ها و غذای مناسب می‌تواند به افزایش اعتماد به نفس، بالا رفتن روحیه و كاهش تنش و استرس روزانه كمك كند.  برای این منظور توصیه شده در برنامه هفتگی خانواده‌ها دست‌كم در 2 وعده غذایی از گوشت بوقلمون، ماهی، شیر، عسل و گوشت گوساله كم‌چرب مصرف كنند تا به این ترتیب به ایجاد تعادل هورمونی كمك كنند. از طرفی مصرف فلفل و غذاهای پر ادویه و گوشت‌های با طبع گرم، زنجبیل و سیب، زیتون سبز و سیاه برای بهبود توان جسمی زن و شوهر‌ها پیشنهاد می‌شود

نوشته شده در جمعه 11 بهمن1392ساعت 12 بعد از ظهر توسط عاشق زندگی زیبا|

تمرینی برای درمان کم شدن میل جنسی زنان

 
درمان کم شدن میل جنسی,درمان بی میلی جنسی زنان,افزایش میل جنسی زنان
تمرینی برای درمان کم شدن میل جنسی زنان
اولین مرحله از چرخه جنسی داشتن رغبت جنسی به فرد مقابل است. زنان دوست دارند اغوا شوند، دوست دارند بدانند بخاطر اینکه آنها را دوست دارید با آنها ارتباط جنسی برقرار می کنید نه از سر ناچاری و نه برای ارضا شدن خودتان. این حتی شما را در موقعیت ضعیف تری قرار می دهد، چون رابطه جنسی مثل یک نیاز یک طرفه می شود یعنی مرد تقاضا می کند و زن عرضه می کند که حالت متعادلی نیست.
 

تمرینی که در اینجا به شما می دهیم برای بر قراری این تعادل خیلی مفید است. این تمرین تمرکر حسی نام دارد: جلساتی را فقط برای تمرکز و عشق ورزی به هم اختصاص بدهید. یعنی اگر بچه دارید بعد از اینکه به خواب رفتند و یا روزی که پیش مادربزرگ یا خاله شان هستند زمانی را با هم خلوت کنید.
اگر در ابتدا خجالت میکشید ایرادی ندارد که این کار را در نور بسیار کم انجام دهید. حتی میتوانید لباس نازکی به تن داشته باشید که معذب نشوید.

در طول این تمرین یکی دراز می کشد و دیگری با دقت تمام بدن او را نوازش می کند، دقت کنید که این کار حالت ماساژ دادن ندارد بلکه حالتی است که شما به لذت بردن و کشف نقاط مختلف بدن همسرتان می پردازید. در طول این تمرین از لمس کردن ناحیه تناسلی و سینه هم در خانم ها و هم در آقایان پرهیز کنید، چون این تمرین اصلا ربطی به رابطه جنسی ندارد.

این تمرین برای آن است که به هم ثابت کنید تنها برای برقراری رابطه جنسی به سمت هم نمی روید بلکه می توانید از روی محبت و علاقه همدیگر را لمس کرده و از این تماس لذت ببرید. هر دو طرف باید بر روی احساس خودشان تمرکز کنند. بعد جایتان را با هم عوض کنید و بعد از تمرین راجع به احساستان با هم صحبت کنید. از لمس چه مناطقی از بدن طرف مقابلتان لذت بردید؟ اگر چطور بود بهتر می شد و غیره.

با وجود اینکه اکثر زوج ها بخصوص کسانی که سال هاست با هم زندگی می کنند فکر می کنند همدیگر را به خوبی می شناسند من تضمین می کنم که با انجام این تمرین نکاتی را در مورد خودتان و همسرتان یاد می گیرید که تعجب زده می شوید. این تمرین استانداردی است که برای درمان کم شدن میل جنسی در خانم ها توصیه می شود.
بخاطر داشته باشید که بر روی مثبت ها تمرکز کنید و تا جای ممکن بدنبال یادگیری باشید تا هر چیز دیگر. اگر هر دو نفر موافق بودید می توانید این تمرین را هر از گاهی به عنوان بخشی از پیش نوازی پیش از بر قراری رابطه جنسی تان هم استفاده کنید. تاکید می کنم هر از گاهی چون این تمرین نباید همیشه به برقراری رابطه جنسی بیانجامد و گرنه کل هدف آن از بین می رود.
نوشته شده در جمعه 11 بهمن1392ساعت 11 قبل از ظهر توسط عاشق زندگی زیبا|

هفـت نوع شوخـی زشت آقـایان با خانـم ها !


من در ابتدای این مقاله اعتراف می کنم که به عنوان یک مرد متاسفانه کم از این شوخی ها نداشته ام! این شوخی ها شاید عادی به نظر برسد و چندان هم مشکلی در زندگی ایجاد نکند، ولی فکر نکنید زن و شوهری که با هم مشکل پیدا می کنند، یک اتفاق خیلی بزرگ بین شان افتاده یا فیزیکی با هم درگیر شدند! بعضی از موضوعات بسیار ریز در زندگی وجود دارد که اگر آنها را رعایت نکنیم، رابطه ما با همسرمان را به تدریج خراب می کنند، پس بیایید با هم این رفتارها را بخوانیم و کنار بگذاریم!

باید بگویم بسیاری از آقایان و مخصوصا پسرهای جوانی که ازدواج می کنند، هنوز در فضای مجردی به سر می برند و نمی دانند جلوی همسرشان چه باید بگویند و چه نگویند، اجازه بدهید خیلی ساده تر شوخی های رایج بعضی مردان را با همسرشان بگویم، البته دقت کنید اینها در فضای عادی و شوخی است :

شوخی های تهدیدی
- طلاق : مثلا همسر شما می گوید "اگه یکماه آشپزی نکنم چیکار می کنی؟" بدترین جواب این است :"خب طلاقت میدم!" بعد هم غش غش میخندید و در پاسخ ناراحتی همسرتان می گویید :"بابا شوخی کردم" همسر شما هم ناراحت می شود و شما او را "بی جنبه" خطاب می کنید و یک شوخی ساده می شود بهانه ای برای جنجال! 

خب حالا فرضا اگر خیلی مرد خوبی باشید از دل همسرتان هر طور شده در می آورید، اما یک اتفاق خیلی بد افتاده، همسر شما نگران و مضطرب می شود، به فکر می رود، ناراحت می شود، در رابطه زناشویی اش کمی سرد می شود و ... البته منظور این نیست که با یک شوخی کوچک همه چیز خراب می شود، منظور این است که وقتی از این شوخی ها کردید کم کم عادت تان می شود و به تدریج تیشه به ریشه رابطه می زنید.
- زن دوم : شب دیر به خانه می آیید، همسرتان می گوید :"کجا بودی تا این وقت شب؟" شما هم می گویید:"خونه دومی!!!" خیلی شوخی جالبی بود نه ؟ یا مثلا بدون هیچ بهانه ای مسئله زن دوم را مطرح می کنید! مثلا به بچه هایتان می گویید:" آره دیگه کم کم میخوام یه مامان جدید براتون بیارم!" 

البته تجربه ثابت کرده مردانی که از این شوخی ها می کنند، کسانی هستند که هیچ وقت این کار را نمی کنند! ولی باز هم تاکید می شود که این شوخی ها تیشه به ریشه زندگی می زند، همسر شما مدام در فکر می رود، شما هم با خودتان فکر می کنید همسرم چقدر شکاک است و زنهای مردم اینطور نیستند و ...! همین می شود بهانه برای خراب شدن یک رابطه زناشویی.
- مرگ و زندان : آقا یک سرماخوردگی کوچک گرفته، به همسرش می گوید :"خانم اون قلم و کاغذ رو بردار بیار آخرین وصیت هام رو بکنم." یا مثلا زیاد هستند آقایانی که تا مشکلی در کارشان پیش می آید می گویند :"خانم اون وسایل ما رو جمع کن امروز فرداست که با مامور بیان دنبالم." یا "سعی کن ماهی یه بار بیای ملاقاتم و کمپوت آناناس هم بیاری!" البته اینها نمونه است ولی حرفهایی است که زیاد در زندگی ها هستند و هیچ پایه و اساسی ندارد و مرد فقط برای شوخی اینها را بیان می کند، ولی نمی داند با همین شوخی ها به همسرش لطمه روحی می زند و او را نگران و مضطرب می کند.
شوخی های مردانه
- شوخی های فیزیکی : یک سری شوخی هایی هست که ما در فضای دوستانه خودمان انجام می دهیم، مثلا با بیل می زنیم توی سر رفیقمان و به مدت نیم ساعت با هم می خندیم! یا دوستمان با لگد ما را سه متر جلوتر پرتاب می کند! خب اینها در فضای مردانه همه نشانه محبت و دوست داشتن است! ولی هرگز از این شوخی ها با همسرتان نکنید، خانم ها احساسات بسیار قوی ای دارند، مثلا وقتی شما همسر خود را نوازش می کنید خیلی برای او لذت بخش است و برعکس وقتی به شوخی به او ضربه ای می زنید به همان اندازه برایش دردآور و ناراحت کننده است. پس از این شوخی ها هم اصلا نکنید.

با یکی از دوستانم بیرون رفته بودیم، به بهانه ای یک خودکار به همسرش داد، تا خانم خودکار را گرفت ناگهان از جایش پرید و دوستم زد زیر خنده، ظاهرا خودکار برقی بود و یک برق چندولت خفیف همسرش را گرفته بود، این هم جزء شوخی های فیزیکی محسوب می شود که به هیچ وجه، تاکید می شود به هیچ وجه نباید مرتکب شوید.
- شوخی های حاوی فحش : باز هم این یک نوع دیگر از خوشمزگی های به جا مانده از دوران مجردی است! البته منظورم از فحش، حرفی است که توهین تلقی شود، باز هم می گویم ممکن است این الفاظ در بین دوستان ما نشانه محبت باشد (که البته همان هم غلط است) ولی هرگز در ارتباط با همسرتان از این شوخی ها استفاده نکنید، چیزی که جدیدا در شبکه هایی مثل فیس بوک دیده ام (با عذرخواهی از همه دوستان) واژه "کثافت" است که مثلا با تغییر شکل "کصافط" می نویسند و بسیار زشت و بی ادبانه است، و متاسفانه آقایان در رابطه های پیامکی با همسرشان از آن استفاده می کنند یا لفظش را به زبان می آورند، این هم نمونه ای دیگر از شوخی های خراب کننده رابطه است که نباید مرتکب شوید.

یا مثلا واژه های دیگر، بعضی واژه ها را هم مجبورم بگویم که خیلی خانم ها از آن شاکی هستند که آقایان در رابطه با آنها به شوخی به کار می برند مثل "لامصب" "بدبخت" "بیچاره" و ...

پس خیلی مواظب این واژه ها باشید، همسر شما ممکن است چیزی نگوید و یا عادت کرده باشد، ولی باور کنید شروع با این واژه های ساده زندگی خیلی ها را به مرز طلاق کشانده است. خواهش می کنم از این الفاظ استفاده نکنید.
شوخی های تمسخر آمیز 
- شوخی در مورد اعضای خانواده : مثلا خانمی به همسرش می گوید :" اگر مشکلی پیش اومد بابای من هست که کمکمون کنه" شما هم قصدی ندارید و به شوخی می گویید :"بابای تو هنوز قسط جهیزیه ات رو داده که بخواد کاری کنه حالا!" 

این شامل شوخی با اعضای خانواده مخصوصا بزرگترها و پدر و مادر هم می شود، یعنی فرضا با پدر همسرتان یا مادر همسرتان شوخی ای کنید که دور از شان آنها باشد و یا بی ادبی محسوب شود.
- مسخره کردن : مسخره کردن همیشه بد است، مسخره کردن همسر بدتر و مسخره کردن همسر در حضور دیگران بدترین کار ممکن! این مسخره کردن می تواند جنبه های مختلفی داشته باشد، همسرتان کاری را درست انجام نداده شما با این کلمات او را صدا می کنید "نابغه! آی کیو! دانشمند!"

یا مسخره کردن قد، هیکل یا لهجه همسر که این هم بسیار بد و زننده است، مسخره کردن غذا را هم زیاد دیده ام، مثلا به همسرتان می گویید :"عزیزم میشه بگی این غذایی که پختی دقیقا مزه چی میده ؟" و یا :"این غذا رو برم بریزم جلو گربه ها ببینم لب میزنن یا نه!"
نکته آخر را هم بگویم، لطفا اگر این شوخی ها را با همسرتان می کنید، بدون هیچ تعارفی، انتظار محبت و شادی و گرم بودن خانه و ... را از او نداشته باشید. یکی از دوستان من که اتفاقا خیلی هم به همسرش علاقه داشت، به خاطر همین ناشی گری ها و شوخی های بی مورد، الان در دادگاه خانواده در رفت و آمد برای درخواست طلاق همسرش است. پس لطفا مراعات کنید.

نوشته شده در جمعه 4 بهمن1392ساعت 11 قبل از ظهر توسط عاشق زندگی زیبا|



 

درست همانطور که نشانه‌هایی برای آمادگی شما برای ازدواج وجود دارد، نشانه‌هایی هم هست که می‌گوید آمادگی ازدواج ندارید. تعداد قابل‌توجهی از افراد هستند که وقتی به عقب و ازدواجشان نگاه می‌کنند، می‌فه‌مند که آماده نبودن آن‌ها برای ازدواج در آن زمان علت طلاق و جداییشان بوده است. 

برای اینکه مرتکب این اشتباهات نشوید، قبل از ازدواج حتماً به انگیزه‌هایتان خوب فکر کنید. اگر خود را جزء یکی از دسته‌های زیر می‌بینید، خودداری از ازدواج در این شرایط به نفعتان است. درعوض، به توصیه‌هایی که بعنوان جایگزین معرفی شده‌اند عمل کنید.
اگر برای دلایل غیرمنطقی زیر ازدواج را انتخاب می‌کنید، باید متوجه ریسکی که می‌خواهید بکنید باشید:

 

برای فرار از وضعیت ناراحت‌کننده خانه:
به جای آن می‌توانید به جای آن می‌توانید به دانشگاهی خارج از شهر خود بروید. روی این تمرکز کنید که فردی مستقل و سالم بار بیایید تا بتوانید شاد و سالم زندگی کنید. هرچقدر محیط خانه‌تان بد‌تر باشد، باید بیشتر برای جلوگیری از اشتباهی که والدینتان کردند تلاش کنید.

 

وقتی خیلی جوان یا نابالغ هستید:
سعی کنید از جوانیتان لذت ببرید و ازدواج را تا زمانیکه به بلوغ فکری کامل رسیده‌اید به تعویق بیندازید.

 

وقتی به اندازه کافی تجربه ارتباط با جنس مخالف ندارید:
سعی کنید با جنس مخالف خود ارتباط سالم بگیرید تا تجربه لازم را به دست آورید. ببینید از یک رابطه چه می‌خواهید و فرق یک شریک زندگی سازگار و هماهنگ با خودتان و افراد ناسالم یا کسانی که سازگاری با شخصیت شما ندارند را بشناسید.

 

وقتی تجربه زندگی مستقل را ندارید:
وقتی تازه فارغ‌التحصیل شده‌اید و هیچوقت بعنوان یک مجرد زندگی مستقلی را تجربه نکرده‌اید، هیچ کار یا طریق امرارمعاشی ندارید، از تنها بودن می‌ترسید یا طرفتان قرار است مدتی طولانی شما را ترک کند. درستان را تمام کنید و تجربه کاری مرتبط با رشته‌تان را آغاز کنید. کاری پیدا کنید که قدرت حمایت از خودتان و خانواده‌تان را تامین کند. زندگی مستقلی را آغاز کنید و سعی کنید هزینه‌های مربوط به خودتان را تقبل کنید، پول پس‌انداز کنید و مستقل شوید. یاد بگیرید چطور تنها زندگی کنید و یک مجرد شاد باشید.

 

برای برانگیختن حس حسادت فردی دیگر:
برای اینکه بلوغ احساسی بیشتری پیدا کنید کتاب‌های بیشتری بخوانید یا نزد مشاور بروید. تا زمانیکه به این بلوغ فکری و احساسی نرسیده‌اید با هیچکس ازدواج نکنید. باید رفتار‌ها و مهارت‌های سازگاری افراد بزرگسال را کسب کنید تا وقتی آسیب دیدید، بتوانید به آن‌ها تکیه کنید.

 

برای بالا بردن اعتمادبه‌نفستان:
برای این منظور بهتر است نزد مشاور متخصص بروید. اعتمادبه‌نفس پایینتان را با افکار مثبت و باارزش جایگزین کنید. تازمانیکه اعتمادبه‌نفس لازم را پیدا نکردید و با خودتان راحت نبودید، ازدواج نکنید. دقت کنید که کسی را انتخاب کنید که با شما سازگاری شخصیتی داشته باشد.

 

چون بقیه ازدواج می‌کنند:
برای اینکه بلوغ احساسی بیشتری پیدا کنید، نزد روان‌شناس بروید و مطالعه کنید. هرازگاهی با افراد مختلفی ایجاد ارتباط کنید اما تازمانیکه بلوغ کافی پیدا نکرده‌اید با کسی ازدواج نکنید.

 

وقتی نمی‌دانید برای چه ازدواج می‌کنید:
وقتی رابطه‌تان چیزی که می‌خواهید نیست یا فقط تفریحی است اما سنتان روزبه‌روز بالا‌تر می‌رود و می‌ترسید کس دیگری را پیدا نکنید. درمورد سابقه رابطه‌تان با یک روان‌شناس صحبت کنید و ببینید سازگاری شخصیتی شما و طرفتان در چه حدی است. تازمانیکه مطمئن نشده‌اید که با هم سازگاری دارید و می‌توانید زندگی شادی کنار هم داشته باشید، دست به ازدواج نزنید. اگر کسی که الان در زندگیتان است تطابق چندانی با شما ندارد، سعی کنید با افراد دیگری آشنا شوید که با شما سازگار‌تر هستند.

 

وقتی به اندازه کافی با هم وقت نگذرانده‌اید تا بفهمید سازگاری دارید یا خیر:
اگر طرفتان آنقدر مشغله دارد که نمی‌تواند شما را به اولویت زندگی خود تبدیل کند، درمورد فکرتان با او صحبت کنید ببینید می‌توانید با هم به نتیجه‌ای برسید که برای هر دو شما رضایت‌بخش باشد یا خیر. اگر اخیراً با فردی آشنا شده‌اید، آرام باشید و برای شناخت همدیگر وقت بگذارید: اگر طرفتان از شما دور است و اکثر ارتباط شما از طریق دنیای مجازی و دیدارهای گاه‌گاه بوده است، تازمانیکه از نزدیک با هم بیشتر وقت نگذرانده‌اید و همدیگر را نشناخته‌اید تصمیم به ازدواج نگیرید.

 

اگر از پایان یافتن رابطه‌ قبلی یکی از شما مدت کوتاهی گذشته است:
سعی کنید از شروع این رابطه جدید لذت ببرید اما درک کنید که ممکن است روزی این رابطه تمام شود. ممکن است طرفتان با فرد قبلی که در زندگی‌اش بوده است آشتی کند یا متوجه شوید با هم سازگاری ندارید، پس عجله نکنید.

 

وقتی یکی از شما مدیریت ارتباطی نمی‌داند:
افرادی که خانواده آزار دهنده دارند و نمی‌توانند در مقابل آزار آن‌ها از همسرشان حمایت کنند، باید تا اصلاح این رفتار خود از ازدواج اجتناب کنند. کسانی که رفتار آزار دهنده خانواده خود را نسبت به همسرشان تحمل می‌کنند، کودکانی هستند که هنوز بالغ نشده‌اند و به علت وابستگی زیاد به خانواده‌شان برای ازدواج مناسب نیستند.

 

وقتی یکی از شما کنترل کننده است:
این افراد دوست دارند همه چیز در اختیار آن‌ها باشد و همه تصمیم‌ها را خودشان بگیرند. همواره برای دیگران تعیین تکلیف می‌کنند. آن‌ها حسودند و اگر چیزی مطابق می‌لشان نباشد یا تحت کنترل آن‌ها قرار نگیرد عصبانی می‌شوند. اصلا خوش ندارند کسی به آن‌ها بگوید که چه بکنند. سلطه جو و انتقادگر خواهند بود چرا که نمی‌توانند کنترل لازم را بر دیگران اعمال کنند. این افراد معمولا بر همسر و فرزندان بیشترین کنترل را اعمال می‌کنند و خشم زیاد و جبهه گیری زیادی ایجاد می‌کنند.

 

وقتی یکی از شما بشدت خشمگین می‌شود:
اگر با کوچک‌ترین چیزی که مطابق می‌لتان نباشد از کوره در می‌روید و خشم خود را روی اطرافیانشان خالی می‌کنید، اگر پاسخ افرادی را که با نظر شما موافق نیستند با فریاد و بددهنی یا تهدید می‌دهید، اگر خشمتان را با کوبیدن در، قطع تلفن، پرتاب کردن اشیا، هل دادن، زدن، ترک اتاق و … بروز می‌دهید، خلاصه آنکه اگر به طور ناگهانی و با شدت زیاد، نامتناسب و غیر معمولی خشمگین می‌شوید، تا درمان این حالت خود برای ازدواج اقدامی نکنید. ازدواج کردن شما ارمغانی جز ترس و اضطراب و محدودیت برای دیگری ندارد.

 

وقتی یکی از شما دارای اختلالات جنسی است:
اختلال جنسی انواع مختلفی دارد.
_ اعتیاد جنسی و فقدان عزت نفس جنسی
_ اختلالات کنشی جنسی: این اختلال فعالیت جنسی را با مشکل مواجه می‌کند. مانند افرادی که میل به فعالیت جنسی ندارند و یا نفرت دارند، افرادی که تحریک و ارضا نمی‌شوند، افرادی که خیلی زود ارضا می‌شوند و انحرافات جنسی.

 

اگر یکی از شما معتاد به مواد و الکل است:
هرگز به امیدهای واهی ریسک ازدواج را نپذیرید! افراد زیادی بوده‌اند که دانسته یا ندانسته با فردی معتاد ازدواج کرده‌اند به این امید که ترک خواهد کرد و بعد با بحران مواجه شده‌اند. یک فرد معتاد لازم است تا به خودش بپردازد و در ابتدا بیماری خود را درمان کند. هیچ کس با ازدواج نمی‌تواند اعتیاد خود و یا دیگری را درمان کند.

 

وقتی یکی از شما یا هر دوتان مرتکب آزار جسمی، جنسی یا کودک‌آزاری شده است:
این رابطه قدرت بسیار کمی دارد. اگر فرد آزاررسان خودتان بوده‌اید، نیاز به درمان فوری توسط متخصص دارید. فوراً اقدام کنید و اجازه بدهید که مشاور متخصص با شما صحبت کند. اگر فرد آزاردیده شما بوده‌اید، شما هم نیاز دارید که پیش روان‌شناس بروید. تازمانیکه بتوانید از رابطه آزاردهنده خود به طور کامل بیرون بیایید و آن را فراموش کنید، درما‌‌نهایتان را ادامه دهید.

نوشته شده در شنبه 21 دی1392ساعت 5 بعد از ظهر توسط عاشق زندگی زیبا|



 

همه انسانها در وجودشان کم و بیش، به خیالپردازی جنسی می‌پردازند و گهگاه به آن فکر می‌کنند. در واقع خیالپردازی جنسی همان بروز احساسات و شهوت طبیعی نهفته در وجود هر انسانی است. درجه و مقدار آن هم به سن، جنس، قدرت تخیّل و سابقه رابطه جنسی هر فرد بستگی دارد. هر کسی به نوعی در تخیّلات خود یا حین نزدیکی به این توّهمات یا بهتر است بگوییم رویا‌ها و خیالپردازیها می‌پردازد. بعضی در رابطه جنسی یک رویه ثابت را پیش گرفته و تا آخر همان طور می‌مانند، و در مقابل، برخی دائماً به چگونگی و زیبا‌تر بودن این رابطه فکر می‌کنند و در خیالاتشان به دنبال لذّتی جدید و تنوع بیشتر در نزدیکی می‌پردازند.

حرکات متنوع و شهوت در یک نزدیکی، نه تنها هیجان رابطه جنسی را بالا می‌برد، بلکه باعث برقراری صمیمیت بیشتری در زندگی زناشویی نیز می‌شود. بعضی از فواید خیال‌پردازی جنسی برای همسران و در زندگی زناشویی عبارتند از:

-کاهش استرس، نگرانی و اضطراب
-افزایش هیجانات طی رابطه جنسی
-تنوع در روش و چگونگی نزدیکی در زندگی زناشویی

 

رابطه جنسی خیالی چیست؟
خیال‌پردازی جنسی در ضمیر ناخودآگاه ما شکل می‌گیرد، قدرت تخیّل رابطه جنسی، رابطهٔ مستقیم با میزان شهوت هر شخص دارد که در زنان این امر بیشتر است. بیشتر زنان طی یک 
رابطه جنسی خیالی، ارضاء می‌شوند و به آرامش درونی می‌رسند. رویای رابطه جنسی و میل به نزدیکی، برخواسته از حالات درونی ماست، بطوری که گاهی آنقدر فکر و ذهن ما درگیر می‌کند که خود سبب مشکلات درونی و روحی می‌شود، در این حالت اگر این شهوت و هوس ارضاء نشود، موجب استرس و پریشانی و نهایتاً احساس حقارت و عدم اعتماد به نفس در شخص خواهد شد.

 

آیا رویا‌پردازی در مورد رابطه جنسی ضرر دارد؟
متأسفانه اگر در این خیالات از حدود خود خارج شده و فرا‌تر رویم، سبب بروز مشکلاتی ناخواسته می‌شود، بطور مثال، مرد یا زنی آنقدر غرق در هوس و میل جنسی می‌شود که حتّی دوست دارد با همجنس خود ارتباط داشته باشد. یا زن و مردی متأهل به جایی می‌رسند که ناخودآگاه به رابطه جنسی با غیر از همسر خود فکر کنند، بویژه اگر این فرد گرم مزاج باشد و از سوی همسرش که سردمزاج است به لحاظ جنسی تأمین نشود. می‌بینید که در صورت عدم کنترل این شهوت و رابطه جنسی خیالی، شخص گرفتار عذاب وجدان و گناه می‌شود و به مرور زمان خود را موجودی منحرف و بی‌مصرف در اجتماع می‌بیند. در موارد دیگر نیز این افکار تبدیل به عقده‌های روانی می‌شود که ناخواسته با احساس حقارت، موجب اختلافاتی در روابط اجتماعی و زناشویی وی می‌شود.

 

روش های کنترل خیالپردازی جنسی
به منشاء و عمق این حس آگاه شوید. این خود شما هستید که می‌توانید تشخیص دهید، آیا این هوس و شهوت، تنها به دلیل زیاده روی میل درونی شما ایجاد شده است یا فقط یک میل ذاتی و مفید برای تقویت و لذّت بیشتر از رابطه جنسی با همسرتان است. این توّهمات، خیال و هوس دربارهٔ رابطه جنسی درون هر انسان، طبیعی است، بنابراین از وجود آن در ذهن خود احساس شرم و خجالت نکنید. اگر این افکار، موجب آزردگی خاطرتان شده است، بهتر است در درون خود جستجو کنید و عامل آن را پیدا کنید، بطور مثال، آیا قبلاً ارتباطی ناموفق داشته‌اید یا زمانی مورد آزار جنسی قرار گرفته‌اید؟ در این صورت جهت فکر و رویای شما در رابطه جنسی بسوی خلاف پیش می‌رود و منجر به معضل خواهد شد.

 

میل و هوس جنسی خود را قبول کنید
اینکه بخواهید دست از این رویا‌پردازی و هوس بردارید، چارهٔ کار نیست، بلکه این فراموشی ظاهری موجب ایجاد استرس و اضطراب‌های درونی واکنشهای ناخودآگاه ذهنی می‌گردد. بدانید وبپذیرید که بیشتر مردم اطراف شما هم این حس و شهوت و رویا‌پردازی را دارند و بیشترشان هم فردی منحرف و فاسد در اجتماع نیستند!

 

افراط نکنید
قدرت تصوّر صحیح و بهتری را در ذهن خود پرورش دهید. بهتر است در حین این رویا به روابطی معقول و طبیعی فکر کنید نه به روابط یا حالاتی که ممکن است به جسم یا روحیه شما لطمه وارد کند. بهتر است به یک رابطه جنسی زیبا و دلنشین که قبلاً با همسرتان تجربه کرده‌اید فکر کنید و از آن لذّت ببرید. به رویایی فکر کنید که دست یافتنی و واقعی باشد نه خیالی، در غیر این صورت به دلیل عدم دسترسی و ارضاء در آن رویا، استرس و اضطراب تمام وجود شما را در برمی گیرد، اگر تاکنون این اشتباه را کرده‌اید، می‌توانید با ورزشی منظّم و اصلاح هوس های خود به رویاهایی واقعی، از پریشانی و عقده‌های حقارت درونی رهایی یابید. سعی کنید در خیالاتتان، خود واقعیتان باشید نه اینکه در نقش یک شخصیت خارجی دیگر که خودتان را جای او گذاشته‌اید!


برچسب‌ها: اختلالات روحی و روانی
نوشته شده در جمعه 20 دی1392ساعت 12 بعد از ظهر توسط عاشق زندگی زیبا|


 

 
ازدواج های به وصال نرسیده ( حفظ بکارت بعد از ازدواج،مشکلات جنسی،عدم باروری،انزال زودرس )
ازدواج‌هایی تحت عنوان ازدواج‌های به وصال نرسیده وجود دارند که مشکل عمده بسیاری از زوج‌های جوان و تازه‌ازدواج‌کرده را تشکیل می‌دهد. به عنوان نمونه، مقاربت دردناک یکی از شکایات شایع خانم‌هایی است که در اوایل ازدواج‌شان به متخصصان زنان و زایمان مراجعه می‌کنند و استرس و ترس نیز به این مشکل افزوده می‌شود و در بسیاری از موارد، ازدواج به‌وصال‌نرسیده را سبب می‌شود و گاهی نیز از بین رفتن میل جنسی، ناباروری و افسردگی را در پی دارد.

اولین بار، بالینت در سال 1961 در مقاله‌ای تحت عنوان «بخش دیگر طب» به «ازدواج به وصال نرسیده» (UCM) اشاره کرد و از آن زمان تاکنون موارد زیادی در سراسر جهان گزارش شده است. «ازدواج به وصال نرسیده» به ازدواجی‌ گفته می‌شود که در آن، زوجین تا مدت‌ها بعد از ازدواج نمی‌توانند رابطه جنسی برقرار کنند. در بررسی‌های انجام‌شده در ایران، مهم‌ترین علل روانی «ازدواج به وصال نرسیده» در زنان را ترس از رابطه زناشویی، نگرش ناخوشایند یا بی‌تفاوتی نسبت به مسایل جنسی و نگرش ناخوشایند نسبت به همسر و در مردان، اضطراب عملکرد جنسی و انزال زودرس هستند.
 
مطالعه‌ای روی 200 ازدواج به وصال نرسیده در کرمانشاه، مهم‌ترین عامل را وجود فشار اجتماعی شدید روی زوج‌ جوان (دارای روابط اجتماعی محدود پیش از ازدواج) برای انجام رابطه زناشویی در اسرع وقت دانسته است. این اختلال در صورت عدم درمان مناسب، ناباروری و در موارد بسیاری طلاق را به دنبال دارد.
 
معرفی یک مورد از مبتلایان به این اختلال
زوج مورد مطالعه ساکن شهر تهران بودند. خانم 23 ساله، دارای تحصیلات دیپلم، خانه‌دار و آقا 29 ساله دارای تحصیلات راهنمایی و راننده تاکسی بود. ازدواج آنها ازدواج فامیلی بودندودر نخستین مراجعه به مرکز درمانی، 7 سال از ازدواج آنها می‌گذشت و طی این مدت زوج هیچ‌گاه رابطه زناشویی نداشتند. مشکل اصلی زوج در بدو مراجعه، نداشتن فرزند و ناباروری عنوان شد و به این منظور خانم به کلینیک زنان و آقا به کلینیک آندرولوژی (آندرولوژی یک تخصص طبی است که به سلامت مردان، به خصوص مشکلات تناسلی و ادراری آنها،( می‌پردازد) معرفی شدند.
 
در معاینات به عمل آمده از خانم توسط متخصص زنان مشکل خاصی گزارش نشد اما در معاینات آندرولوژی «ازدواج به وصال نرسیده»، پس از اخذ شرح‌ حال دقیق مشخص شد زوج تاکنون مقاربتی نداشته‌اند.اگرچه شوهر دچار انزال زودرس شدید بود و نیز در بررسی اسپرموگرام بیمار مشکلاتی در آنالیز اسپرم به چشم می‌خورد اما در نهایت زوج با تشخیص «ازدواج به وصال نرسیده» توسط متخصص آندرولوژی به روان‌پزشک معرفی شدند و موازی و همزمان با آن، درما‌ن‌های مربوط به عوامل مردانه نیز ادامه یافت. البته پیشنهاد برداشتن پرده بکارت نیز از طرف برخی متخصصان زنان به خانم ارائه شده بود که به علت عدم موافقت او انجام نشده بود.

در مطالعه بالینی و ارزیابی روان‌شناختی به عمل آمده آشکار شد که به علت اضطراب و ترس شدیدی که شوهر حین رابطه زناشویی پیدا می‌کند و علاوه بر آن، کمبود اطلاعات جنسی، این زوج تاکنون نتوانسته‌ بودند با هم رابطه‌‌ای برقرار کنند. آنها طی 7 سال مراجعات پراکنده‌ای به پزشکان مختلف داشتند که هیچ‌یک مفید و موثر نبوده است؛ به خصوص که همواره هریک از زوجین به تنهایی مورد معاینه و درمان قرار گرفته‌اند؛ بدون اینکه شرح‌ حال دقیقی اخذ شود یا به روان‌پزشک ارجاع داده شوند. این اولین‌بار بود که در مرکز درمانی،‌ مشکل زوج تشخیص داده می‌شود.
 
در اولین مصاحبه روان‌پزشکی، زوجین خسته و ناامید به نظر می‌‌رسیدند. مرد مضطرب و افسرده و میل جنسی خود را از دست داده بود. زن نیز به علت سال‌ها درمان و معاینات مکرر توسط متخصصان زنان و نیز ثانویه به ترس همسرش دچار بی‌میلی جنسی شده، انگیزه درمانی و امید به موفقیت خود را از دست داده و تنها تمایل به داشتن فرزند منجر به مراجعه او شده بود.

در این مطالعه، یک تیم متشکل از متخصصان آندرولوژی، زنان و روان‌پزشکی در یک دوره 3 ماهه همگام با هم به درمان زوج پرداختند و توانستند درمان ترکیبی تیمی، برگرفته از روش شاور و همکاران در درمان «ازدواج به وصال نرسیده» را که اولین بار در سال 1993 انجام شد را با موفقیت به انجام برسانند؛ درمانی که طی 3 مرحله صورت گرفت.

درمان در 3 مرحله
• مرحله اول: از آنجا که بی‌کفایتی جنسی اغلب ناشی از کمبود اطلاعات یا اطلاعات غلط و ترس عملکردی است در ابتدا آموزش ساده‌ای درباره کالبدشناسی و نحوه کارکرد اندام‌های تناسلی زن و مرد ارائه شد. همچنین به زوجین توصیه شد هریک جداگانه و به تنهایی در برابر آینه ایستاده و به تجسس اندام‌های تناسلی خود بپردازند. همچنین زوج در مراحل ابتدایی از اقدام به عمل نزدیکی منع شدند تا آموزش ببینند به تبادلات لذت جسمی بدون فشار برای انجام عمل جنسی بپردازند. در‌عین حال به آنها آموزش داده شد که چگونه ارتباط کلامی و غیرکلامی رضایت‌‌بخشی برقرار کنند.

• مرحله دوم: در این مرحله، تمرینات مربوط به تمرکز حسی آغاز شد. در اولین جلسه از این مرحله ابتدا به زوجین آموزش داده شد که چگونه به مرحله مقدماتی قبل از شروع رابطه جنسی بپردازند.

• مرحله سوم: در مرحله آخر به زوج اجازه داده شد که به ترتیب وضعیت‌های مختلفی را برای برقراری رابطه مورد نظر امتحان کنند؛ بدون اینکه ضرورتا مقاربت را به اتمام برسانند. در واقع در این جلسه زوج اعتماد به نفس پیدا می‌کنند که قادر و حاضر به نزدیکی باشند. سرانجام پس از 3 ماه این زوج برای اولین بار موفق به نزدیکی کامل شدند.
 
البته این پایان کار نبود چون با ادامه درمان‌های آندرولوژی در نهایت در آذرماه 1385 زن به روش طبیعی باردار شد.حرف آخربا توجه به عدم آگاهی کافی جامعه درباره مسایل جنسی و نیز اضطراب عملکردی به عنوان عامل شایع ایجادکننده اختلال، به نظر می‌رسد آموزش روابط جنسی به عنوان بخشی از آموزش‌های پیش از ازدواج ضروری است.
 
البته ارائه این آموزش‌ها باید در سطوح مختلف، با صرف حوصله و زمان کافی و مبتنی برنیاز دختران و پسران صورت گیرد. از سوی دیگر بررسی جامع و همزمان زوج دارای مشکلات جنسی، توسط تیم تخصصی هماهنگ، موجب افزایش موفقیت درمان خواهد شد. ارزیابی اولیه زوج توسط مشاوران مشکلات جنسی، ارجاع به متخصصان آندرولوژی و زنان جهت بررسی علل جسمی موثر و درخواست انجام مشاوره‌های تکمیلی توسط آنها به عنوان نمونه با متخصصان غدد، داخلی، عفونی و... در اولین قدم لازم است. در ادامه بر مبنای اطلاعات به دست آمده، درمان مشکلات جسمی و روانی باید به صورت همزمان صورت پذیرد.
 
نوشته شده در جمعه 20 دی1392ساعت 12 بعد از ظهر توسط عاشق زندگی زیبا|

«سيگار كشيدن ممنوع»،‌ «لطفا سيگار نكشيد»، «سيگار كشيدن ضرر دارد» و... حتما بارها اين جملات را خوانده و شنيده‌ايد، آن تصاوير ترسناك روي پاكت‌‌هاي سيگار را هم حتما بارها و بارها ديده‌ايد اما شايد خيلي راحت سيگار را روشن كنيد و به هيچ كدام از ديده‌ها و شنيده‌ها وقعي ننهيد.

آمار نشان مي‌دهد كه ميزان سيگار كشيدن زنان در ايران در حال افزايش است و اين مسئله به خصوص در مورد دختران و زنان جوان جدي است. اگر شما هم از دسته زنان و دختران جواني  هستيد كه هشدارها را جدي نمي‌گيريد و راحت سيگارشان را روشن مي‌كنند، لطفا اين مطلب را با دقت تا انتها بخوانيد.

کل بدن تان در خطر است

اگر مي‌خواهيد زودتر از دوستان‌تان پير نشويد...


سيگار كشيدن به شيوه‌هاي مختلف، به راه‌هايي خيلي بيشتر از آنچه فكرش را بكنيد، روي بدن شما تاثير مي‌گذارد. متاسفانه اكثريت زنان سيگاري، سيگار كشيدن را از سن پايين شروع مي‌كنند و آن را خطري براي سلامت خود مي‌دانند زيرا احساس مي‌كنند بدن سالمي دارند و هيچ خطري آنها را تهديد نمي‌كند. زماني هم كه آثار سوء و زيانبار سيگار كشيدن در آنها آشكار مي‌شود آنقدر به سيگار عادت كرده‌اند كه ديگر نمي‌توانند به كنار گذاشتن آن فكر كنند. سيگار كشيدن روي بسياري از ارگان‌هاي بدن تاثير مي‌گذارد و سلامت آنها را به خطر مي‌اندازد، اما در مورد زنان يك مسئله مهم ديگر وجود دارد و آن هم اينكه سيگار كشيدن باعث ايجاد تغييراتي در بدن مي‌شود كه نتيجه همه آنها «پيري زودرس» است. شما در اين مطلب مي‌توانيد مكانيسم‌هاي پيركننده سيگار در قسمت‌هاي مختلف بدن را بيابيد.

اگر مي‌خواهيد  ظاهرتان حفظ شود

پوست بي‌حالت، شل و كدر


همان‌طور كه قبلا ذكر شد مواد شيميايي موجود در سيگار مولكول‌هاي كلاژن را مي‌شكنند و اين باعث كاهش خاصيت كشساني پوست مي‌شود. در ضمن تاثيرات سيگار روي عروق خوني سطحي باعث مي‌شود كه پوست حالتی شل پيدا كند و موجب زشت شدن حالت پوست‌شود. ديده شده كه شلي عضلات و بافت سينه در زنان سيگاري زودتر از زنان غيرسيگاري شروع مي‌شود. در كل پوست افراد سيگاري دچار شلي و آويزاني مي‌شود كه قطعا مطلوب هيچ خانمي نيست.

ديگران را فراري مي‌دهيد؟

بوي بد دهان

سيگاري‌ها بوي دهان خاصي دارند كه به بوي دهان سيگاري‌ها مشهور است. جدا از اينكه سيگار روي بوي بدن انسان‌ها و تعريق آنها تاثير مي‌گذارد و بوي خاصي ايجاد مي‌كند، بوي دهان افراد سيگاري هم بوي خاصي دارد كه خوشايند سايرين نيست.

زیبایی لبخندتان را حفظ کنید

دندان‌ها زشت

ديگر اين را همه مي‌دانند كه دندان‌هاي افراد سيگاري خيلي زود زردرنگ و زشت مي‌شوند، اما اين تنها تاثير سيگار روي دندان‌ها نيست؛ سيگار باعث آسيب رساندن به ميناي دندان مي‌شود و اينگونه باعث آسيب به دندان‌ها و افزايش احتمال پوسيدگي آنها مي‌شود. در ضمن مواد شيميايي موجود در سيگار باعث آسيب ديدن لثه‌ها و در نتيجه شل شدن دندان‌ها و كج شدن آنها و افزايش احتمال افتادن آنها مي‌شود 

صورت سيگاري‌ها پرچين و چروك مي‌شود

چهره‌ای پر از خط!

گروهي از چين و چروك‌ها نتيجه سيگار كشيدن هستند. نيكوتين موجود در سيگار باعث باريك شدن عروق خوني مي‌شود و اينگونه اكسيژن كمتري به پوست مي‌رسد. افراد سيگاري خيلي زودتر از افراد همسن و سال خود كه سيگار نمي‌‌كشند شاهد ظهور چين و چروك در پوست مي‌شوند.

از دست دادن بافت‌های اطراف دهان

لب‌های زشت

خب طبيعي است كه برخي از شايع‌ترين عوارض سيگار روي لب‌ها باشد، جدا از چين و چروك‌ها روي اطراف دهان كه به هر حال لب‌ها را هم درگير مي‌كند و رسوب رنگدانه‌ها را روي لب، مواد سمي مضر در سيگار باعث مي‌شود تا حالت الاستيستي (كشساني) پوست لب‌ها را كاهش يابد و اينگونه لب‌ها حالت چروكيده و غيرطبيعي پيدا كنند. 

رنگ رخسار...

پوست رنگ‌پريده

سيگار حاوي مواد مضر سمي است كه به شيوه‌‌هاي مختلف به پوست ضرر مي‌رسانند. يكي از آنها اين است كه اين مواد شيميايي در خون به سلول‌ها مي‌چسبند و ميزان اكسيژن و مواد مقوي و تغذيه‌اي داخل خون را كاهش مي‌دهند. اين مواد شيميايي به مولكو‌ل‌هاي داخلي سلول مي‌چسبند و باعث مي‌شوند اين سلول‌ها عملكرد خوبي نداشته  باشند و در نتيجه خون و مواد مغذي كافي به سلول‌هاي پوست نرسد و پوست حالت رنگ‌پريده يا كبود و بيمارگونه پيدا كند.

وقتی گوش‌تان سنگین می‌شود 

كم شدن شنوايي


كم شدن شنوايي و به اصطلاح «پيرگوشي» يكي از عوارض بالا رفتن سن است اما افراد سيگاري ممكن است كاهش قدرت شنوايي را در سنين خيلي پايين‌تر تجربه كنند. در تحقيقي كه در انگلستان روي 2500زن سيگاري انجام شد، مشخص شد كه كاهش قدرت شنوايي در زنان سيگاري حدود 10 سال زودتر از زنان غيرسيگاري شروع مي‌شود و در مواردي حتي زنان 40ساله كه بيش از دو دهه سيگار مي‌كشند دچار اين مشكل شده بودند.


ردپای نامناسب


هاله‌هاي سياه زيرچشم


سيگار حاوي مواد شيميايي است كه باعث تيره شدن پوست زير چشم مي‌شود، در ضمن حالت خاص سيگار كشيدن باعث مي‌شود هر بار با پك زدن سيگار چين و چروكي در صورت ايجاد شود كه در گذر زمان اين چين و چروك‌ها در ناحيه زير چشم مشهودترمی‌شود و حالت تيره و گودافتاده به چشم‌ها بدهد.


1+5 راهكار براي ترك سيگار در خانم‌ها


1- اولین فکری که به ذهن افراد سیگاری خطور می‌کند، این است که چرا باید سیگار را ترک کنم؟ دلایل شما برای ترک سیگار نقش مهمی را در ادامه روند ترک برعهده دارد. بدانيد كه با  ترک سیگار عوارض منفي آن به‌تدریج از شما فاصله خواهد گرفت.


2- پیش از ترک کامل سيگار، سعی کنید مکان‌هایی را به‌عنوان مکان‌های ممنوعه برای استعمال سیگار قلمداد کنید و در این مکان‌ها مثلا منزل، محل کار یا اماکن عمومی، به هیچ عنوان سیگار نکشید.


3- برای ترک سيگار باید ایجاد انگیزه کرد. انگیزه یعنی تلاش برای رسیدن فرد سیگاری به اینکه خود بخواهد نه دیگران. به عبارت دیگر اطرافیان تنها می‌توانند در ایجاد انگیزه، کمک‌کننده باشند و این خود فرد است که باید انگیزه را در خود ایجاد کند. فهرستي از معایب و فواید سیگار را تهیه کنید. آن را منصفانه بخوانید. باتوجه به تمامي جزئیات، اگر تمایل به ترک پیدا کردید، آن را عقب نیندازید و حتما شروع کنید.


۴- زمان و نوع کاری را که با آن سیگار می‌کشید، مشخص کنید و به دلایل سیگار کشیدن خود در آن زمان‌ها و احساسی که بعد از مصرف سیگار داشته‌اید، فکر کنید. در پایان هر روز، الگوی سیگار کشیدن خود را مرور کرده، ببینید چه چیزی شما را وادار به سیگار کشیدن می‌کند؟ کار سخت؟ عصبانیت؟ کسالت؟ بعد از شناخت آن، روش‌های دیگری را برای روبه‌رو شدن با احساسات و شرایط خود جست‌وجو کنید.


5- در ترک سیگار، از دوستان خود یاری بطلبید. درست مانند هنگامی که کار یا مشکلی دارید و از دوستان خود کمک می‌خواهید، در این زمینه هم از دوستان خود طلب یاری کنید زیرا وقتی بار مسئولیت کاری را با دوستان تقسیم می‌کنید، راحت‌تر مشکل حل می‌شود. 


6- ترک سیگار را نباید ساده پنداشت. برعکس تصور عام که بر این عقیده‌اند با مشکل دانستن یک کار، تمایل فرد به انجام آن کار کمتر می‌شود و از ترس سختی آن کار، تن به آن نمی‌دهد، باید گفت که اگر اطرافیان فرد و خود فرد این کار را بزرگ بدانند، هم با آمادگی بیشتری پیش می‌روند و هم برای انجام کار بزرگ‌تر تشویق شده و از اعتمادبه‌نفس فزاینده‌ای برخوردار می‌شوند.

نوشته شده در شنبه 28 اردیبهشت1392ساعت 12 بعد از ظهر توسط عاشق زندگی زیبا|



شما دخترخانم جوان! برای ازدواج‌تان چه معیارهایی دارید؟ آیا ویژگی‌های ظاهری خواستگارتان برایتان اهمیت زیادی دارد؟ اگر جوابتان به این سؤال مثبت است و فكر می‌كنید حتما باید با مردی زیبا و خوش‌تیپ ازدواج كنید توصیه می‌كنیم حتما این ایمیل را بخوانید.

 روانشناسان با تحقیق روی روابط زوج‌های جوان به این نتیجه رسیده‌اند مردانی كه چهره‌ای زیباتر از همسرشان دارند بیشتر احتمال دارد طی زندگی احساس نارضایتی كنند و نسبت‌ به زندگی زناشویی‌شان چندان احساس خوبی نداشته ‌باشند و حتی در مواردی احساس منفی هم داشته‌باشند.

راستش وقتی ما هم با این عبارت مواجه شدیم، كمی تردید كردیم و گمان بردیم كه احتمالا نتیجه این تحقیق تنها ناشی از باورهای عامیانه است، اما با كمی جست‌وجو به این نتیجه رسیدیم كه موضوع علمی است تا حدی كه مقاله‌هایی با این مضمون در مجلات علمی معتبر به چاپ رسیده‌است. ما هم سراغ همین مقالات رفتیم و با استفاده از آنها این مطلب را برای شما تدوین كردیم.

در واقع در همه آنها دانشمندان متفق‌القول بودند كه در یك ازدواج موفق یا باید زن زیباتر باشد یا مرد و زن از نظر زیبایی در یك حد باشند اما بی‌گمان دلایل آنها خواندنی است.

تاریخ شهادت می‌دهد
در زوج‌هایی كه خانم زیباتر است، معمولا هر دو طرف از زندگی​شان خرسند‌تر هستند. این نتیجه پژوهشی است كه در ژورنال روانشناسی خانواده انگلستان در امسال منتشر شده و در آن آمده‌ است كه طی تاریخ و فرایند تكاملی بشر نیز خانم‌ها هنگام انتخاب همسر كمتر به ظاهر او توجه می‌كردند و در عوض قدرت باروری همسرشان برایشان در اولویت بود اما مردها اینگونه نبودند آنها به‌دنبال همسری می‌گشتند كه بتوانند در او جوانی، سلامت و زیبایی را بیابند تا فرزندان​شان سالم‌تر و زیباتر شوند.

البته یك‌بار دیگر در سال 1979 روانشناسی به نام دكتر هوك نیز ضمن تحقیقاتش متوجه شد در ازدواج‌هایی كه خانم زیباتر از مرد است احتمال شكست كمتر است البته این به این معنا نیست كه اگر مرد خوش‌تیپ و زیباتر از زن باشد حتما رابطه ناموفق خواهد بود اما در سال‌های اخیر بار دیگر دانشمندان این تحقیقات را تكرار كرده‌اند.

زیبایی سلیقه‌ای هم استاندارد دارد
شاید در مرحله اول بگویید زیبا دیدن تنها یك امر سلیقه‌‌ای است و هر فردی بنا به سلیقه خودش یك نفر را زیبا می‌بیند یا زشت اما به هر صورت نمی‌توان منكر وجود برخی از استانداردهای رایج شد، استاندارهایی كه در همه دنیا به‌عنوان معیارهای زیبایی تعریف می‌شوند مثل چشمان درشت،‌ صورت معصوم و بچگانه، صورت متناسب كه همه اجزا در هماهنگی با هم باشند و...

ازدواج با زنان بسیار زیبا یعنی...
گروهی از دانشمندان در دانشگاه لیور‌پول 100عكس از زنان را بررسی كرده‌اند؛ بعضی از این زوج‌ها تنها چند ماه با هم زندگی كرده‌ بودند و بعضی دیگر چند سال. محققان ویژگی‌های ظاهری هركدام از این زن‌ها و مردها را به ترتیب فهرست كردند تا بتوانند بهتر آنها را با هم مقایسه كنند. migna.ir نتیجه به دست آمده از تحقیقات در ژورنال علمی روانشناسی اجتماعی و شخصیتی منتشر شد كه در آن آمده‌است اگر مرد خیلی خوش‌تیپ باشد عاملی برای ناپایداری ازدواج نیست ولی اگر زن خیلی زیبا باشد تا حدی كه زیبایی او بیش از اندازه به چشم آید، احتمالا ازدواج با دوامی نخواهد داشت.

زن‌های خیلی زیبا گاهی این جسارت را دارند كه به راحتی ازدواج‌ها را ترك كنند.

ازدواج موفق یعنی همسان‌گزینی
گروهی از دانشمندان انگلیسی تحقیقات خود را روی انتخاب زوج توسط افراد مختلف متمركز كرده‌اند، سؤال اصلی آنها در این تحقیق این بوده‌است كه آیا افراد هنگام انتخاب زوج بیشتر به‌دنبال کسانی هستند كه شبیه خودشان باشند؟ آنها در ضمن تحقیق به جواب مثبت رسیدند و اعلام كردند افراد تمایل دارند با شخصی مانند خودشان ازدواج كنند و حتی با این نتیجه، ازدواج‌های آنجلینا جولی را توضیح می‌دهند، آنها می‌گویند به همین دلیل است كه ازدواج او با جانی لیمیلر و بیلی باب تورنتون بسیار كوتاه و كمتر 2 سال بوده ‌است ولی در عوض ازدواج او با براد پیت یعنی یكی از معروف‌ترین چهره‌های حال حاضر دنیا بیشتر از 6 سال است كه دوام پیدا كرده ‌است.

واقعا زیبایی چقدر مهم است؟
این تحقیقات نشان می‌دهد كه انسان های با ظاهر بسیار زیبا به سمت هم جذب می‌شوند و وقتی با هم ازدواج می‌كنند، زندگی خانوادگی​شان  بسیار عالی خواهد شد اما از آنجا كه این تحقیقات بیشتر روی زوج‌های جوان انجام شده ‌است می‌تواند نشان‌دهنده این باشد كه زیبایی مطلق در مراحل اولیه رابطه اهمیت دارد. اما نقش زیبایی ظاهری در دوام بیشتر ازدواج و در سنین پیری تقریبا همچنان یك راز است. البته یك تحقیق جدید نشان می‌دهد ظاهر بعد از آن جذب شدن اولیه هم همچنان دارای اهمیت است اما به طریقی متفاوت.

عمر ازدواج آنها کوتاه است
در تحقیق ذكر شده زوج‌هایی كه مرد ظاهر بهتری نسبت به زن داشت، هر دو طرف چندان حمایت‌كننده نبودند. یكی از محققان این تحقیق می‌گوید كه زن‌ها معمولا درجه حمایتی كه از طرف مرد دریافت می‌كنند را به‌خود او منعكس می​كنند. مردی كه ظاهر پایین‌تری نسبت به زن خود دارد، چیزی بیشتر از آنچه انتظارش را داشته در اختیار دارد به همین دلیل همه تلاشش را می‌كند تا آن رابطه را پابرجا نگه دارد. مردهایی كه ظاهر بهتری نسبت به همسران خود دارند، ممکن است تعهد کمتری داشته باشند و این ممكن است باعث كمتر بودن عمر ازدواج آنها شود.

تفاوت معیارهای خانم‌ها و آقایان
از آنجا كه خانم‌ها دنبال مردی برای زندگی هستند، ممكن است كسی را انتخاب كنند كه از نظر ظاهری پایین‌تر از آنها باشد و حتی تحقیقات جدید نشان می‌دهد كه ازدواج‌هایی كه در آن زن از نظر ظاهری بهتر از مرد است، بسیار پردوام‌تر و مثبت‌تر است.

تصور محققان از دلیل آن، این است كه مردها اهمیت زیادی به زیبایی می‌دهند و به زیبایی زن بسیار سریع واكنش نشان می‌دهند در حالی كه خانم‌ها بیشتر می‌خواهند همسری داشته باشند كه به خوبی از آنها حمایت كند، قابل اطمینان باشد و توان تامین خانواده را داشته‌باشد.

محققان قبول دارند كه مسئله زیبایی بسیار شخصی و نسبی است اما تحقیقات نشان می‌دهد كه استانداردهای عمومی برای زیبایی وجود دارد مثل چشمان درشت، داشتن صورت متقارن و بینی كوچك و...

روند تحقیق چگونه بود؟
این تحقیق در دانشگاه تنسی ایالات‌متحده روی گروهی از زوج‌های همان كشور انجام شده ‌است.

انتخاب زوج‌ها بر چه اساس بوده ‌است؟

تیم تحقیقاتی روی 82 زوج كار كردند؛ زوج‌هایی كه طی 6 ماه قبل ازدواج كرده و حدود 3 سال قبل از ازدواج با هم آشنا شده‌ بودند. شركت‌كننده‌های تحقیق بین 20 تا 25 سال داشتند. محققان گفت‌وگوی هر زوج در مورد یك مشكل شخصی را به‌مدت 10 دقیقه فیلمبرداری كردند. migna.ir فیلم‌ها بعدا از این جهت ارزیابی شد كه آیا زوج‌ها درمورد مشكلشان یكدیگر را حمایت می‌كردند و پشت هم را داشتند یا نه؟ این مشكلات مسائلی از قبیل تصمیم به داشتن تغذیه سالم‌تر،شروع یك كار جدید و ورزش بیشتر را شامل می‌شد.

رتبه‌بندی زوج‌ها
یك شوهر منفی احتمالا در چنین موقعیتی می گوید، این مشكل توست و خودت باید حلش كنی. اما یك شوهر مثبت خواهد گفت: من با توام، كاری از دستم برمیاد برات انجام بدم؟

یك گروه از محققان زیبایی‌های ظاهری هر زوج را بین یك تا 10 كدگذاری كردند كه عدد 10 بهترین و كامل‌ترین ظاهر را نشان می‌داد. تقریبا در یك‌سوم زوج‌ها، زیبایی زن‌ها بیشتر بوده، در یك‌سوم زیبایی مرد بیشتر بوده و سایر زوج‌ها ظاهری تقریبا هم ردیف داشتند.

نتیجه تحقیق
به‌طور كلی، در مواردی كه زن ظاهر بهتری نسبت به مرد داشت، زن و مرد مثبت‌تر رفتار می‌كردند.نتیجه این تحقیق بسیار منطقی به‌نظر می‌رسد؛ چراکه باورهای عمومی نشان می‌دهد که مردها حساسیت زیادی به زیبایی خانم‌ها دارند و زن‌ها بیشتر به قد و درآمد مردها اهمیت می‌دهند.

نوشته شده در سه شنبه 11 مهر1391ساعت 4 بعد از ظهر توسط عاشق زندگی زیبا|

آیا احساس می کنید طرف مقابلتان به صحبت های شما گوش می دهد، آنرا درک می کند و شما را همانگونه که هستید می پذیرد؟ آیا رازهایتان را بدون ترس از داوری برای شریک زندگیتان مطرح می کنید؟ آیا دوست دارید با تمام وجود حرفهای او را بشنوید و با او احساس همدردی می کنید یا می خواهید مدام او را زیر سوال ببرید و در مقابل او جبهه بگیرید؟

 با یکدیگر مهربان بودن

آیا نسبت به یکدیگر مهربان هستید و یا سعی می کنید یکدیگر را کنترل کنید و راه خودتان را بروید؟ آیا با مهربانی کردن نسبت به همسرتان احساس خوشحالی و رضایت می کنید؟ یکی از نشانه های ضروری یک رابطه ی سالم محبت کردن به یکدیگر است نه اینکه با تحکم طرف مقابلتان را کنترل کنید.

به یکدیگر عشق ورزیدن

آیا وجودتان سرشار از گرمای عشق است و آنرا بی اختیار نثار یکدیگر می کنید؟ آیا همواره زیبایی ها و خوبی های طرف مقابلتان را می بینید و یا تنها بر روی اشتباهات و نقاط ضعف او متمرکز هستید؟ آیا احساسات درونی او را درک می کنید؟ آیا از عشق ورزیدن به یکدیگر لذت می برید؟ گرما و عشق داشتن نسبت به یکدیگر یکی از نشانه های رابطه ی سالم با شریک زندگانی تان است.

با یکدیگر شوخی کردن

آیا دوست دارید با یکدیگر بازی و شوخی کنید؟ از شوخی و بامزگی های طرف مقابلتان لذت می برید؟ سعی می کنید در بحرانها و مشکلات او را شاد کنید و بخندانید؟ آیا مانند بچه ها با یکدیگر راحت و بی غل و غش برخورد می کنید و مدام در حال شوخی کردن با هم هستید؟ یکی از بزرگترین ارکان رابطه ی سالم همین خنده و شوخی است.

از کنار هم بودن لذت بردن

آیا اگر بخواهید با کسی وقت بگذارید ترجیح می دهید با همسرتان باشد یا با شخص دیگری؟ آیا برای اینکه در کنار همسرتان باشید لحظه شماری می کنید؟ آیا هر دوی شما دوست و یا سرگرمی خاصی دارید که از انجام آن لذت ببرید؟ در مواقعی که در کنار یکدیگر نیستید چه احساسی دارید؟ اغلب زوجها اوقات زیادی را باهم سپری می کنند زیرا با تمام وجود از اینکه در کنار هم هستند لذت می برند و احساس آرامش می کنند در صورتی که دیگر زوجها از ترس تنهایی و بی کسی با همسرشان می مانند و یا به عبارتی دیگر از روی ناچاری باهم زندگی می کنند. یکی از نشانه های رابطه ی موفق این است که طرفین به یکدیگر وابسته نباشند و برای خود دوست و سرگرمی های مخصوص بخود داشته باشند. بنابراین اگر خواهان یک رابطه ی موفق هستید به همسرتان وابسته نباشید بویژه از لحاظ عاطفی.

بطور مسالمت آمیز اختلافات را حل کردن

همه ی زوجها با یکدیگر اختلاف دارند موضوع اصلی، اختلاف نظر نیست، آنچه اهمیت دارد چگونگی کنار آمدن با این اختلافات است. آیا شما برای حل اختلافاتتان روش خاصی دارید یا اینکه برای جلوگیری از بحث و جدل مجبور به کنار گذاشتن مسائل و مشکلاتتان هستید؟ آیا در صورت بروز اختلاف نظر با یکدیگر دعوا و مجادله کرده و قهر می کنید؟

کنترل خشم و عصبانیت

آیا هنگامیکه یکی از شما دچار خشم و عصبانیت می شوید موضوع را کش می دهید، غر می زنید و همسرتان را تنبیه می کنید یا اینکه سعی می کنید موضوع را فراموش کنید؟ در یک رابطه سالم زن و شوهر بعد از بروز اختلاف و مشکل خیلی سریع موضوع را تمام می کنند و از آن می گذرند و به عشق و صمیمیت قبلی خود باز می گردند.

به عشق یکدیگر پایبند بودن

آیا فکر می کنید در دشوارترین شرایط باز هم عاشق یکدیگر هستید؟ آیا می توانید در صورت اشتباه و خطای طرف مقابل باز هم عاشق او باشید؟ آیا می دانید عشق درمورد خود شخص است نه درمورد کارهایی که او انجام می دهد؟ برای داشتن یک رابطه ی سالم باید به این سطح از عاشقی رسید.

گوش دادن، درک کردن و پذیرفتن طرف مقابل

آیا احساس می کنید طرف مقابلتان به صحبت های شما گوش می دهد، آنرا درک می کند و شما را همانگونه که هستید می پذیرد؟ آیا رازهایتان را بدون ترس از داوری برای شریک زندگیتان مطرح می کنید؟ آیا دوست دارید با تمام وجود حرفهای او را بشنوید و با او احساس همدردی می کنید یا می خواهید مدام او را زیر سوال ببرید و در مقابل او جبهه بگیرید؟

احساس آزادی کردن

آیا از اینکه خودتان باشید نمی ترسید و احساس آزادی می کنید؟ آیا با کمال آرامش می توانید دنبال کارهای مورد علاقتان بروید؟ آیا شریک زندگیتان از شادی شما خوشحال می شود؟ همانطور که می دانید بعضی از افراد بطور ناخودآگاه دارای شخصیتی سالم، مهربان، متعهد، عاشق، مسئول و شوخ طبع هستندولی بعضی دیگر به دلیل شرایط زندگی، فاقد چنین شخصیتی هستند و به مرور زمان باید روی خود کار کنند تا نقاط ضعف شخصیتشان را ترمیم کنند. رابطه ی خوب و موفق رابطه ای است که طرفین، خود را دوست داشته باشند و همانطور که هستند خود را بپذیرند در عین حال عاشق همسرشان باشند و هیچ چیزی نتواند رابطه ی بین آنها را خدشه دار کند.

نوشته شده در شنبه 7 مرداد1391ساعت 4 بعد از ظهر توسط عاشق زندگی زیبا|

همیشه اول، خوبی‌های همسرتان را به او بگویید

و بعد با ظرافت، انتقاد کنید

و سعی‌ نمایید معیار نقدهای‌تان، منطقی و قابل ‌قبول باشد.

هم‌چنین هرگز نزد دیگران، عیب همسرخود را بازگو نکنید.

اگر به‌تازگی زندگی مشترک خود را آغاز کرده‌اید، با رعایت نکات ساده و در عین حال، بسیار حساس زیر، می‌توانید از زندگی‌تان لذت‌ برده و برای همسرتان، همراهی همیشگی باشید.

1 - به‌ یاد خدا باشید و از او کمک بخواهید با یاد خدا، دل‌ها آرام می‌گیرد و مطمئن باشید خداوند به شما کمک خواهد کرد.

2 - هدفی مشترک را در نظر بگیرید با هم‌فکری برای خود و همسرتان، هدف مشترکی داشته باشید و برای رسیدن به آن، یکدیگر را کمک کنید.

3 - خودخواه و خودرای نباشید خودخواه و خودرأی نباشید تا بتوانید لذت‌های معنوی را درک کنید

4 - عیب‌های خود را ببینید فقط به‌دنبال عیب‌جویی از همسرتان نباشید، عیوب خود را نیز رفع کنید.

5 - قدرشناس باشید قدر محبت‌های پدر، مادر، همسر و دوستان‌تان را بدانید و سپاس‌گزار الطاف خداوند باشید تا به تقدیرهای او راضی شوید. آن‌چه مورد رضایت خداوند نیست را انجام ندهید تا اطمینان و عزت‌نفس بیش‌تری بیابید.

6 - اهل عمل و مسۆولیت‌پذیر باشید به‌جای توقع‌داشتن از دیگران، به فکر انجام مسۆولیت‌ها و وظایف خود باشید.

7 - به ارزش‌های اعتقادی و فرهنگی یکدیگر احترام بگذارید

8 - مثبت بیندیشید و اضطراب را از خود دور سازید اگر بپذیرید هرکاری از جانب خداوند خیر است، در زندگی اضطراب نخواهید داشت.

9- هرگز دشنام ندهید و جدال نکنید بحث و جدل، تش کینه را در دل شعله‌ور ساخته و حرمت میان زن و شوهر را خدشه‌دار می‌کند.

10 - دلی آرام و نیک‌خواه داشته باشید دل‌آرامی، یکی از راه‌های برقراری صلح و صفا بین شما و همسرتان است. برای رسیدن به آرامش، باید به خداوند نزدیک شد. از ویژگی‌های همسر دل‌آرام، مثبت‌اندیشی، ایمان، جاذبه‌ی فکری و امیدواری‌است.

11 - عاشقانه زندگی کنید برای رسیدن به عشق، از انجام هیچ‌کاری کوتاهی نکنید.

12 - معناجو باشید حساسیت‌های رفتاری همسرتان را بشناسید تا موجب بروز اختلال در روابط‌تان نشود.

13 - پیش از صحبت، تفکر کنید هرگاه حرفی می‌‌زنید، از قبل، به عواقب آن فکرکنید تا بعد، شرمنده و پشیمان نشوید. با توجه به شرایط روحی و جسمی همسرتان حرف بزنید و از پرحرفی بپرهیزید.

14 - تا جایی‌که می‌توانید، با یکدیگر غذا بخورید جمع‌شدن افراد خانواده دور میز یا سفره‌ی غذا، موجب افزایش روابط عاطفی و احساس نزدیکی بیش‌تر آنان خواهد شد.

15 - شبکه‌ی ارتباطی خود را گسترش دهید یکی از علت‌های ایجاد افسردگی در خانواده‌ها، قطع ارتباط با محیط بیرون از خانه است. اگر شما و همسرتان، نظرات متفاوتی در مورد نوع تفریح و ارتباطات دارید، چیزی را انتخاب کنید که تا حد ممکن، هر دو، آن‌را ترجیح می‌دهید.

16 - به رشد یکدیگر کمک کنید زن و شوهر باید به‌منظور رسیدن به درجات معنوی والاتر، ادامه‌ی تحصیل، اشتغال و... شرایط رشد و پیشرفت یکدیگر را فراهم کنند.

17 - به یکدیگر هدیه دهید به همسرتان هدیه بدهید چون نشان‌می‌دهد به او توجه دارید.

18 - خوش اخلاق باشید.

19 - بی‌ریا و صادق باشید اگر با اطرافیان خود صادقانه برخورد کنید، علاوه‌بر راحتی خودتان، آنان هم شما را آسان‌تر می‌پذیرند.

20 - به‌عهد خود وفا کنید اگر قولی به همسرتان می‌دهید، تمام تلاش خود را برای عمل‌کردن به آن، به‌کار گیرید.

21 - از نصایح و تجربیات پدر و مادرتان استفاده کنید استفاده از نصایح دیگران، به این معنا نیست که به آنان اجازه‌ی دخالت در زندگی خصوصی خود را بدهید، بلکه از تجربیات آنان استفاده کنید.

22 - همسر خود را با دیگران مقایسه نکنید اگرچه افراد نقایصی دارند اما خوبی‌هایی هم دارند. سعی‌کنید به نکات مثبت همسر خود فکر کنید.

23 - عیب‌پوشی کنید همیشه اول، خوبی‌های همسرتان را به او بگویید و بعد با ظرافت، انتقاد کنید و سعی‌ نمایید معیار نقدهای‌تان، منطقی و قابل ‌قبول باشد. هم‌چنین هرگز نزد دیگران، عیب همسرخود را بازگو نکنید. 24 - خانواده‌گرا باشید همیشه برای خانواده‌تان اعتبار قائل شوید و به ‌رشد و پیشرفت هم کمک کنید.

25 - عذرخواه باشید و خود نیز عذر دیگران را بپذیرید.

26 - رازدار باشید هم اسرار همسرتان را نزد دیگران و هم اسرار دیگران را نزد همسرتان فاش نکنید.

27 - صبور و باگذشت باشید صبر و گذشت موجب می‌شود دوستی صمیمی برای همسرتان باشید.

28 - همسرتان را از وضعیت اقتصادی موجود، آگاه کنید از درآمد هم، مطلع باشید تا با هم‌فکری، برنامه‌ریزی بهتری انجام دهید.

29 - به خلوت یکدیگر احترام بگذارید گاهی‌اوقات افراد نیاز دارند با خود خلوت و تفکر کنند؛ در این‌صورت، آرامش همسرتان را به‌هم نزنید.

30 - به‌ فکر ایجاد تغییرهای مثبت در خود و همسرتان باشید سعی‌کنید تغییر در حرکت به‌سمت تعالی و بالندگی باشد و پیش از تغییر، راه‌های درست ایجاد آن‌را بدانید.


برچسب‌ها: تقدیم به تو که نفسم شدی
نوشته شده در چهارشنبه 4 مرداد1391ساعت 8 قبل از ظهر توسط عاشق زندگی زیبا|

تعریف
دریچه واژن یک غشای مخاطی نازکی دارد که پرده بکارت نامیده می‌شود. وسط آن سوراخی وجود دارد که عبور خون را طی قاعدگی میسر می‌کند. پرده بکارت در خانم‌های مختلف شکل‌ها و اندازه‌های متفاوتی دارد؛ حتی بعضی از دختران بدون پرده بکارت به دنیا می‌آیند. این پرده هیچ عملکرد بیولوژیکی ندارد.
محل قرارگیری
محل پرده بکارت اندام ‌جنسی خارجی می‌باشد: دهانه واژن که تقریباً سوراخ را می‌پوشاند. پرده بکارت در عمق واژن قرار نمی‌گیرد اما با استفاده از یک آینه که در دهانه واژن قرار داده شود، با باز نگه داشتن پاها و سایر قسمت‌های اندام ‌جنسی قابل مشاهده است.
انواع پرده بکارت
انواع مهم آن عبارتند از :
۱- پرده بکارت بدون منفذ*
۲- پرده بکارت مثلثی
۳- پرده بکارت نوع حلقوی(قابل اتساع و غیرقابل اتساع)*
۴- پرده بکارت نوع هلالی*
۵- پرده بکارت نوع پل دار(دو تکه)*
۶- پرده بکارت نوع غربالی*
۷- پرده بکارت نوع زبانه دار
۸- پرده بکارت نوع دندانه دار*
۹- عدم وجود پرده بکارت به طور طبیعی
۱۰- پرده بکارت بسیار سخت و سفت
در مواردی ممکن است پرده بکارت فاقد سوراخ باشد . این عارضه علائمی ندارد ولی در دوران بلوغ که به علت شروع عادت ماهیانه ،خونریزی ماهیانه سبب تجمع خون و ترشحات در مهبل و بروز درد و علائمی دیگر خواهد شد لازم است پرده بکارت با مجوز قضائی و صدور گواهی لازم برای بیمار برداشته شود.
شایع ترین نوع پرده بکارت ، مثلثی است که در ۵۰ تا ۶۰% دختران دیده می شود.
به‌طور کلی، با بالا رفتن سن، پرده دچار تغییرات مختلفی می‌شود. .
مسئله ساز ترین نوع پرده بکارت نوع حلقوی است.
پرده های بکارت حلقوی دو نوعند : ۱)قابل اتساع ۲)غیرقابل اتساع
انواع پرده های بکارت حلقوی غیرقابل اتساع در حین اولین دخول آلت تناسلی مردانه پاره شده و مانند سایر انواع هستند اما انواع حلقوی قابل اتساع علیرغم دخول ممکنست پاره نشده و برای مرد این تصور را ایجاد کنند که همسر او باکره نبوده است.این توهم سبب مراجعه مکرر زوجین جوان به پزشکی قانونی است که با یک معاینه سطحی و توضیحات لازم رفع خواهد شد.در عین حال در لبه پرده بکارت حلقوی قابل اتساع می توان علائم سائیدگی خفیف یا خونمردگی را مشاهده کرد.
اما انواع دیگری از پرده بکارت نیز وجود دارد که نیاز به دخالت جراحی دارند زیرا در عملکرد طبیعی بدن اخلال ایجاد می‌کند. این پرده‌های مشکل‌ساز از قرار زیر هستند:
ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 2 اردیبهشت1391ساعت 10 قبل از ظهر توسط عاشق زندگی زیبا|


اگر دختری در سنین ازدواج هستید، بهتر است مردان را بهتر بشناسید ... شناخت روحیه مردان نه تنها مشکلات زوجین را کم می کند بلکه باعث برقراری رابطه بهتر بین آنها می شود. روانشناسانی که نقش جنسیت را در برقراری ارتباط مطالعه می کنند، این ۱۷ نکته را در مورد شناخت مردان با اهمیت می دانند.

1- مردان در مورد احساسشان صحبت می کنند اما...

مردان ترجیح می دهند در مورد احساساتشان غیرمستقیم صحبت کنند. پس از همسرتان بخواهید برنامه اش را برای تعطیلات آخر هفته بگوید یا اینکه فکر و تصور خود را در مورد شما و اولین باری که شما را ملاقات کرده است، بیان کند. پاسخ او روشن می کند احساسش چیست و اینگونه خود را به شما نزدیک تر می بیند.

2. مردان با کارهایشان دوست داشتن را بیان می کنند


بیشتر مردان ترجیح می دهند احساسات و حس دوست داشتن را با انجام برخی کارها بیان کنند، مثلا وقتی وسایل خراب خانه را تعمیر یا حیاط را تمیز می کنند یا سطل زباله را بیرون می برند، دوست داشتن خود را نشان می دهند. حتی خرید کردن برای خانه و زیباسازی محیط آن هم بیانگر این است که شما را دوست دارد.

3. مردان ازدواج را جدی می گیرند


مردان معمولا از ابراز سریع نظر خود واهمه دارند. شواهد نشان می دهد آنها ازدواج را بیشتر جدی می گیرند ولی ممکن است مدت طولانی تری طول بکشد تا احساس خود را بیان کنند زیرا می خواهند مطمئن شوند کاری که انجام می دهند، درست است. نتایج یک بررسی روی مردان متاهل نشان داد وقتی مردی با اطمینان کامل تصمیم به ازدواج می گیرد، همه جوانب را بررسی کرده و بیشتر معیارها را مطابق میل خود می بیند. ۹۰ درصد مردان می گویند اگر قرار باشد دوباره ازدواج کنند، با همین همسرشان ازدواج خواهند کرد.

4. او یک شنونده واقعی است


بیشتر ما خانم ها وقتی حرف های دیگران را گوش می کنیم معمولا با حرکات اشاره و بدن و گفتن کلماتی مثل بله یا نه یا می دانم به آنها نشان می دهیم به حرف هایشان گوش می دهیم. این اشاره ها، بخشی از نظر و درک ما را به فردی که در حال صحبت است، منتقل می کند اما این در مورد مردان صدق نمی کند. وقتی که با همسر خود صحبت می کنید و چیزی نمی گوید یا حرکتی از او نمی بینید، به معنی آن نیست که گوش نمی دهد بلکه ترجیح می دهد ساکت باشد و درمورد آنچه شما می گویید، فکر کند.

5. مردان بیشتر عمل می کنند


مردان روابطشان را با عمل تقویت می کنند، نه احساس. بسیاری از مردان، با انجام فعالیت هایی مانند ورزش و پیاده روی همراه همسرشان و رابطه زناشویی سعی می کنند به همسرشان نزدیک تر شوند.

6. مردان زمانی را برای خود می خواهند

اگرچه مردان سعی می کنند در بسیاری از فعالیت های خانواده مشارکت کنند اما همه آنها نیاز دارند زمانی مخصوص خود داشته باشند. زمانی که تنها در گوشه ای بنشینند و تفکر کنند. اگر چه مردان از انجام بازی شطرنج، باغبانی یا رفتن به باشگاه ورزشی لذت می برند اما مثل همه، گاهی دوست دارند کسی در کنارشان نباشد و به تنهایی به کارهای مورد علاقه شان بپردازند. وقتی هر یک از زوجین زمان و مکانی را برای تنهایی داشته باشند، بیشتر به هم علاقه مند خواهند شد.

7. مردان مثل پدرانشان عمل می کنند


اگر می خواهید بدانید مردی که قصد دارید با او ازدواج کنید چگونه مردی است و چه رفتاری دارد، به رفتارهای پدرش نگاه کنید. مردان نقش خود و رابطه با همسرشان را از پدرشان می آموزند. اگر می خواهید بدانید که چگونه با شما رفتار خواهد کرد، ببینید پدرش چه رفتاری با مادرش دارد.


8. مردان زبان بدن را نمی دانند


مردان کمتر درمورد زبان اشاره و حرکات بدن می دانند و تغییر لحن صدا و حرکات صورت برای آنها کمتر مفهوم دارد. همچنین ممکن است دیرتر ناراحتی زنان را که در چهره شان نمایان است یا پیام های اشاره ای و لحن صدا را تشخیص دهند، بنابراین اگر می خواهید مطمئن شوید پیام را دریافت کرده اند مستقیما آن را بیان کنید.

9. واکنش مردان سریع تر است


زنان در واکنش نشان دادن به برخی امور و کارها دیرتر از مردان عمل می کنند و مدت طولانی تری برای بیان واکنش و تفکر نیاز دارند. حتی ممکن است در مقابل مردان بیشتر احساس اضطراب و استرس داشته باشند اما مردان در مقابل حوادث واکنش سریع تری نشان می دهند بنابراین وقتی هنوز می خواهید درمورد مباحث شب گذشته صحبت کنید، ممکن است همسرتان آن را از یاد برده باشد.



10. مردان به قدردانی واکنش نشان می دهند

قدردانی از همسر می تواند تفاوت زیادی در رفتارهای آنها و روابطشان ایجاد کند. مطالعه ها نشان می دهد وقتی از زحمات مردان قدردانی و به آنها ارزش گذاشته می شود، بیشتر سعی می کنند در انجام کارهای خانه و مراقبت از کودک خود را درگیر کنند و خود را تکیه گاه خواهند دانست.


11. رابطه زناشویی برای مردان بسیار مهم است


برای بسیاری از مردان، رابطه زناشویی بسیار مهم است در حالی که برای زنان این طور نیست. برای مردان صمیمیت در روابط زناشویی بسیار رضایت بخش تر از خود رابطه زناشویی است.

12. مردان دوست دارند زنان اول شروع کنند


بسیاری از مردان دوست دارند همسر آنها شروع کننده رابطه زناشویی و مشتاق این رابطه باشد بنابراین از ابراز عشق به همسر خود خجالت نکشید و اجازه دهید که بداند شما خواهان رابطه زناشویی هستید. شروع رابطه زناشویی از سوی زن می تواند باعث رضایتمندی بیشتر زوجین شود.

13. مردان همیشه مشتاق نیستند


مردان برخلاف تصور زنان همیشه حوصله رابطه زناشویی را ندارند. مردان هم مانند زنان دچار استرس می شوند. استرس شغلی، خانوادگی و پرداختن صورتحساب ها از بزرگ ترین عوامل کاهش دهنده میل جنسی در مردان هستند. وقتی یک مرد یک بار برای رابطه زناشویی تمایل ندارد، به معنی آن نیست که برای همیشه میل و علاقه اش را به شما از دست داده است. او فقط در آن لحظه تمایلی به برقراری روابط زناشویی ندارد.

14. مردان زیاد به روابط زناشویی فکر می کنند


بیشتر مردان زیر ۶۰ سال حداقل یک بار در روز به روابط زناشویی فکر می کنند در حالی که فقط یک چهارم زنان یک بار در روز به این موضوع فکر می کنند. همچنین مردان ۲ برابر زنان درمورد روابط زناشویی رویاپردازی می کنند و جالب است که رویاهای آنها بسیار متفاوت از عملشان است. مردان درمورد روابط زناشویی نسبت به آنچه زنان فکر می کنند، جدی نیستند و تصورات آنها شبیه آنچه انجام می دهند، نیست.

15. مردان، لذت بردن همسر خود را دوست دارند


خوشحالی و شادابی یک زن برای همسرش بسیار بااهمیت است. یک مرد تا زمانی که همسرش درمورد احساسش صحبت نکند از آن باخبر نمی شود، بنابراین بهتر است احساسات و خواسته هایتان را بیان کنید. خواسته خود را صریحا بگویید، زیرا مردان طفره رفتن را دوست ندارند. اگر خواسته خود را واضح بیان کنید، نه تنها گوش می کند، بلکه از خشنود شدن شما احساس خوبی خواهد داشت.

16. مردان درمورد ظاهر خود دچار اضطراب می شوند


بسیاری از مردان در برخی موقعیت ها دچار اضطراب می شوند، مخصوصا وقتی سنشان افزایش پیدا می کند. یک مرد ممکن است در مورد جسم و توانایی های خود نگران شود. اگر می توانید، به او کمک کنید تا روش های آرام سازی را یاد بگیرد و مطمئنش کنید هنوز هم او را مانند قبل دوست دارید، در این صورت کمتر در روابط زناشویی دچار استرس می شود.

17. مردان نیاز دارند دوست داشته شوند


اگر یک مرد احساس کند از سوی همسر مورد بی محبتی قرار گرفته، ممکن است به فرد دیگری متمایل شود تا رضایت او را جلب کند. برای پرهیز از این موضوع زنان باید نیازهای عاطفی همسر خود را درک کنند و برای رفع نیازهای وی بکوشند.


نوشته شده در چهارشنبه 23 فروردین1391ساعت 11 قبل از ظهر توسط عاشق زندگی زیبا|


 



راه جذب دیگران دوست داشتن خویشتن است. افراد جذاب به قضاوت در مورد خود و دیگران نمی اندیشند. آنها نشانه های عشق را در میابند. در مورد عشق می اندیشند و با هر عملشان عشقشان را بیان میکنند. دیپاک چوپرا

این یک واقعیت است که ما میخواهیم مردم دوستمان داشته باشند و وقتی میگوییم اهمیتی ندارد که مردم در موردمان چه فکر میکنند حقیقت را نگفته ایم.

همه ما آرزو داریم که دوستمان بدارند، به ما احترام بگذارند و به دید مثبت در ما بنگرند . تعاملات انسانی ما برای ایجاد احساس خوب بودن، عزت نفس و شادی حیاتی هستند. وقتی متوجه میشویم که شخصی ما را دوست ندارد یا به طریقی از ما دوری میکند احساسات متفاوتی به سراغمان می آید از خشم و عصبنیت گرفته تا غمی ژرف و ناراحتی بی انتها.

هر یک از ما که تلاش کرده در نظر همه جذاب و دوست داشتنی باشد سرانجام به این نتیجه رسیده که این تلاشی خسته کننده و بیهوده است.

غیر ممکن است که دیگران را مجبور به دوست داشتنتان کنید زیرا حتی اگر موفق هم بشوید سرانجام در این روند خودتان را گم میکنید. وقتی شما سعی میکنید آنچه باشید که دیگران میخواهند و یا برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران نقش بازی کنید معمولا کسانی که آرزو میکنید جذب شما شوند از شما دور میشوند زیرا نسبت به شما احساس بیگانگی میکنند.

راه جذب دیگران در این است که کاری انجام دهیم که واقعا سخت باشد و این نیازمند این است که در درجه اول خود را دوست داشته باشیم و به  خود احترام بگذاریم.

تنها زمانی که ما خودمان را دوست داشتنی میدانیم و وجود، نیازها، عقاید، ارزش ها و ویژگی های شخصی واقعی خود را میپذیریم، به فرمول جذابیت دست یافته ایم. اگرچه همه جذب صداقت شما نمیشوند اما آنهایی که به طرف شما جذب میشوند معمولا دارای هوش هیجانی بالا وافرادی رشد یافته و بالغ هستند که قدر روابط بی پیرایه و حقیقی را میدانند.

دوست داشتن خویشتن، اعتماد به نفس و صداقت کلیدهای اصلی جذابیت هستند. برای افزایش جذابیت و تبدیل وضعیت از"تلاش برای  جذب  افراد" به جذب خودکارافراد یک سری تغییرات و تدابیر ویژه وجود دارد که میتوانید اتخاذ کنید.

شما میتوانید از این 36 روش زیر برای جذابیت بیشتر خود استفاده کنید.

1. روش زندگی خودتان را داشته باشید.
خود واقعی تان، فلسفه، ارزش ها و علائق تان را شکل دهید و تعریف کنید به جای اینکه ناخودآگاه آنها را از خانواده، همسالان، مذهب یا فرهنگتان بگیرید.

2. نیاز به تایید دیگران را از زندگی خود حذف کنید. به خاطر عقاید دیگران یا میل به تایید دیگران کاری را انجام ندهید. به خاطر آنچه برای خودتان مهم و ارزشمند است  دست به انجام کارها بزنید.

3. به غریزه خود اعتماد کنید و دست به تجربه های جدید بزنید.
خود را بشناسید و حتی اگر در این مسیر شکست خوردید آنچه را که باعث لذت شما میشود و برای شما هیجان انگیز است کشف کنید.

4. دیگران را همان گونه که هستند قبول کنید. در مورد دیگران قضاوت و انتقاد نکنید. روی نقاط قوت آنها تمرکز کنید. یاد بگیرید که با افراد با روحیه ناملایم بدون کوچک کردن خود رفتار کنید.

5. . واقعا به سخن افراد گوش کنید.
فراتر از گوش دادن وموافقت با آنها عمل کنید. کاری کنید که آنها بفهمند شما واقعا آنها را درک می کنید.

6. به مشکلات حل نشده در زندگی تان توجه کنید. رو راست باشید. ببخشید و اگرلازم است تقاضای بخشش کنید انرژی که صرف این مشکلات کرده اید را صرف کارهای بهتری کنید.

7. زندگی سالمی داشته باشید.
فعالیت ورزشی روزانه داشته باشید. در غذا خوردن از هوا و هوس پیروی نکنید و غذای سالم  بخورید تا برای جسمتان مفید باشد. این کار را برای احترام به خودتان انجام دهید نه برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران.

8. خودتان وارد عمل شوید.
برای انجام کارها منتظر نمانید. خلاق، اهل عمل و یاری رسان باشید.

9. .به افراد نشان دهید که به آنها اهمیت میدهید.
فقط حرف نزنید. به گونه ای با آنها برخورد کنید که بفهمند برایشان ارزش قائلید.

10. به جنبه مثبت افراد توجه کنید. نه از این نظر که چه کسانی هستند بلکه از این منظر که چه کسانی میتوانند باشند و این دیدگاه خود را از به آنها منتقل کنید.

11. مطمئن شوید که نیازهای خودتان محقق شده اند.
نیازهای اولیه خود را تشخیص دهید و بفهمید برای شما چه چیز در روابط مهم و ارزشمند است.

12. به زیبایی سخن بگویید. سخنان خود را جهت متعالی ساختن، الهام بخشیدن، برانگیختن و تشویق کردن دیگران به کار ببرید. ازانتقاد یا کنایه خودداری کنید.

13. به آسانی بخندید. شاد باشید. زندگی را خیلی جدی نگیرید و به دنبال خلق لذت و شادی باشید.

14. شایعه پردازی نکنید.
تصمیم بگیرید که در مورد دیگران به گونه ای صحبت نکنید که صراحتا و یا ضمنا انتقادی باشد. اخبار و اطلاعاتتان را به خاطر ارضا حس قدرت  و یا دسیسه کردن علیه دیگران افشا نکنید.

15. به جای شکایت درخواست کنید. اگر چیزی از کسی میخواهید به صورت مستقیم درخواست کنید به او غر نزنید و یا پیش دیگران از او گله وشکایت نکنید.

16. موقعیت ها را به درستی مدیریت کنید.
در اسرع وقت با مهربانی اما به طور واضح به موضوعات منفی رسیدگی کنید.

17. جر و بحث نکنید.
لبخند بزنید و مکان را ترک کنید تا زمانی که شرایط یک گفتگوی سالم فرا برسد.

18. تنها زمانی که از شما درخواست میشود کمک کنید.
فکر نکنید که دیگران میخواهند شما مشکلاتشان را حل کنید و یا اینکه  شما صلاح شان را بهتر میدانید. فقط آماده باشید و هرگاه از شما کمک خواستند وارد عمل شوید.

19. به مشکلات دیگران اهمیت دهید اما بی طرف بمانید.
بگذارید دیگران بدانند که وقتی با مشکلی روبرو میشوند شما واقعا به آنها اهمیت میدهید اما گرفتار مشکلاتشان نمیشوید.

20. با قلبتان ببینید و نه با چشمانتان. به افراد، سطحی نگاه نکنید. وضعیت مالی، ظاهر و بدنامی اهمیتی ندارند. به دنبال راستی و صداقت در درون شخص بگردید.

21. به جای جواب منفی، جواب مثبت ندهید.
وقتی شما به جای نه، بله می گویید دچار خشم درونی میشوید. تنها زمانی جواب مثبت بدهید که دلتان میخواهد و تحت فشار نیستید.

22. به دیگران نشان دهید که حق شناس هستید. به آنها بگویید و نشان دهید که ازاینکه آنها را در زندگی خود دارید خوشبختید.

23. دیگر ان را سرزنش نکنید.
سعی کنید دیگران را آزارندهید و باعث نشوید که به خاطر انتخاب ها تصمیمات و اعمالشان احساس بدی پیدا کنند.

24. بیشتر از آنچه که مورد انتظار است از خود مایه بگذارید.
بیش از حد نیاز کاری را انجام ندهید اما ابتکار عمل داشته باشید و گاهی بیشتر از آنچه که باید از خود مایه بگذارید.

25. در روابط خود همواره مسیر پیشرفت را طی کنید. کنترل کننده یا وابسته نباشید. روابط را به گونه ای پیش ببرید که برای هر دو طرف رو به تعالی و رضایت بخش باشد.

26. شخص بزرگی باشید.
به دنبال این نباشید که اعتبار کسب کنید، دیگران را کوچک کنید یا مورد ستایش قرار بگیرید. دانش و قدرت خود را در زمان مناسب نشان دهید.

27. فروتن باشید.
به خود بخندید، از عیب ها و اشتباهات خود آگاهی داشته باشید و قبول کنید که آنها شخصیت شما را تعریف نمیکنند.

28. همیشه آماده یادگیری باشید.
هوش و تحصیلات عالیه خود را به رخ دیگران نکشید. بدانید که همیشه چیزی برای یادگرفتن وجود دارد حتی از کسانی که دانش کمتری دارند.

29. بگذارید انتخابتان کنید.
علاقه صادقانه خود را به دیگران نشان دهید. از کلمه شما بیشتر از کلمه من استفاده کنید. بااشتیاق به دیگران گوش کنید و جنبه های مثبت شان را به آنها گوشزد کنید.

30. به افراد هدایایی دهید که دوست دارند. هدایایی نخرید که برای خود شما مهم است و یا دیگران را تحت تاثیر قرار میدهد.

31. پیوسته خود را به چالش بکشید. متوسط نباشید. به معلومات گذشته خود اکتفا نکنید. مدام در حال پیشرفت باشید و در مواجه با فرصت ها و نحوه استفاده از آنها خلاقیت داشته باشید.

32. ساده زیستی پیشه کنید.
زیرا باعث میشود شما تحت فشار،عجول، به هم ریخته و یا گیج و سردرگم نباشید. به خودتان زمان و مکانی برای تمرکز بدهید.

33. قدرت فوق العاده زمان حال را بپذیرید. هیچ چیز ارزشمندتر از این لحظه نیست. آن را به بهترین لحظه ممکن تبدیل کنید.

34. برخلاف جریان آب شنا نکنید. با افراد و موقعیت هایی که نمیتوانید تحت کنترل خود قرار دهید مبارزه نکنید. راه  آسانتر این است که مسیر خود را تغییر دهید.

35. مسیر رشد را طی کنید.
در مسیر پیشرفت حرکت کنید و گوش به زنگ فرصت های رشد و تغییر باشید.

36. بپذیرید که شما برای همه جذاب نخواهید بود.
هر چه شما رشد کنید و جذاب تر شوید افراد کم تری جذب شما میشوند. امااین تعداد کمتر، گروه شگفت انگیزی خواهند بود.

نوشته شده در چهارشنبه 23 فروردین1391ساعت 11 قبل از ظهر توسط عاشق زندگی زیبا|

 
خط قرمزهای دوران نامزدی تا کجاست ؟!
 
خط قرمزهای دوران نامزدی تا کجاست
دوران نامزدی بهترین دوران شناخت است زیرا افراد با ارتباط عاطفی و زناشویی می‌توانند به روحیات و رفتار یکدیگر آگاه شوند.
 
 
 
دوران نامزدی به طور رسمی از زمان عقد آغاز می شود و تا شروع زندگی زیر یک سقف ادامه دارد. یکی از مهمترین دغدغه‌هایی که در این نامزدی رسمی وجود دارد، حد روابط دختر و پسر است.
این که خانواده ها باید بر اساس عرف عمل کنند و مانع از روابط آزاد دختر و پسر به عنوان یک زوج شوند یا باید طبق مجوز شرع، روابط زناشویی را برای آنها مجاز بدانند و تصمیم گیری در این زمینه را به خودشان واگذار کنند؟
بطور کلی زمانی‌که عقد جاری می‌شود، زن و شوهر از لحاظ قانونی و شرعی به همدیگر محرم می‌شوند. اما یک سری روابط بین این دو تابع فرهنگ و اجتماع است.
به عنوان مثال ممکن است خانواده سختگیری بیشتری کنند که اینها زیاد با همدیگر ارتباط برقرار نکنند و این رابطه‌ها بستگی به فرهنگ خانواده زوجین دارد. اگر این زوج تابع یک محیط و یک خانواده و یک فرهنگ باشند طبیعتا بهتر می‌توانند با همدیگر کنار بیایند. ولی اگر فرهنگشان با هم متعارض و متفاوت باشد مشکلاتی ایجاد می‌شود.
 
در دوران عقد زوجین چه به هم بگویند؟
هرچقدر زوجین با همدیگر رک و راست تر باشند بهتر است؛یک مزیتی که در دوران عقد وجود دارد این است که اگر بین زوجین مشکلی به وجود آید، تا آنجا که ممکن است با مداخلات صحیح خانواده‌ها و مشورت کردن با آنها برطرف می‌شود و یا با مراجعه به مراکز مشاوره مشکلشان حل می‌شود.
 
دوران عقد بهترین دوران شناخت است زیرا افراد با ارتباط عاطفی و زناشویی می‌توانند به روحیات و رفتار یکدیگر آگاه شوند.
یک نکته مهم در دوران عقد این است که اگر زوجین در دوران عقد به این نتیجه رسیدند که واقعا با هم نمی‌توانند زندگی کنند، باید از هم جدا شوند. طلاق گرفتن قبل از عروسی، آسیب کمتری به زوجین وارد می‌کند تا بعد از عروسی و بچه دار شدن.
 
دوران عقد فرصت مناسبی جهت شناخت بهتر و عمیق‌تر زن و مرد از یکدیگر و در نتیجه ورود به زندگی با تفاهمی بیشتر است. به عبارت دیگر دوران نامزدی دوران آشنایی تکمیلی است و یک ازدواج نیمه تمام محسوب میشود. لذا نباید انتظار داشت که آنچه افراد در زندگی مشترک تجربه میکنند، در این دوره نیز تجربه کنند.
از دیگر مسائل مهمی که وجود دارد مسائل ایدئولوژیک یا همان مسائل اعتقادی و مذهبی است در دوران عقد باید دقت بیشتری به آنها شود.
این مسئله در زمینه مسائل اجتماعی ، فرهنگی و حتی سیاسی هم صدق می‌کند به عنوان مثال مواردی بوده که زوجین در بحران‌های سیاسی کارشان به طلاق کشیده شده است. برخی از خانواده‌ها در تب و تاب‌های سیاسی جامعه تازه می‌فهمند از لحاظ سیاسی هیچ هم خونی با همدیگر ندارند و اختلافات بالا می‌گیرد.
این مسئله بسیار مهم است که طرف مقابل را اجبار نکنیم که حتما در همه زمینه‌ها مثل همسرش فکر کند. تمام زمینه ها مانند رفت و آمد خانوادگی، مسافرت رفتن، ، بچه دار شدن ، نحوه تربیت فرزندان با هم صحبت کنند و اجازه بدهند فرد مقابل راحت و بدون رودربایستی حرف خود را بزنند و شنونده خوبی باشند.
 
 
نوشته شده در چهارشنبه 16 آذر1390ساعت 1 بعد از ظهر توسط عاشق زندگی زیبا|


در چند سال اخیر‌، روان‌شناسان و جامعه‌شناسان به بررسی اطلاعات درباره پرسشی پرداخته‌اند كه قبلاً‌ برای فلاسفه مهم بود: چه چیزی باعث رضایت ما می‌شود؟

پژوهشگران به این منظور تحقیقات گسترده‌ای در سراسر جهان انجام داده‌اند تا ببینند چگونه چیزهایی مانند پول، نگرش، فرهنگ، حافظه، تندرستی، نوع‌دوستی و عادات روزانه بر احساس بهروزی ما تأثیر می‌گذارد. حوزه جدید روان‌شناسی مثبت پر از یافته‌های جدیدی حاكی از آن است كه اعمال ما تأثیر چشمگیری بر احساس خوشبختی و رضایت ما از زندگی دارد. 10 راهبرد ثابت‌شده برای افزایش رضایت عبارتند از:

1. لحظات روزانه زندگی را درك كنید
هر از چندی مكث كنید تا گل سرخی را ببویید یا كودكان را حین بازی تماشا كنید. كسانی كه درنگ می‌كنند تا وقایعی را كه به‌طور عادی با عجله پشت سر می‌گذارند، ببینند یا در طول روز به وقایع خوشایند روزانه فكر می‌كنند، افزایش قابل توجهی را از نظر رضایت و كاهش افسردگی گزارش می‌كنند.

2. از مقایسه بپرهیزید
چشم و هم‌چشمی جزئی از بسیاری از فرهنگ‌هاست اما مقایسه خودمان با سایرین می‌تواند به رضایت و عزت نفس لطمه وارد كند. به جای مقایسه كردن با دیگران، توجه خود را به دستاوردهای شخصی معطوف كنید تا به رضایت بیشتری دست یابید.

3. بیش از اندازه به پول توجه نكنید
كسانی كه پول را در رأس فهرست اولویت‌های خود قرار می‌دهند، بیشتر در معرض افسردگی، اضطراب و عزت نفس پایین هستند. این امر در ملل و فرهنگ‌های گوناگون یكسان است. هر چقدر بیشتر رضایت را در كالاهای مادی بجوییم، كمتر آن را می‌یابیم. رضایت، عمر كوتاهی دارد و گذراست. پول‌دوستان نیز در آزمون پویایی و خودشكوفایی نمره اندكی می‌گیرند.

4. اهداف معنادار داشته باشید
كسانی كه برای تحقق چیزی ارزشمند تلاش می‌كنند، بسیار راضی‌تر از كسانی هستند كه رؤیاها یا آرزویی ندارند. این اهداف می‌تواند به سادگی یاد‌گرفتن مهارتی جدید یا بار آوردن بچه‌ها به شیوه‌ای اخلاقی باشد. انسان همواره برای رشد به نوعی معنا نیاز دارد. به گفته دانشمندان، رضایت و خوشبختی در محل تلاقی لذت و معنا قرار دارد. هدف چه در محل كار و چه در خانه آن است كه فعالیت‌هایی انجام دهیم كه از نظر شخصی هم لذت‌بخش و هم مهم باشد.

5. در كار ابتكار به خرج دهید
میزان رضایت شما از شغل تا حدی به ابتكاری كه به خرج می‌دهید، بستگی دارد. محققان معتقدند هنگامی كه خلاقیت به خرج می‌دهیم، به دیگران كمك می‌كنیم و راه‌های بهبود در امور را پیشنهاد می‌كنیم یا كارهای اضافی انجام می‌دهیم، از كارمان بیشتر احساس اغنا می‌كنیم.

6. دوست پیدا كنید و به خانواده اهمیت دهید
افراد راضی معمولاً‌ خانواده دوست و روابط بهتری دارند. اما صرف كمیت رابطه با افراد كافی نیست، بلكه كیفیت آن نیز اهمیت دارد. انسان به رابطه نزدیك نیاز دارد؛ رابطه‌ای كه در برگیرنده تفاهم و توجه باشد.

7. لبخند بزنید، حتی زمانی كه حالش را ندارید
به‌نظر ساده می‌رسد اما بسیار مؤثر است. افراد راضی امكانات موجود، فرصت‌ها و موفقیت را می‌بینند. وقتی آنان به آینده نگاه می‌كنند، خوشبین هستند و وقتی گذشته را مرور می‌كنند، معمولا گزینه‌های مثبت را می‌بینند. حتی اگر از بچگی اینگونه بزرگ نشده‌اید كه نیمه پر لیوان را ببینید، با تمرین نگرش مثبت به عادت تبدیل می‌شود.

8. طوری تشكر كنید كه گویی واقعاً قدردان هستید
كسانی كه عادت به سپاسگزاری دارند، معمولاً‌ سالم‌تر و‌ خوشبین‌تر هستند و بیشتر به سوی تحقق اهداف پیشرفت می‌كنند. تحقیقات نشان می‌دهد افرادی كه به كسانی كه به آنان كمك كرده‌اند، نامه تشكرآمیز می‌نویسند، از نظر رضایت در سطح بالا و از نظر افسردگی در سطح پایینی قرار دارند. به علاوه اثر یك نامه تشكرآمیز تا هفته‌ها طول می‌كشد.

9. از خانه بیرون بروید و ورزش كنید
تحقیقات نشان می‌دهد كه ورزش می‌تواند به اندازه داروها در درمان افسردگی مؤثر باشد و در عین حال هیچ‌گونه عوارض جانبی نیز نداشته باشد. به علاوه، هزینه آن نیز به‌مراتب كمتر است. ورزش منظم حس تحقق چیزی را به انسان می‌دهد، امكان تعامل با دیگران را فراهم می‌كند، هورمون‌های عامل احساس خوب را در بدن آزاد می‌كند و عزت نفس را افزایش می‌دهد.

10. بخشش را فراموش نكنید
نوع‌دوستی و بخشش را به جزئی از زندگی خود تبدیل كنید و از این كار مقصودی را بجویید. محققان می‌گویند كمك به همسایه، داوطلب‌شدن برای انجام كارهای عام‌المنفعه یا اهدای كالا و خدمات باعث ایجاد احساس خوبی در شخص می‌شود كه مزایای زیادی از نظر تندرستی به همراه دارد كه از ورزش كردن یا ترك كردن سیگار هم بیشتر است. گوش كردن به درد دل دوست، یاد دادن مهارت‌ها، توجه به موفقیت‌های دیگران و روحیه گذشت نیز به رضایت می‌افزاید. محققان می‌گویند كسانی كه برای دیگران خرج می‌كنند، بیشتر از كسانی كه برای خودشان خرج می‌كنند، احساس رضایت می‌كنند.

نوشته شده در جمعه 22 مهر1390ساعت 12 بعد از ظهر توسط عاشق زندگی زیبا|


شنبه 22 مرداد1390 ساعت: 15:8 توسط:soloist
اینارو میفرستم براتون اگه دوست داشتی بزار تووبلاگت جوابای جالب می گیری.
1-اگه خودکار بهت بدن که اندازه یه جمله جوهر داشته باشه چی باهاش می نویسی؟
2-اگه خدا24 ساعت گناهو ازاد می کرد تو چه گناهی میکردی؟(جواب صادقانه)
البته اول جواب خودم فراموش نشه.اگه دوست داشتی بازم دارم.
------------------------------------------------------------------------------------------
تاآخر دنیا دوست دارم و خواهم داشت حتی حالا که در کنارم نیستی.
2.می امدم و در خونتون را باز می کردم و اون زمان را تو را در اغوش می گرفتم
3.صداقت بهترین سیاست است

نوشته شده در پنجشنبه 17 شهریور1390ساعت 1 بعد از ظهر توسط عاشق زندگی زیبا|

شایع ترین بیماری آمیزشی چیست؟
 

The image “http://www.vfashiontrends.com/wp-content/uploads/2011/07/Top-10-relationship-tips.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

کلامیدیایی هم زنان و هم مردان را در تمام گروهای سنی مبتلا می‌کند، البته شیوع آن در جوانان بیشتر است. طبق آمار سازمان بهداشت جهانی، سالیانه 90 میلیون مورد جدید عفونت کلامیدیایی در جهان اتفاق می‌افتد.
عفونت‌های کلامیدیایی شایع‌ترین بیماری آمیزشی باکتریایی در دنیا و عامل آنها میکروبی به اسم «کلامیدیا تراکوماتیس» است. درگذشته، مهم‌ترین بیماری ناشی از کلامیدیا، «تراخم» بود که یک بیماری چشمی و از شایع‌ترین دلایل نابینایی است ولی درحال‌حاضر گونه‌ای از این باکتری بیشتر شایع شده که باعث عفونت دستگاه تناسلی می‌شود. كلامیدیاها انگل‌‌های داخل سلولی هستند و بسیاری از خصوصیات فیزیكی آنها مانند ویروس‌هاست. این میكروب‌ها باعث التهاب مجرای ادرار، واژن، گردن رحم، لوله‌های رحمی، مقعد و تخمدان‌ها می‌شوند. کلامیدیا یک عفونت داخل سلولی است، بنابراین تشخیص آن با روش‌های معمول آزمایشگاهی مشکل خواهد بود.
این بیماری ممکن است بدون علامت یا با علایم خفیف و زودگذر باشد، ولی با گذشت زمان، عوارض خود را به‌ ویژه در زنان نشان می‌دهد. بیشتر افراد مبتلا به بیماری‌های آمیزشی کلامیدیایی به علت بی‌اطلاعی از آلودگی خود به این میکروب، دنبال آزمایش یا درمان نمی‌روند. اگر همسر نیز درمان نشود، فرد پس از درمان، دوباره مبتلا خواهد شد.
کلامیدیا با هر نوع رابطه زناشویی قابل‌انتقال است و می‌تواند هنگام زایمان طبیعی از مادر به نوزاد منتقل شود. از آنجا كه گردن رحم در خانم‌ها و دختران جوان هنوز به خوبی تکامل نیافته است، امکان ابتلای این افراد بیشتر است.
علایم عفونت کلامیدیایی
بیشتر بیماران مبتلا به کلامیدیا بدون علامت هستند، این بیماری را بیماری خاموش نیز می‌نامند. این بیماری، یک دوره نهفته دارد و كه عبارت از مدت زمانی است که طول می‌کشد تا علایم بیماری پس از آلوده شدن به میکروب یا ویروس ظاهر شوند. طول دوره نهفته در عفونت کلامیدیایی 14-3 روز است. در خانم‌ها عفونت، ابتدا گردن رحم و مجرای ادرار را گرفتار می‌كند. 75 درصد خانم‌های مبتلا بدون علامت هستند. در صورت وجود علایم، عبارت خواهند بود از ترشح غیرطبیعی واژن و سوزش هنگام ادرار. حتی اگر عفونت از گردن رحم به لوله‌‌های رحمی منتشر شود، باز هم امكان دارد بیمار بدون علایم و نشانه باشد.
در عده‌ای از خانم‌ها، درد در قسمت تحتانی شکم، درد در قسمت پایین کمر، درد هنگام برقراری روابط زناشویی، تهوع، تب و خونریزی در فواصل عادت ماهیانه‌ها رخ می‌دهد. گاهی عفونت کلامیدیایی گردن رحم به ناحیه مقعد نیز منتشر می‌شود. بیشتر مردان مبتلا نیز بدون علامت هستند ولی برخی از آنها ترشح سفید یا روشن از مجرای ادرار و سوزش هنگام ادرار دارند. مردها همچنین ممکن است دچار سوزش و خارش در نوک مجرای ادرار شوند.
افراد در معرض خطر

خطر ابتلا به کلامیدیا در یک رابطه‌ زناشویی حفاظت نشده در این افراد بیشتر است:
1. دختران و خانم‌های جوان
2. مبتلایان به دیابت یا همان بیماری قند
3. كسانی كه وضعیت سلامت عمومی آنها نامناسب است.
4. افرادی كه در هوای گرم حضور دارند یا به هر علت دیگری، رطوبت و گرمای
ناحیه تناسلی‌شان ممكن است افزایش یابد.
5. خانم‌هایی كه از دوش واژینال استفاده می‌كنند.
عوارض عفونت کلامیدیایی
کلامیدیا برخلاف سوزاک که یک بیماری پر سر و صداست، معمولا هیچ علامتی ندارد، ولی عواقب آن خطیرتر از سوزاک است. «اپیدیدیم» یک از ضمایم بیضه در مردان است. عفونت آن باعث بزرگی و قرمزی کیسه بیضه به همراه درد شدید می‌شود.
عفونت اپیدیدیم را در اصطلاح پزشکی «اپیدیدیمیت» می‌گویند. شایع‌ترین علت اپیدیدیمیت، ابتلا به عفونت کلامیدیایی است. قطر اپیدیدیم در بعضی نقاط آن، کمتر از یک میلی‌متر است و عفونت ممکن است باعث بسته شدن آن شود. اسپرم از بیضه به‌وسیله اپیدیدیم خارج و از طریق لوله منی وارد منی می‌شود.
اگر مردی در هر دو طرف به اپیدیدیمیت مبتلا شود، بسته شدن دو طرفه اپیدیدیم باعث ناباروری وی خواهد شد. در این مردان با اینکه اندازه بیضه کاملا طبیعی است ولی تعداد اسپرم در مایع منی صفر گزارش می‌شود. گاهی بعضی از مردان جوان از اینکه تعداد اسپرم در مایع منی‌شان صفر گزارش شده است، تعجب می‌کنند گاهی هم زوجی قبلا صاحب یک فرزند شده‌اند و زمانی‌ كه می‌خواهند صاحب فرزند دوم شوند، مرد متوجه می‌شود که نابارور شده است. یکی از دلایل هر دو مورد، عفونت دو طرفه اپیدیدیم و بسته شدن آن است.
حدود 75 درصد زنان مبتلا به عفونت کلامیدیایی بدون علامت و 40 درصد آنها به بیماری التهابی لگن مبتلا می‌شوند که از عوارض آن دردهای مزمن لگنی و ناباروری است. گاهی یک مرد مبتلا به عفونت کلامیدیایی كه کاملا بدون علامت است، عفونت را به همسر خود منتقل می‌کند و با ابتلای همسر، زوج نابارور می‌شوند. مخاط واژن خانم‌ها در مقابل ‌کلامیدیا نسبتا مقاوم ولی مخاط گردن رحم حساس است و زود گرفتار می‌شود. زنان مبتلا به عفونت کلامیدیایی ممکن است ترشح مخاطی چرکی از دهانه رحم داشته باشند. گرفتاری لوله‌های رحمی با کلامیدیا باعث ناباروری زن می‌شود. 10 تا 40 درصد خانم‌های مبتلا به عفونت کلامیدیا كه درمان نمی‌شوند، بعدها به بیماری التهابی لگنی مبتلا خواهند شد.
در بعضی نقاط دنیا 40-30 درصد علت آسیب لوله‌‌های رحمی به‌علت عفونت‌های کلامیدیایی اتفاق می‌افتد. خطر بارداری خارج رحمی در زنان مبتلا به بیماری التهابی لگنی 10-6 برابر افراد عادی است و 50-40 درصد علت بارداری‌های خارج رحمی، بیماری التهابی لگن است. خطر ابتلا به بیماری ایدز در افراد مبتلا به عفونت کلامیدیایی 5 برابر افراد غیر آلوده خواهد بود. از عوارض دیگر کلامیدیا، عفونت چشم‌هاست اگر دست آلوده به ترشحات حاوی کلامیدیا با چشم تماس پیدا كنند عفونت چشمی «التهاب ملتحمه» ایجاد می‌شود در صورت عدم درمان، منجر به نابینایی خواهد شد. عفونت کلامیدیایی درمان نشده در خانم‌ها می‌تواند باعث زایمان زودرس شود. عفونت کلامیدیایی گردن رحم خانم باردار، هنگام زایمان به نوزاد منتقل خواهد شد و چشم، دهان، حلق و دستگاه تنفس نوزاد می‌تواند گرفتار شود.
تشخیص
امروزه در بسیاری از کشورها برنامه‌ای برای غربالگری این عفونت در زنان وجود دارد. با دریافت شرح حال مناسب، می‌توان در خانمی ‌که احتمال عفونت دارد، برای غربالگری اقدام كرد. در سال 1382، 1052 زن 49-15 ساله که به 5 درمانگاه زنان- مامایی در شهر تهران مراجعه کرده‌بودند، از نظر وجود عفونت کلامیدیایی بررسی شدند. حدود 12 درصد این تعداد خانم، تست PCR مثبت برای کلامیدیا داشتند. در جامعه‌ای که بیش از 4 درصد خانم‌های آن به کلامیدیا مبتلا هستند، غربالگری خانم‌ها از نظر وجود عفونت کلامیدیایی، توصیه می‌شود.
امروزه تست‌های بسیار حساسی وجود دارند که با استفاده از آنها می‌توان بیماری را هم در ترشحات گردن رحم و هم از طریق ادرار تشخیص داد. در مردان، برای تشخیص، از نمونه‌‌هایی که از داخل مجرای ادرار گرفته شده‌اند، استفاده می‌‌شود. بهترین تست تشخیصی هم در مرد و هم در زن استفاده از PCR است. برای درمان عفونت‌های کلامیدیایی، داروهای بسیار موثری وجود دارند.

نوشته شده در پنجشنبه 3 شهریور1390ساعت 5 بعد از ظهر توسط عاشق زندگی زیبا|

http://www.cpaaindia.org/activities/images/OnlineCatalog/Relation-I-Mixed-media-on-paper-22-X-28-inch.jpg

- تمایلات جنسی:

* مردان مدام به برقراری رابطه جنسی می اندیشند. این یکی از تصورات زنان نسبت به مردان است. بله این گفته کاملا واقعیت دارد اما زنان باید آگاه باشند که این یکی از خصوصیتهای بیولوژیکی مردان است.در واقع مردان در طبیعت اینگونه طراحی گردیده اند و نباید به آنها به دید موجوداتی شیطانی نگریست. علت دیگر را میتوان در تبلیغات گسترده رسانه ها در فیلمها و آگهی های تبلیغاتی جستجو کرد که مدام سکس و پورنوگرافی را ترویج میدهند.

* انگیزش بصری نقش مهمی در تهییج جنسی مردان ایفا میکند. مردان از لحاظ جنسی موجوداتی بصری هستند اما زنان بیش از آنکه با نگاه کردن و یا لمس کردن از لحاظ جنسی برانگیخته گردند، نسبت به کلام و واژه ها و لحن صدا از خود واکنش نشان داده و برانگیخته میگردند. عدم آگاهی نسبت به این تفاوت بارز میان دو جنس میتواند برای زنان و مردان مشکل ساز باشد.

*تخیلات نیز نقش بسیار قدرتمندی در تهییج جنسی مردان ایفا میکند.این بدان معناست که مردان بسیار در مورد رابطه جنسی خیالپردازی میکنند. یافته ها بیانگر آن است که مردان 3 برابر زنان برقراری رابطه جنسی را در رویاهای خود میبینند.

* مردان و زنان در سطح انرژی و تمایلات جنسی نیز با یکدیگر تفاوت دارند. زنان معمولا یک باطری و یا منبع انرژی دارند که تمام کارهای خود را با آن انجام میدهند از قبیل کار، مراقبت و رابطه جنسی. اما مردان یک باطری تعبیه شده یدک صرفا برای برقراری رابطه جنسی همواره در اختیار دارند. بدین مفهوم که یک مرد ممکن است مانند یک دونده ماراتون خسته و ناتوان باشد اما کماکان انرژی کافی برای برقراری رابطه جنسی در اختیار خواهد داشت. اما این سناریو برای زنان هیچ مصداقی ندارد. اما تصور "خیلی خسته برای برقراری رابطه جنسی" بندرت به ذهن یک مرد خطور میکند. این مسئله به ساختار مغزی زن و مرد مربوط میگردد. میل جنسی زنان شدیدا به بخش احساسی و عاطفی مغزشان مرتبط است. میل جنسی مردان کمتر به احساسات مقید است. این تفاوت نیز میتواند تنش جنسی بزرگی را میان زنان ومردان پدید آورد. اما این نیز یک تمایز بیولوژیکی میباشد.

* زنان و مردان هر دو تحت تاثیر سیکل هورمونی قرار دارند. اکثر زنان سیکل 28 روزه ای داشته که بروی خلق و خو و تمایلات جنسی آنان تاثیر گذاراست. مردان نیز دارای سیکل بیولوژیکی هستند. مردان دارای انباشت تستوسترون 3 روزه در بدن خود میباشند. یک مرد معمولی دارای سائق جنسی 3 روز در میان میباشد. یعنی تمایل دارد حداقل 3 روز در میان رابطه جنسی داشته باشد. اما این سیکل نیز همچون سیکل زنان در افراد مختلف با یکدیگر تفاوت دارد. البته این موضوع نباید توجیهی برای زیاده خواهی مردان باشد از آنجایی که این تمایلات قابل کنترل میباشد.

* خیانت جنسی برای مردان و خیانت احساسی (رابطه صمیمی) برای زنان غیر قابل تحمل است. بدین مفهوم که برای یک مرد حتی تصور خیانت جنسی همسرش میتواند واکنش شدیدی در وی ایجاد کند. اما در زنان بیشتر از این موضوع هراس دارند که نکند همسرشان آنها را رها کرده و عاشق زن دیگری شود.

* پیک جنسی (اوج تمایلات جنسی) در مردان در سن 18 سالگی و در زنان در سنین 35 تا 40 سالگی میباشد. یکی دیگر از تفاوتهای فاحش.

*شدت اورگاسم (اوج لذت جنسی) در زنان بیشتر از مردان میباشد.

*مدت رسیدن به اوج لذت جنسی در مردان کمتر از 3 دقیقه و در زنان 10 تا 20 دقیقه(حداقل 12 دقیقه) بطول می انجامد.ی کی دیگر از تفاوتهای دردسر ساز.

* کاهش تناوب روابط جنسی در مردان وزنان واکنشهای متفاوتی ایجاد میکند: در مردان میل جنسی افزایش یافته، سریعتر تحریک شده و آسانتر به اوج لذت جنسی میرسند اما در زنان کاملا برعکس است بطوری که میل جنسی کاهش یافته، به سختی برانگیخته میگردند و رسیدن به اوج لذت جنسی بسیار دشوار میگردد. یکی دیگر از تفاوتهای مشکل آفرین.



2- روانشناختی:

* تفکر غالب در مردان: جدایی (استقلال)، موفقیت، شغل و در زنان: وابستگی(تعلق)، گفتگو و رابطه میباشد.

* زنان بیشتر از مردان نگران سلامتی خود هستند.

* زنان به پول به چشم ابزار مینگرند اما مردان به عنوان منبع قدرت.

* زنان بیشتر از مردان از دیگران در خواست کمک میکنند.

* مردان از لحاظ جنسی حسد میورزند زنان از لحاظ احساسی و رابطه صمیمی.

* وفاداری در زنان بیشتر از مردان است.

* مردان بیشتر به اشیاء و اهداف و زنان به افراد و احساسات علاقه مند میباشند.

*مردان هیچگاه در مورد مشکلاتشان صحبت نمی کنند مگر آنکه بخواهند نظر و اندرز یک کارشناس را جویا گردند. درخواست کمک از دیدگاه مردان ضعف تلقی میگردد.

*مردان پرخاشگر، جنگجو تر و سلطه جو تر از زنان میباشند.

* دغدغه فکری مردان وضعیت مالی و زنان جذابیت فیزیکی است.

* مردان بیشتر منطقی، تحلیل کننده و خرد گرا هستند زنان بیشتر خلاق، کل نگر و احساساتی.

*برخلاف تصور مردان بیشتر از زنان نسبت به پایان یافتن رابطه آسیب پذیر تر و وابسته تر میباشند و در صورت پایان یافتن یک رابطه خرد میگردند. زیرا مردان معمولا دوستان و پشتیبان احساسی کمتری نسبت به زنان دارند.

* مردان نصیحت زنان را به منزله عدم کفایت و شایستگی خود قلمداد میکنند.

* مردان برای دلداری دادن زنان آزرده راه حل برای مشکلاتشان ارائه میدهند اما این عمل از سوی زنان بی توجهی به احساساتشان تفسیر میگردد.

 

نوشته شده در دوشنبه 24 مرداد1390ساعت 5 بعد از ظهر توسط عاشق زندگی زیبا|

21. با یکدیگر مشورت کنیم
هر یک از همسران باید حق داشته باشند نظر و پیشنهاد خود را بیان کنند. با مشورت کردن، راه رسیدن به زندگی سالم کوتاه تر می‌شود.

22. قدرشناس باشیم
از همسرمان به خاطر انجام وظایف، مسوولیت‌ها و همکاری‌هایش قدردانی کنیم برای ابراز سپاسگزاری و تشکر به کلمه‌های خاصی نیازمند نیستیم!

23. احساس مسوولیت داشته باشیم
هر یک از همسران باید خود را در مقابل کاری که برعهده گرفته‌اند متعهد بدانند و از انجام دادن آن شانه خالی نکنند.

24. برنامه‌ریزی کنیم
در حقیقت برنامه‌ریزی به زندگی خانوادگی نظم و سامان می‌بخشد.

 

25. الگوی خوبی باشیم
طوری رفتار کنیم که الگوی رفتاری مناسبی برای همسر و فرزندان خود باشیم.

26. خود را به جای همسرمان بگذاریم
دنیا را از دریچه ی نگاه او ببینیم و از خود بپرسیم : "اگر من جای او بودم چه می‌کردم؟"

27. به خواسته‌ها و افکار یکدیگر احترام بگذاریم
فراموش نکنیم که ازدواج پیمان همکاری و تشریک مساعی است.

28.میانه رو و متعادل باشیم
حضرت علی (ع) فرموده‌اند "خیرالامور اوسط‌ها"، پس اگر در تمام امور زندگی (خوردن، خوابیدن، مسافرت و حتی محبت کردن و...) اعتدال را رعایت کنیم کمتر دچار مشکل می‌شویم.

29. با جملات زیبا از همسر خود دلجویی کنیم
یک جمله ی شورانگیز می‌تواند طوفانی از خشم و غضب و نفرت را خاموش کند و بنای زندگی را از خطرات گوناگون دور سازد.

30. روابط زناشویی را بسیار مهم بدانیم
عدم توجه به این روابط موجب ایجاد مشکلات مختلف خانوادگی، روحی و روانی برای هر یک از طرفین می‌شود و زندگی را با خطرهای جدی روبرو می‌کند.

31. به همسرمان دلگرمی بدهیم
به همسر خود بگوییم که من به خاطر عشق به تو همه ی سختی‌های زندگی‌مان را می‌پذیرم چنین جملاتی باعث دلگرمی او می‌شود.

32. همسر خود را راضی کنیم
باید طوری رضایت همسرمان را جلب نماییم که مطمئن باشیم هیچ وقت ما را ترک نمی‌کند و یا در هیچ مشکلی ما را تنها نمی‌گذارد.

 

33. با همسرمان صادقانه رفتار کنیم
با متانت و صداقت قبول کنیم که در بعضی از کارها همسرمان شایسته‌تر است.

34. در زندگی مشترک به تنهایی تصمیم نگیریم
برای سخن و پیشنهاد همسرمان احترام قائل شویم و خود را عقل کل ندانیم. باور داشته باشیم که همیشه همه چیز را همگان دانند.

35. سختی‌ها و مشکلات محیط کار را در حد ضرورت با همسرمان در میان بگذاریم
هم فکری بار مشکلات را سبک‌تر می‌نماید.

36. فرمان ندهیم
نباید خانه را به پادگان تبدیل کنیم، متوجه باشیم که خانه کانون عشق و محبت است نه محل یکه تازی و خشونت.

37. تعصبات غلط و افکار مزاحم را از خود دور کنیم
افکار مزاحم مانند خوره، سلامت روانی انسان را از میان می‌برند. بهتر است به جای اعمال تعصبات دست و پاگیر انرژی خود را صرف توجه به همسر و خانواده نماییم.

38. از ازدواج خود اظهار پشیمانی نکنیم
زندگی و روابط خود را با دیگران مقایسه نکنیم و از یاد نبریم که زندگی هر کسی مطابق سلیقه و عقل و درایت او اداره می‌شود.

39. روی نقاط ضعف همسر خود انگشت نگذاریم
هر فردی ممکن است در موارد مختلف دچار ضعف باشد آشکار کردن و بزرگ جلوه‌دادن این نقاط ضعف موجب ایجاد کدورت می‌شود. هرگز نباید از نقطه ضعف‌ها به عنوان اسلحه‌ای برای سکوت یا شکست دادن همسر استفاده کنیم.

40. مقابله به مثل نکنیم
از رفتارهای تلافی جویانه بپرهیزیم و سعی کنیم به جای مقابله به مثل، رفتار مناسب را به او یادآوری نماییم.

نوشته شده در شنبه 18 تیر1390ساعت 4 بعد از ظهر توسط عاشق زندگی زیبا|

1. شاد باشیم
شاد بودن همیشه ارزشمند است، پس سعی کنیم خود را خوشحال و سرحال نشان دهیم تا خستگی را از تن شریک زندگی خود دور کنیم.

2. صبور باشیم
اگر رفتار همسرمان را خوشایند نمی‌دانیم بهتر است با حوصله و تأمل و در شرایط مناسب او را از چگونگی رفتارش آگاه کنیم.

3. منطقی رفتار کنیم
مسایل را منطقی و درست بررسی کنیم و به جای منافع شخصی، مصالح زندگی مشترک را در نظر بگیریم و بی‌طرفانه قضاوت کنیم.

4. کم توقع باشیم
از همسرمان آن‌قدر انتظار داشته باشیم که بتواند به انتظارات پاسخ دهد.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 18 تیر1390ساعت 4 بعد از ظهر توسط عاشق زندگی زیبا|

 

در این مقاله به برخی از متداول‌ترین راه‌ های ایجاد عصبانیت در ارتباطاتان اشاره می‌کنیم.

1. شروع گفتگو با اشاره کردن به یک فرد با انگشت و متهم کردن او برای چیزی.

 2. استفاده از زبان "تو" برای مقصر کردن کسی. مثلاً "تو به من گفتی ساعت 7 خونه ‌ای، پس چی شد؟ تو منو ترسوندی. تو با این کارت به من احترام نگذاشتی."

 3. فریاد زدن نام کسی با صدای بلند در محل ‌کار یا خانه (یادتان می‌آید والدینمان اینکار را با ما می‌کردند و ما اصلاً خوشمان نمی‌آمد؟ )

 4. استفاده از یک لحن تند و بلند و زبان بدن منفی. گرد کردن چشم‌ها یا درآوردن صداهای ناامیدکننده.

 5. قطع کردن حرف کسی که با شما صحبت می‌کند، به جای اینکه تا وقتی حرفهایش کامل تمام شود، به او گوش دهید.

 6. استفاده از کلمات آزاردهنده و غیرمحترمانه برای توصیف کسی یا کسی که با او حرف می‌زنید.

 7. استفاده از حرکات و اداهای تهدیدآمیز با دست و بدن، چه برای شوخی و چه جدی.

 8. عدم توجه، پرت شدن حواستان توسط یک چیز دیگر مثل تلویزیون، کامپیوتر یا بچه‌ها.

 9. دوری کردن از یک نفر و خودداری از برخورد با او.

 10. زبان بدن منفی و بسته، مثل دست به سینه زدن یا پشت کردن به کسی.

 

اینها متداول‌ترین راه‌های تحریک و عصبانی کردن همدیگر است. تا می‌توانید از این اشتباهات در روابطتان دوری کنید.

 

یادتان باشد: برای به دست آوردن رابطه‌ای که همیشه آرزو داشتید و رسیدن به کسی که عاشقش هستید، باید کارهایی بکنید که قبلاً نکرده‌اید.

نوشته شده در شنبه 18 تیر1390ساعت 4 بعد از ظهر توسط عاشق زندگی زیبا|

چرا عشق به نفرت تبدیل می‌شود؟

آیا عشق واقعاً به نفرت تبدیل می‌شود؟ اگر واقعیتش را بخواهید نه. عشق واقعی هیچوقت به نفرت یا هر چیز دیگری تغییر نمی‌یابد. کریشنا می‌گوید که تامل، مدیتیشن یا تمرکز روی یک شیء موجب ایجاد جذبه و وابستگی به آن شیء می‌شود. این وابستگی به میل به مالکیت و لذت بردن از آن شیء منتهی می‌شود. این میل به اشتباه عشق خوانده می‌شود. اما این فقط یک جلوه از حالت عشق است. حالت‌ها همیشه در حال ریزش هستند. این موجب ایجاد کیفیات مختلف می‌شود. وقتی میل فردی میسر نشود، سپس خشم ایجاد می‌شود. خشم یک عضو از خانواده نفرت است و موجب افکار و اعمال مخرب می‌گردد.

روح بخشی از انرژی خدایی است. فقط زمانی می‌تواند به آرامش پایدار برسد که به خدا بپیوندد. اما وقتی روح جسم مادی اشغال می‌کند، نتیجه به دست آمده دوگانه است. روح مثل یک کودک احساس می‌کند گم شده و از مادر خود جدا شده است. در آن وضعیت گم‌گشتگی، از روی نادانی و جهل، به دنبال پیوستگی با ارتباطات مادی است. علت ریشه ‌ای این میل به پیوستگی با یک انسان، یک علت معنوی است. همچنین یک ترس، ترس از تنهایی، ترس از گم کردن خود (جسم) و چیزهایی که مربوط به خویش است، مثل اعضای خانواده، اقوام و دارایی‌ها به وجود می‌آید. دلیل آن دوگانگی است که از تطبیق اشتباه با جسم مادی ایجاد شده است.


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 18 تیر1390ساعت 6 قبل از ظهر توسط عاشق زندگی زیبا|

آمار بالای طلاق سوالات زیادی مطرح می‌کند: آیا ازدواج به اندازه کافی جدی گرفته نمی‌شود؟ آیا زوج‌ ها خیلی جوان ازدواج می‌کنند؟

از بچگی به ما یاد داده ‌اند که ازدواج پیوندی ثابت و ماندگار بین دو نفر است که عمیقاً به هم متعهد هستند و می‌خواهند با هم زندگی نو بسازند. ازدواج باید سرشار از عشق، همراهی، اعتماد، حمایت و شادی باشد.

اما وقتی جوان و در حال رشد هستیم، وقت این است که آزاد باشیم و فردیتمان را رشد دهیم—یک شغل برای خودمان انتخاب کنیم، مسافرت کنیم، مستقل شویم. اینها چیزهایی هستند که به شکل زوج هم می‌توان انجام داد اما وقتی یک خانواده تشکیل می‌دهید، محدودتر می‌شود. وقتی جوان ‌تر هستیم و دهه بیست سالگیمان را پشت سر می‌گذاریم، بعضی وقت ‌ها نمی‌دانیم که بعنوان یک "فرد" چه هویتی داریم. همین باعث می‌شود در رابطه ‌مان خود را گم کنیم. بیشتر زوج‌هایی که در سنین پایین ازدواج می‌کنند به خاطر همین عدم بلوغ احساسی و تجربیات محدود زندگی با طلاق روبه رو می‌شوند.

زوجی که از 16-17 سالگی رابطه خود را شروع می‌کنند، احساس می‌کنند که ازدواج قدم بعدی برای آنها در دهه بیست زندگیشان است. بااینکه این می‌تواند موثر باشد اما خیلی مهم است که بدانند مشکلاتی هم در راه خواهد بود. بعنوان مثال، اگر به این دلیل که از دبیرستان فقط با یک نفر بوده‌ اید با کسان دیگری از جنس مخالف خود رابطه نداشته ‌اید، وقتی سنتان بالاتر می‌رود احساس می‌کنید که باید با افراد جدیدی آشنا شوید و بفهمید با کسان دیگر بودن چه حسی دارد. ایجاد رابطه با افراد دیگر خیلی مهم است—اینطوری بیشتر قدردان همسرتان خواهید بود و می‌فهمید که مرغ همسایه اصلاً هم غاز نیست!

همچنین داشتن امنیت مالی هم اهمیت زیادی دارد. مراسم عروسی خرج و مخارج بالایی دارد و چیزهایی مثل تهیه مسکن و شروع یک خانواده نیاز به مقدار زیادی پول دارد. وقتی جوان ‌تر هستیم، می‌توانیم بدون خرج پول زیادی زندگی را بگذرانیم اما وقتی به کسی متعهد شوید، خیلی مهم است که هر دوی شما ثبات مالی داشته باشید. هیچ چیز بدتر از دعوا کردن بر سر پول یا بالا آوردن بدهی برای مخارج خانه نیست. این مشکلات ایجاد رنجش می‌کند و استرس زیادی بر رابطه وارد می‌کند. هرچه سنمان بالاتر می‌رود، یاد می‌گیریم که چطور بودجه ‌بندی کنیم و چطور مدیریت مالی داشته باشیم. لازم به ذکر نیست که وابستگی مالی به خانواده‌ ها هم فشار زیادی بر زوج وارد می‌کند.

اگر بدانید ازدواج کاملاً متعهد چیست، هیچوقت برای رسیدن به آن عجله نمی‌کنید. طلاق گرفتن سخت است. همه جدایی‌ها همینطور هستند اما طلاق بسیار مشکل سازتر است، مخصوصاً اگر پای بچه هم وسط باشد. در ازدواج کردن هیچوقت نباید عجله کنید. درست است که ازدواج قدم بسیار خوبی در زندگی می باشد که نشان‌ دهنده عشق و محبت است، اما نباید به آن بعنوان راهی برای جلوگیری از بی ‌وفایی یار، به دست آوردن امنیت بیشتر یا نجات رابطه به آن نگاه کنید. ازدواج تعهدی واقعا جدی است و نباید آسان به آن نگاه کرد. وقتی هنوز جوان هستیم و فردیت خودمان را کشف نکرده ‌ایم، بهتر است این قدم را برای زمانی که بزرگتر و بالغ‌تر شدیم و از نظر مالی و احساسی ثبات و امنیت بیشتری به دست آوردیم، نگه داریم.

نوشته شده در پنجشنبه 9 تیر1390ساعت 7 قبل از ظهر توسط عاشق زندگی زیبا|

مشکل شماره 1

خسته بودن میل‌ جنسی. کاملاً مشخص است. بعضی از ما میل‌ جنسی بسیار قوی داریم و بعضی از ما اینطور نیستیم. مهمترین مشکل ازدواج ‌های فاقد رابطه‌ جنسی این است که شما یا همسرتان یا هر دوی شما از نظر جنسی خسته هستید. یعنی میل‌ جنسی بسیار پایین بوده یا اصلاً وجود ندارد.

مشکل شماره 2

این خستگی معمولاً به عصبانیت می ‌انجامد. وقتی چیزی که می‌خواهید را به دست نیاورید، خسته می‌شوید و این معمولاً موجب بروز عصبانیت در شما می‌شود. در واقع، ممکن است به این دلیل ازدواجتان فاقد رابطه‌ جنسی است که یکی از شما از دیگری عصبانی است. اگر آن چیزی که می‌خواهم را به من نمی ‌دهی پس من هم آن چیزی که تو می‌خواهی را به تو نمی ‌دهم.

مشکل شماره 3

داستان کنترل ‌کردن‌ها شروع می‌شود. از خستگی سعی می‌کنید همسرتان را کنترل کنید تا طور دیگری رفتار کند و هرچه بیشتر سعی می‌کنید او را کنترل کنید، بیشتر همسرتان را از خود دور می‌کنید. عصبانیت و فاصله ‌ای که بینتان می ‌افتد، در زندگیتان ریشه گرفته و رابطه‌ جنسی به یک میدان نبرد برایتان تبدیل می‌شود.

مشکل شماره 4

سردرگمی اتفاق می‌افتد. چه اتفاقی می‌افتد؟ چه چیز تغییر کرده است؟ چرا همسرم دیگر من را نمی‌خواهد؟ چرا من دیگر همسرم را نمی‌خواهم؟ برای تغییر این وضعیت چه می‌توانم بکنم؟ چه مدت می‌توانم این وضعیت را تحمل کنم؟ اگر مشکل جنسیمان برطرف نشود چه اتفاقی می‌افتد؟ چه می‌توانم بکنم؟ سوال پشت سوال و پاسخ به این سوالها به نظر دست‌ نیافتنی می‌رسد.

مشکل شماره 5

اعتماد به ‌نفستان پایین می‌آید. احتمالاً  اوایل آشنایی به نظر هم جذاب می‌رسیدید و الان این جذابیت به هیچ تبدیل شده است. ظاهر، نوازش‌ها، مکالمات آرام و تحریک کننده قدیم دیگر جایی بین شما ندارد. اعتماد‌به ‌نفس شما شدیداً پایین آمده و متعجبید که چه مشکلی دارید؟ آیا دیگر به اندازه قبل جذاب نیستید؟ آیا دلیل نبود رابطه‌ جنسی در ازدواجتان شما هستید؟ و اینجاست که احساس شرم و گناه همه ذهنتان را پر می‌کند.

مشکل شماره 6

به دوراهی اخلاقی می‌رسید. برای ازدواج ارزش قائل هستید و می‌خواهید که قداست رابطه ‌تان را نگه دارید. بچه‌ها و کل خانواده را دوست دارید اما فکر ادامه این رابطه بدون وجود صمیمیت و رابطه‌ جنسی برایتان غیرقابل تحمل است. آیا این رابطه اینقدر خوب است که نباید ترکش کنید یا اینقدر هم بد است که نمی‌توانید تحملش کنید؟ کدام کار درست است؟ آیا باید در ازدواج بدون رابطه‌ جنسی بمانید یا آن را ترک کنید؟

مشکل شماره 7

باورتان نمی‌شود که به خیانت فکر کنید. اگر بخواهید با یکنفر دیگر که از نظر جنسی جذبتان می‌کند رابطه داشته باشید چه می‌شود؟ آیا می‌توانید اینکار را بکنید؟ آیا اشکالی ندارد یک رابطه جنسی بدون تعهد با یک نفر دیگر داشته باشید؟ چه فکر می‌کنید؟ به خودتان گوش دهید. ببینید شما دارید به آن فکر می‌کنید و این شما را می‌ترساند.

مشکل شماره 8

برای کمک پیش که می‌روید؟ درمورد مسائل و مشکلات این ازدواج فاقد رابطه ‌جنسی با که حرف می‌زنید؟ دوستانتان؟ روانشناس؟ خواهر یا برادرتان؟ نه؛ خواهشاً هرکسی که هست بچه‌ هایتان نباشد. آیا باید پیش روانشناس بروید و درمورد این ازدواج بدون رابطه‌ جنسی با او مشورت کنید؟ آیا همسرتان هم با شما می‌آید؟ مطمئناً اگر با کسی دردودل نکنید دیوانه می‌شوید.

مشکل شماره 9

باید یک راه‌ حل پیدا کنید. باید علت و ریشه آن را پیدا کنید. آیا یک مشکل جسمی است؟ آیا یک مسئله رابطه ‌ای است که شما را در یک ازدواج بدون رابطه ‌جنسی اسیر کرده است؟ شاید هم یک مشکل شخصی با خودتان یا همسرتان؟ شاید هم یک تاثیر فرهنگی است؟ هرچه که هست باید علت اصلی را پیدا کنید.

مشکل شماره 10

می‌ترسید که این نبود رابطه‌ جنسی رابطه ‌تان را بر هم بزند. نمی توانید حتی لحظه ‌ای به آن فکر نکنید. می‌ترسید این مشکل آخر دیوانه‌ تان کند. ترس و اضطراب همه وجودتان را گرفته است. اما باید همه اینها را کنار بگذارید.

بله اینها 10 مشکل اصلی همه ازدواج‌ های بدون رابطه‌ جنسی است. اگر شما هم کمتر از 10 مرتبه در سال با همسرتان رابطه ‌جنسی  دارید، یعنی در چنین رابطه‌ای هستید.

 

دوستان عزیزم نظرات و سولات شما مارا در بهتر اداره کردن این مطالب یاری می کند.منتظر نظرات و بحث و انتقادهای شما..

نوشته شده در شنبه 10 اردیبهشت1390ساعت 6 قبل از ظهر توسط عاشق زندگی زیبا|

خوب و بد ازدواج فامیلی

خوب و بد ازدواج فامیلی

حتی المقدور افراد به دلیل مشكلات ژنتیكی و روانی به سمت ازدواج فامیلی نروند. اگر هم ازدواج فامیلی صورت گرفت، مشاوره ژنتیك و مشاوره روان شناسی بسیار ضروری است ...
ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 11 فروردین1390ساعت 7 بعد از ظهر توسط عاشق زندگی زیبا|

 

 

هر مردی باید یک روزی ازدواج کنه،چون شادی تنها چیز زندگی نیست

آنونیموس

———— ——— ——— ——— ——— ——— ——— —
Bachelors should be heavily taxed. It is not fair that some men should
be happier than others.

Oscar Wilde

برای مجردها باید مالیات سنگینی مقرر شود،چون این انصاف نیست که بعضیها
شادتر از بقیه زندگی کنند

اسکاروایلد

———— ——— ——— ——— ——— ——— ——— —-
Don’t marry for money; you can borrow it cheaper.

Scottish Proverb

برای پول ازدواج نکنید ، میتونید اونرو با بهره کمتری قرض بگیرید

ضرب المثل اسکاتلندی

———— ——— ——— ——— ——— ——— ——— —-
I don’t worry about terrorism. I was married for two years.

Sam Kinison

من از تروریستها وحشتی ندارم ، من دوساله ازدواج کردم

سام کینیسون

———— ——— ——— ——— ——— ——— ——— —
Men have a better time than women; for one thing,
they marry later; for another thing, they die earlier.

H. L. Mencken

مردها فرصت بهتری در زندگی نسبت به زنان دارند،یکی بخاطر اینکه دیرتر
ازدواج میکنند و دوم اینکه زودتر میمیرند

اچ.ال.منکن

———— ——— ——— ——— ——— ——— ——— —
When a newly married couple smiles, everyone knows why.
When a ten-year married couple smiles, everyone wonders why.

وقتی که یک زوج تازه مزدوج لبخند میزنند،همه میدونند چرا

ولی وقتی یک زوج ده سال پس از ازدواج لبخند میزنند همه حیرانند چرا ؟

———— ——— ——— ——— ——— ——— ——— —
Love is blind but marriage is an eye-opener.

عشق آدم را کور میکند ولی ازدواج چشمان انسان را باز میکند

———— ——— ——— ——— ——— ——— ——— —-
When a man opens the door of his car for his wife,
you can be sure of one thing:

either the car is new or the wife.

وقتی مردی درب خودرو را برای همسرش باز میکند ، شما میتوانید مطمئن باشید که :
۰

یا ماشین جدید است یا همسرش

———— ——— ——— ——— ——— ——— ——— —
I take my wife everywhere, but she keeps finding
her way back to home always.

Anonymous

من همسرم را خودم همه جا میبرم ، ولی اون همیشه راه برگشتن به خانه را پیدا میکند

آنونیموس

———— ——— ——— ——— ——— ——— ——— —-
I asked my wife, “Where do you want to go for our
anniversary? ” She said,”Somewhere I have never been!” I told her,
How about the kitchen?”

Anonymous

من از همسرم پرسیدم که برای سالگرد ازدواجمان به کجا برویم؟ او گفت: به
جائی که تا حالا نرفتم.من گفتم: نظرت راجع به آشپزخانه چطوره؟!!!!!
۰

آنو نیموس

———— ——— ——— ——— ——— ——— ———
We always hold hands. If I let go, she shops.

من همیشه دستان همسرم را در دستم میگیرم، چون اگه رهاش کنم اون میره خرید
۰

———— ——— ——— ——— ——— ——— ——— -
My wife was in beauty saloon for two hours.
That was only for the estimate.

Anonymous

همسرم برای دو ساعت در یک سالن آرایش و زیبائی بود

البته فقط برای ارزیابی و قیمت گرفتن

آنو نیموس

———— ——— ——— ——— ——— ——— ——— -
She got a mudpack and looked great for two days. Then
the mud fell off.

Anonymous

همسرم یک ماسک تقویتی صورت خرید ،برای دوروز خیلی صورتش خوب شده بود ولی
بعدش ماسک افتاد !!!
۰

آنو نیموس

———— ——— ——— ——— ——— ——— ——— —
Badd Teddy recently explained to me why he refuses
to get to married.
He says “the wedding rings look like minature
handcuffs… ..”

Anonymous

باد تدی برای من شرح میداد که چرا از ازدواج کردن فراریست.میگفت: حلقه
ازدواج مثل یک دستبند مینیاتوریست
۰۰۰۰۰

آنو نیموس

———— ——— ——— ——— ——— ——— ——— —
A man placed some flowers on the grave of his dearly
parted mother and started back toward his car when his attention was
diverted to another man kneeling at a grave. The man seemed to be
praying with profound intensity and kept repeating, ‘Why did u have to
die? Why did you have to die?” The first man approached him and said, “Sir,
I don’t wish to interfere with your private grief, but this
demonstration of pain in is
more than I’ve ever seen before. For whom do you mourn so? Deeply? A
child? A parent?”The mourner took a moment to collect himself, then
replied “My wife’s first husband.”

مردی دسته گلی روی قبر مادر عزیز مرحومش گذاشت و داشت به سمت ماشینش
برمیگشت که توجهش به مردی جلب شد که بالای سر قبری زانو زده بود.بنظر
میرسید مرد با سوز و گداز فراوانی جمله ای را تکرار میکرد،”چرا باید از
دست میرفتی؟” ، ” چرا باید از دست میرفتی؟”
۰

مرد اولی به سمتش رفت وگفت: امیدوارم مزاحم سوگواریتان نشده باشم اما در
این حد اظهار عجز و ناراحتی را تا بحال ندیده ام، برای چه کسی
اینطورعمیق ابراز ناراحتی میکنید؟ فرزند؟والدین؟

مرد سوگوار چند لحظه ای طول کشید تا خودش را جمع و جور کند سپس پاسخ
داد:”شوهر اول همسرم ! ”
۰

———— ——— ——— ——— ——— ——— ——— —-
A couple came upon a wishing well. The husband
leaned over, made a wish
and threw in a coin .
The wife decided to make a wish, too. But she leaned
over too much, fell
into the well, and drowned. The husband was stunned
for a while but then
smiled “It really works!”

یک زوج بر سر یک چاه آرزو رفتند، مرد خم شد ، آرزوئی کرد و یک سکه به
داخل چاه انداخت.زن هم تصمیم گرفت آرزوئی کند ولی زیادی خم شد و ناگهان
به داخل چا ه پرت شد

مرد چند لحظه ای بهت زده شد بعد لبخندی زد و گفت: ” این واقعا” درست کار
میکنه !!!!”

 

سال نو مبارک

 ۴سال در کنارتون بودیم امیدوارم امسال هم قوی تر از هر سال با هم باشیم

نوشته شده در جمعه 5 فروردین1390ساعت 8 قبل از ظهر توسط عاشق زندگی زیبا|


آخرين مطالب
» این پست مخصوص نظر دادن است
» روشهای شگفت انگیز برای یافتن عشق ماندگار
» افزایش میل جنسی به روش های سنتی
» خطرات احساسی رابطه جنسی پیش از ازدوج
» توصیه های مفید طب سنتی درباره رابطه جنسی
» تمرینی برای درمان کم شدن میل جنسی زنان
» هفـت نوع شوخـی زشت آقـایان با خانـم ها !
» وقتهایی که نباید ازدواج کرد
» خيال پردازي های جنسي!
» حفظ پرده بکارت بعد از ازدواج بعلت ترس

Design By : Pichak